معنای حرمت در قِران بین سورتین در نماز

اگر قائل به حرمت قِران بین سورتین در نماز بشویم سوال این است که معنای حرمت چیست؟
در مورد حرمت سه احتمال بیان شده:
الف- حرمت تکلیفی، یعنی جمع بین سورتین دارای مفسده و مبغوضیت است و شارع مقدس به دلیل همین مفسده، از جمع بین سورتین نهی تحریمی کرده باشد.
به نظر می‌رسد این معنا فی نفسه بعید است. عرف از لاتجمع بین السورتین، مفسده و بغض عند المولی را متوجه نمی‌شوند. خصوصا که این نهی در اجزاء و شرایط است و مرحوم آخوند فرمود ظهور اوامر و نواهی متعلق به اجزاء ‌و شرایط، از وجوب و حرمت تکلیفی زائل شده بلکه در حال بیان جزئیت و شرطیت است یعنی به اجزاء امر می‌کند به داعی جزئیت و از موانع نهی می‌کند به داعی مانعیت مثل لاتصل فیما لایوکل لحمه. همچنین انسان با توجه به مذاق شریعت، احساس می‌کند این مورد از مواردی است که ملاک لزومی ندارد.
ب- حرمت تشریعیه، مثل اینکه به حائض گفته شده دعی الصلاة ایام اقرائک، این نهی یک نهی تشریعی است یعنی امر ندارد و اگر نماز را به قصد امر مولی اتیان کنی، تشریع است. البته این بحث مطرح است که نهی به حائض، نهی ذاتی است یا تشریعی؟ مشهور گفتند نهی ذاتی است و مرحوم خوئی گفته تشریعی است. در مثل صوم عیدین نیز گفتند حرام است، اما آیا امساک در عیدین مفسده دارد؟ یا اینکه حرام است یعنی اگر به خدا نسبت داده شود، تشریع شده؟
به هر حال در محل کلام، ممکن است کسی بگوید در روایات فرمودند قران بین سورتین نکنید، یعنی این تشریع نشده و اگر کسی به عنوان جزء نماز فریضه اتیان کند، تشریع کرده است.
ج- اما این احتمال بعید است و به طور کلی بعید است که عرف از نهی، تشریع متوجه شود به خصوص در ما نحن فیه که در مورد اجزاء و شرایط و خصوصیت اجزاء است، که ظاهر در ارشاد به مانعیت است. اما مانعیت چه چیزی؟ مانعیت از خود صلاة یعنی در نماز قران نکن و قران مانع نماز است و نماز مشروط به عدم قران است، مثل اینکه بفرماید لاتصل فیما لایوکل لحمه، یا مانعیت و بطلان از خود جزء، یعنی قران نداشته باشد، ارشاد به این است که سوره، بشرط لا از یک سوره دیگر است.
ثمره این دو معنا، در بحث النهی یقتضی الفساد مطرح شده، که اگر جزئی باطل شد، مستلزم بطلان کل نمی‌شود مگر اینکه یک عنوان مبطل مثل زیادة بر او صدق کند. در اینجا اگر گفتیم قران مبطل جزء است و روایات، جزء را بشرط لا از سوره دیگر قرار داده، یعنی این سوره که اتیان شده، جزئیت ندارد و ادله زیاده می‌گوید این نماز باطل است.
عمده قائلین به حرمت قران، این نماز را باطل می‌دانند به یکی از دو معنا.
حاصل الکلام، لا در روایات ناهیه، مثل لا در سایر اجزاء شرایط است و ارشاد به مانعیت است و نه ذاتی و نه تشریعی.
درس خارج فقه. تاریخ 8 آبان ماه 1403