مراحل حکم از این قرار است:
- ملاکات (امور تکوینی فی نفسه) که از همه قبلتر است. در قرآن کریم گاهی خود امر تکوینی بهعنوان زمینهساز تشریع آمده. اگر امر تکوینی از این زاویه ـ یعنی: از زاویهای که مقدّمه و تمهیدی برای اعتبارات قانونی شود ـ (در نظر گرفته شود) اسمش ملاکات است.
- بعد مرتبۀ حبّ و بغض است؛ یعنی: آن ملاک باید به درجهای برسد که بخواهد (یا نخواهد).
- بعد مرتبۀ اراده و کراهت است؛ یعنی: ارادۀ او به تحقّق این عنوان در خارج تعلّق بگیرد.
- بعد از این سه مرتبه جعل میآید.
- بعد از مرتبۀ جعل ابلاغ است که نامش فعلیّت است.
- بعد از ابلاغ تنجّز (علم مکلّف و وصول مکلّف) است.
- بعد از مرتبۀ تنجّز امتثال و یا معصیت (تحقّق و عدم تحقّق شیء در خارج) است.
پس سه مرتبه به عنوان مبادی جعل است و این که بگويیم: «حکم اقتضايی، حکم…» درست نیست. حکم یکی و آن هم انشاء است. سه مرتبه قبل از جعل و سه مرتبه هم بعد از جعل است. آن که مناسب با تفسیر قانونی است و فعلاً هم هنوز بنای عقلا بر آن است این تفسیر است که مناسب با اعتبارات است.