مشروعیت تقویم هجری شمسی | نقد مبنای علامه طهرانی

:balance_scale: طرح مسئله و تحریر محل نزاع

مشروعیت تقویم هجری قمری از ضروریات فقهی است. محل بحث در مشروعیت یا عدم مشروعیتِ اعتبار تقویم هجری شمسی در عرض تقویم قمری است. در این مقام، نظریه‌ای وجود دارد که تقویم شمسی را اساساً فاقد موازین شرعی دانسته و بر «حرمت» و «عدم مشروعیت» آن از جهات عدیده اصرار می‌ورزد.


:prohibited: بخش اول: عناوین حرام منطبق بر تقویم شمسی (تقریب نظریه ضدمشروعیت)

قائلین به عدم مشروعیت (به‌ویژه علامه طهرانی)، اعتبار تقویم شمسی را تحت چهار عنوانِ محرّم تحلیل می‌کنند:

  1. نسیء: بر اساس آیه ۳۷ سوره توبه:

    «إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ»
    نسیء به معنای تأخیر و جابجایی مناسک از اوقات مقرر شرعی است. تقریب استدلال چنین است که تثبیتِ مناسبت‌ها و سالگردهای دینی بر مدار سال شمسی، نوعی نسیء و تلاعب در مواقیت محسوب شده که مصداق زیاده در کفر است.

  2. بدعت: تقویم اسلام منحصر در هجری قمری است ازین رو تقویم هجری شمسی بدعت است.
  3. تفرقه بین‌المسلمین: تقویم قمری به عنوان محور اتحاد امت اسلامی در شعائر (حج، صوم و…) شناخته می‌شود. اعتباربخشی به تقویم شمسی ملازم با انشقاق در وحدتِ رویه مسلمانان و تشعب در هویت جمعی آنان است.
  4. انزوای دین (سکولاریسم): ترویج تاریخ شمسی منجر به هضمِ تاریخ قمری در امور فردی و خروج آن از ساحتِ نظاماتِ عمومی و سیاسی می‌گردد. این امر از منظر کبروی، مصداقِ «غرب‌گرایی» و تفکیک میان ساحت‌های سیاسی و دینیِ زندگی اجتماعی است.

:open_book: بخش دوم: استدلال به انحصار بر اساس نصوص کتاب

مستنداتِ نقلی که بر انحصارِ توقیت در هلال (ماه قمری) دلالت دارند، عبارتند از:

  • بقره، ۱۸۹:

    «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَواقيتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ»
    ظهور آیه در این است که «اهله» (ماه قمری) یگانه معیارِ زمان‌سنجی برای عموم مردم و مناسک حج است.

  • توبه، ۳۶:

    «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً في‏ كِتابِ اللَّهِ… مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ»
    این آیه عدد ماه‌ها را در تکوین و تشریع بر مدار ماه‌هایی می‌داند که واجد «اربعة حرم» هستند (که مختص قمری است).

  • یونس، ۵:

    «هُوَ الَّذي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنينَ وَ الْحِسابَ»
    تقدیرِ منازل برای قمر، غایتِ تعلمِ حساب و عدد سنین معرفی شده است.


:sun: بخش سوم: ادله مؤید جواز تقویم شمسی

در مقابل، برخی آیات بر حجیتِ هر دو جرمِ سماوی (شمس و قمر) در امرِ حسابِ سال و زمان دلالت دارند:

  • اسراء، ۱۲:

    «…وَ جَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ وَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنينَ وَ الْحِسابَ»
    که تعلم حساب را غایتِ جعلِ لیل و نهار (حرکت زمین و شمس) قرار داده است.

  • انعام، ۹۶:

    «فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً»
    که هر دو را مایه حساب و نظم زمان معرفی می‌کند.


:counterclockwise_arrows_button: بخش چهارم: تعارض ادله و حکومتِ قاعده ثانویه

در مقامِ جمع‌بندی یا تضاربِ ادله، مسئله «حرمتِ تنفیر از دین» مطرح می‌شود. اگر اصرار بر حذف تقویم شمسی و بازگشتِ انحصاری به قمری در نظاماتِ فعلیِ اجتماعی، منجر به گریز و تنفر عمومی از شریعت گردد، قاعده‌ی ثانویه «حرمت تنفیر» بر ادله‌ی اولیه‌یِ دال به حرمتِ تقویم شمسی، مقدم می‌شود.


:books: برگرفته از دو فصلنامه علمی پژوهشی تا اجتهاد، مقاله نقدی بر نظریه علامه طهرانی مبنی بر حرمت تقویم شمسی سال پنجم، ش ۹، بهار و تابستان ۱۴۰۰.