معنای شروط غیر منصفانه و مولفه های آن

شرط غیر منصفانه شرطی است که یکی از دو طرف معامله با اتکاء بر تفوق و برتری ای که نسبت به طرف آخرِ معامله دارد و از موضع بالاتری برخوردار است آنرا ـ یعنی آن شرط را ـ به طرف مقابل تحمیل میکند و آن طرف آخر ناچار است که معامله را با این شرط قبول بکند.
مثال اول این است که گفته اند : شخصی در فصل زمستان بدنبال خانه است و موجر به او میگوید که : من خانه را به تو اجاره میدهم به این شرط که برای سال های آینده بتوانم به هر میزانی که میخواهم مبلغ اجاره را اضافه بکنم. این شرط از جمله شروط غیر منصفانه است.
مثال دوم این است که گفته اند : پیرمرد هفتاد سالۀ مهاجری که به کشور دیگری که پسرش در آنجا زندگی میکند میرود و با زبان آن کشور آشنا نیست و اطلاعی از قوانین آنها ندارد و با این حال قراردادی را با بانک امضاء می کند و بر اساس آن تمام تعهدات فرزندش را تضمين ميکند و پس از آن متوجه میشود که تعهدات و بدهی های فرزندش آنقدر زياد است که ناگزيراست تنها سرپناه خود را به بانک بدهد.
مثال سوم هم این است که گفته اند : در این قراردادهایی که بعنوان اجارۀ به شرط تملیک تنظیم میشود شرط بشود که اگر حتی یک قسط به تأخیر افتاد مالک بتواند از تملیک خانه امتناع بکند.
مؤلفه اول شروط غيرمنصفانه
مؤلفه و مقوم اول این است که : این شرط مورد مذاکره واقع نشده است بلکه یکطرف که قوی در معامله است بدون توافق با دیگری شرط را در قرار داد گنجانده است و به دیگری اجازۀ مذاکره و تعدیل آن را نمیدهد و میگوید که یا معامله را با این شرط قبول میکنی و یا اینکه معامله ای در کار نیست.
مؤلفه دوم شروط غيرمنصفانه
مقوم و شاخص دوم که از این عبارات وامثال آن استفاده میشود این است که : این شرط میبایست منجر به این بشود که بین حقوق و تعهدات ناشی از قرارداد برای طرفين تعادل وجود نداشته باشد. آنچه که طرف قوی از دست میدهد مقدار کمی است و چیزی که بدست می آورد بسیار زیاد است و در مقابل طرف ضعیف آنچه را که از دست میدهد مقدار زیادی است و چیزی که بدست می آورد بسیار کم است. این هم مقوم دوم شرط غیر منصفانه بود.
مؤلفه سوم شروط غيرمنصفانه
خصوصیت و مقوم سومی که از این عبارات ـ بویژه از عبارات دستور العمل شورای اتحادیه اروپا ـ برای شرط غیر منصفانه بدست می آید این است که : میبایست عدم تعادل بین آنچیزی که شخص از دست میدهد و آنچیزی که بدست می آورد به ضرر مصرف کننده و طرف ضعیف معامله باشد ولی اگر که معامله چه به جهت ذاتش یعنی از جهت عوضین ـ ثمن و مثمن ـ و یا بملاحظۀ شرطی که در ضمن معامله قرارداده میشود به نفع طرف ضعیف غیر متعادل باشد و طرف ضعیف سود بسیاری کند ، این اشکالی ندارد و نهایتاً از مصادیق قرارداد محاباتی ـ یعنی مصداق احسان به طرف ضعیف ـ میشود.
پس آنچه که محل نزاع و بحث است این است که شرطی که در قرارداد گنجانده میشود و موجب عدم تعادل میشود ، این شرط و عدم تعادل به نفع طرف قوی معامله باشد که دارد از قدرت و برتری خودش سوء استفاده میکند.
مؤلفه چهارم شروط غيرمنصفانه
خصوصیت و مؤلفۀ چهارمی هم که از این عبارات حقوقی برای شرط غیر منصفانه بدست می آید این است که : قرار دادن این شرط در قرار داد برخلاف مقتضای حسن نیتِ معتبرِ در انجام معامله باشد.
توضیح اینکه : در شرط غیر منصفانه طرف قوی قرارداد از ضعف و احتیاج مبرم طرف ضعیف سوء استفاده میکند و برخلاف رفتار صادقانه و حسن نیت اقدام به انجام معامله با این شرط غیر منصفانه میکند و در واقع این کار او مصداق سوء استفادۀ از معامله میشود.
در واقع برگشت این خصوصیت و مقوم چهارم به این است که : قرارداد مشتمل بر شرط غیر منصفانه قراردادی است که در آن سبب و انگیزۀ انجام معامله ، سبب و انگیزۀ صحیح و مُجازی نیست بلکه آنچه که در انجام معامله مؤثر است انگیزۀ سوء و قبیح است. کما اینکه بعداً گفته میشود یکی از ارکان صحت معامله بحسب قوانین مدنی بعضی از کشورها سبب و انگیزۀ اقدام به معامله است و اینگونه نیست که سبب و انگیزه شخص در صحت و فساد معامله بی تاثیر باشد بلکه معاملۀ با سبب و انگیزۀ سوء ، معاملۀ نافذ و معتبری نیست. این هم مقوم و خصوصیت چهارم شرط غیر منصفانه بود.

درس فقه. 28 شهریور 1302