یکی از راههای توثیق این بود که راوی، صاحب کتاب است و کتابش جزء اصول و مصنفات حساب شده. ولی داشتن کتاب و یا جزء مصنفات بودن باعث توثیق نمیشود. اما اینکه داشتن «اصل» باعث توثیق باشد مبتنی بر دانستن معنای «اصل» است. در یونان قدیم و اهل سنت چیزی مثل اصل داشتند که همان چرکنویس بود؛ آنچه از استاد فراگرفته بود اصل بود، بعد در کتاب گزینش میکرد.
- کلمۀ «اصل» احتمالاً بین اصحاب ما از حدود سالهای 200 و انتقال به قم شروع شد. احتمالاً اسمی انتزاعی بوده که بعدیها به کتاب دادند.
- احتمالاً این کلمه را اصحاب از حدود زمان حضرت رضا (ع) شروع کردند. اولین فرد احمد بن هلال است که «روی أُصول أصحابنا».
- احتمال سوم که ما دادیم اینکه احتمالاً کلمۀ «اصل» را در بین شیعه اولین بار واقفیها به کار بردهاند که ارزشی ندارد و به جای رجوع به ائمه ـ علیهم السلام ـ به اصول مراجعه میکردند.
- نجاشی کمتر و شیخ حدود 70 اصل اسم برده. ظاهراً نکتۀ خاصی ندارد و اصلاً در نام کتاب شیخ اسم اصول هست، ولی موضوع کتاب نجاشی این نبوده.
- از سالهای 200 به بعد اهل سنت دست به تصحیح سند زدند. بعید نیست اصحاب ما در مقابل دنبال جمع آوری اصل افتاده و دست به تصحیح کتاب زده باشند.
کلمۀ «اصول» در بین اصحاب ما این طور بوده. بعدها در کتب رجالی زیاد شرح دادند. - اصطلاح «اصول اربعمائة» را اولین بار در کتاب ابن شهرآشوب داریم که از شیخ مفید نقل میکند، اما فعلاً در هیچ یک از آثار شیخ مفید نیست. من احتمال دادم ابن غضائری پسر چون یک «فهرست الأصول» و یک «فهرست المصنفات» دارد که شیخ طوسی میگوید: هیچ کس به اندازۀ او ننوشته، من احتمال دادم آن عبارت ابن شهرآشوب اشتباه کرده و این تعبیر (اصول اربعمائة) برای ابن غضائری پسر باشد.
پس اگر مرحوم صدوق فرمود: «صحیح» معنایش آن نیست که پیش شما هم صحیح باشد. ایشان از یک ناصبی حدیث نقل کرده و میگوید: «لم أر أنصب منه»، اما این منافاتی با عظمت و شخصیت مرحوم صدوق ندارد. پس اگر هم فرض کردیم این آقا صاحب اصل است، اصل معانی مختلفی دارد و معلوم نیست نتیجۀ داشتن اصل به تمام این معانی وثاقت شخص باشد.
پس اوّلاً اگر ثابت شود صاحب کتاب یا مصنف و یا اصل است، نتیجهاش وثاقت نیست. ثانیاً کی گفته ایشان صاحب کتاب است؟ بله، نوشتهاند: در خدمت حضرت موسی بن جعفر (ع) بوده. مهم اثبات این است که صاحب کتاب بوده و یا شفهی است. نجاشی که کتابش کتاب فهرست است اسم ایشان را برده. بحث رجال بحث راوی و فهرست بحث مؤلف است.
درس خارج فقه. تاریخ 6 مهر ماه 1398