يجوز في القنوت الدعاء على العدو بغير ظلم و تسميته كما يجوز الدعاء لشخص خاص مع ذكر اسمه.
اطلاقات فرموده دعا جایز است و حدی برای آن وجود ندارد. مضافاً نص خاص نقل شده که انسان میتواند دشمنش را لعنت کند:
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
تَدْعُو فِي الْوَتْرِ عَلَى الْعَدُوِّ وَ إِنْ شِئْتَ سَمَّيْتَهُمْ وَ تَسْتَغْفِرُ.
حتی اگر دلیل خاص وجود نداشت، مقتضای اصل برائت، جواز است. یعنی میدانیم دعا جایز است و شک داریم به ما عدای نفرین بر دشمن مقید است یا نه، اصل عدم است.
البته نفرین بر دشمن نباید به حدی باشد که ظلم به او محسوب شود. باید میان نفرین و دشمنی تناسب وجود داشته باشد. لذا اگر کوتاهی به حدی نباشد که مشمول نفرینهای زیاد باشد، ظلم به غیر محسوب میشود:
قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِنَّ الْعَبْدَ لَيَكُونُ مَظْلُوماً فَمَا يَزَالُ يَدْعُو حَتَّى يَكُونَ ظَالِماً.
با توجه به اینکه از اطلاقات نیز این مطلب برداشت میشود که اگر لعن ظالم جایز شد، به معنای جواز لعن بدون حد و حصر نیست بلکه باید تناسب داشته باشد.