یکی از شروطی که برای متعاقدین در کلام شیخ انصاری ذکر شده، قصد است. یعنی موجب و قابل باید قصد مدلول لفظی را که به کار میبرند داشته باشند و کسی که ساهی است و الفاظ را بدون ارادۀ معنا به کار میبرد عقد از او محقق نمیشود و اصلا مفهوم عقد به این متقوم است.
مرحوم شیخ مقصود خودش از اشتراط قصد را تبیین کرده است که منظور این است که عاقد باید نسبت به مضمونی که انشاء میکند جدی باشد. نه اینکه صرف استعمال بدون اراده برای تحقق عقد کافی نیست (مثل ساهی یا غالط و سبق لسان) بلکه حتی استعمال لفظ در معنا با اراده هم کافی نیست. به عبارت دیگر صرف اینکه شخص در استعمال جدی باشد برای تحقق عقد کافی نیست بلکه باید لفظ را به داعی تحقق آن مضمون انشایی به کار گرفته باشد و در این جدی باشد.
انشاء از قبیل اوامر امتحانی (که آمر در استعمال جدی است اما قصد او بعث و تحریک برای انجام عمل نیست) برای تحقق عقد کافی نیست. این طور انشاء از قبیل کذب در اخبار است که اگر چه لفظ در معنا با اراده استعمال شده است اما واقع مراد نیست.
پس متعاقدین که مثلا لفظ بیع را به کار میگیرند باید قصدشان از به کار گرفتن این الفاظ تحقق نقل و انتقال باشد.
پس لفظی را که متعاقدین به کار میگیرند اولا باید قصد به کار گیری لفظ را داشته باشند و مواردی مثل سبق لسان برای تحقق عقد کافی نیست، ثانیا باید قصد استعمال لفظ در معنا را داشته باشند و ثالثا باید قصد تحقق آن مضمون و ایجاد آن را داشته باشند. بدون هر کدام از آنها اصلا عقد محقق نمیشود. بر این اساس قصد از شروط رکن مادی عقد است یعنی مقوم مفهوم عقد است.
برگرفته از درس خارج فقه در تاریخ نهم خرداد 1405.