بررسی معنای لفظ «سُحت» در روایات
معنای لغوی سحت
برخی مانند مرحوم شیخ انصاری «سُحت» را ظاهر در حرمت میداند؛ ازاینرو میان روایت «لا بأس ببیع العذرة» و روایت «ثمن العذرة سُحت» تعارض قائل میشود. اما این ظهور برای ما تمام نیست و میان دو روایتِ مربوط به عذره نیز تعارضی نمیدانیم.
کلمه «سُحت» طبق تصریح لغویین، هم در حرام استعمال شده و هم در مکروه، و استعمال در هر یک نیازمند قرینه است:
السُّحْتُ و السُّحُتُ: كلُّ حرام قبيح الذِّكر; و قيل: هو ما خَبُثَ من المَكاسب و حَرُم فلَزِمَ عنه العارُ، و قَبيحُ الذِّكْر، كَثَمن الكلب و الخمر و الخنزير، … و في الحديث: يأْتي على الناس زمانٌ يُسْتَحَلُّ فيه كذا و كذا. و السُّحْتُ. الهَدِيَّة أَي الرَّشْوَةُ في الحكم و الشهادة و نحوهما، و يَرِدُ في الكلام على المكروه مَرَّةً، و على الحرام أُخرى، و يُسْتَدَلُّ عليه بالقرائن، و قد تكرر في الحديث
(لسان العرب، ج ۲، ص ۴۱)
(سحت) فيه: «أنه أحمى لجرش حمى، و كتب لهم بذلك كتابا فيه: فمن رعاه من النّاس فماله سُحْتٌ» يقال مال فلان سُحْتٌ: أى لا شىء على من استهلكه، و دمه سُحْتٌ: أى لا شىء على من سفكه. و اشتقاقه من اَلسَّحْتِ و هو الإهلاك و الاستئصال. و اَلسُّحْتُ: الحرام الذى لا يحلّ كسبه، لأنه يَسْحَتُ البركة: أى يذهبها.
و منه حديث ابن رواحة و خرص النّخل: «أنه قال ليهود خيبر لما أرادوا أن يرشوه: أتطعمونى السُّحْت» أى الحرام. سمى الرّشوة فى الحكم سُحْتاً.
و منه الحديث: «يأتى على النّاس زمان يستحل فيه كذا و كذا، و السُّحْتُ بالهديّة» أى الرّشوة فى الحكم و الشّهادة و نحوهما. و يرد فى الكلام على الحرام مرة و على المكروه أخرى، و يستدل عليه بالقرائن. و قد تكرّر فى الحديث.
(النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج ۲، ص ۳۴۵)
السُّحْتُ، و السُّحُتُ بالضَّمِّ و بضَمَّتَيْنِ، و قُرِئ بهما قولُه تعالَى: أَكّٰالُونَ لِلسُّحْتِ مُثَقَّلاً و مُخَفَّفاً، و هو الحَرامُ الذي لا يَحِلُّ كَسْبُه، لأَنّهُ يَسْحَتُ البَرَكَةَ، أَي يُذْهِبُها. و السُّحْتُ: كلّ حَرامٍ قبيحِ الذِّكْر، أَوْ ما خَبُثَ من المكَاسِبِ و حَرُمَ، فلَزِمَ عنْهُ العارُ و قبِيحُ الذِّكْر، كثَمَنِ الكَلْبِ و الخمْرِ و الخِنْزِير.
و في حديث ابن رَوَاحَةَ: و خَرْص النخْلِ، أَنّه قال ليهودِ خَيْبر، لمّا أَرادُوا أَنْ يَرْشُوه: «أَ تُطْعِمُونِّي السُّحْتَ»؟ أَي الحرَامَ، سَمَّى الرُّشْوَةَ في الحُكْمِ سُحْتاً. و يرِد في الكلامِ على المكْروهِ مَرَّةً، و على الحَرام أُخْرَى، و يُسْتدلُّ عليه بالقرَائن، و قد تكرّر في الحديث.
(تاج العروس، ج ۳، ص ۶۵)
السُّحْت: كل حرام قبيح الذكر يلزم منه العار - نحو ثمن الكلب و الخمر و الخنزير. و أَسْحَتَ الرجلُ: وقع فيه. و السُّحْت: جهد العذاب. و سَحَتْناهم - و أَسْحَتْنا بهم لغة - أي: بلغنا مجهودهم في المشقة عليهم. [قال] الله عز و جل: فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذٰابٍ.
(العین، ج ۳، ص ۱۳۲)
نکته: در عبارت العین، مراد از حرام، حرام فقهی نیست؛ زیرا پس از آن «قبیح» و «عار» ذکر شده است. مراد، حرام لغوی است که اعم از حرام و مکروه فقهی است.
برخی مانند محقق سبزواری گفتهاند موضوعله «سُحت» عبارت است از «ما یلزم لصاحبه العار» که اعم از حرام و مکروه فقهی است و ما نیز این مبنا را میپذیریم. در این صورت، حرام اخلاقی مراد خواهد بود و حرام اخلاقی به معنای قبیح است و اعم از حرام و مکروه فقهی میباشد. حرام فقهی آن است که تجسم عینی آن در آخرت، جهنم باشد؛ اما چیزی که برای صاحبش عار بیاورد ولی تجسم عینی آن جهنم نباشد، حرام فقهی نخواهد بود.
البته شیخ انصاری در جمع میان دو روایت عذره، احتمال محقق سبزواری را بهعنوان یک وجه جمع (حمل بر کراهت) مطرح میکند و آن را اجتهاد در مقابل نص میداند. برخی مانند آقای اشرفی شاهرودی در دفاع از شیخ انصاری فرمودهاند حتی اگر موضوعله «سُحت» اعم باشد، ظهور آن در حرمت است. این بیان نیز پذیرفته نیست؛ زیرا تحقق ظهور نیازمند منشأ ظهور است، مانند کثرت استعمال در حرام همراه با ندرت استعمال در مکروه. در حالی که هرچند استعمال «سُحت» در حرام زیاد است، اما استعمال آن در مکروه نادر نیست.
درس خارج جلسه ۷۶ ۱ بهمن ماه ۱۴۰۴.