مقدمه: ورع، شرط قبولی عمل نه صحت آن
از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است:
«لَوْ صَلَّيْتُمْ حَتَّى تَكُونُوا كَالْأَوْتَارِ وَ صُمْتُمْ حَتَّى تَكُونُوا كَالْحَنَايَا لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ مِنْكُمْ إِلَّا بِوَرَعٍ.»[1]
یعنی اگر آنقدر نماز بخوانید تا مثل کمان خم شوید و آنقدر روزه بگیرید تا مثل چوب باریک، لاغر شوید، خداوند قبول نمیکند مگر با ورع. از این روایت، چنین به دست میآید که ورع مانند اخلاص، شرط قبولی اعمال است نه شرط صحت آن. در مقابل، قصد قربت، شرط صحت عمل است.
حال سؤال اینجاست: ورع چیست؟
تبیین مراتب ورع توسط امام خمینی (ره)
مرحوم امام خمینی (ره) در «شرح چهل حدیث»[2] جمعبندی خوبی از روایات ورع ارائه دادهاند. ایشان روایات ورع را بر اساس مخاطب به پنج دسته تقسیم کرده و آنها را مراتب ورع دانستهاند که هر مرتبه از ورع، متناظر با یک مرتبه از قبولی عمل است و هرچه ورع بالاتر رود، قبولی عمل نیز فزونی مییابد؛ چرا که قبولی تشکیکپذیر است. برای مثال، نماز شب، آثار متفاوتی دارد که بسته به کیفیت آن، متفاوت خواهد بود. البته، صحت نماز، صفر و یک (یعنی صحیح یا باطل) است.
۱. ورع عوام: اجتناب از معاصی (تقوا)
این مرتبه همان تقوا و اجتناب از گناهان است. در برخی روایات نیز ورع با تقوا یکی دانسته شده است. داستانی از مفضل بن عمر جعفی و امام (ع) این موضوع را روشن میکند: مفضل به امام (ع) عرض کرد اعمالم کم است. حضرت (ع) فرمودند از این حرف استغفار کن، چرا که اعمال کم اگر با تقوا باشد، مقبول میشود و اعمال زیاد بدون تقوا مقبول نیست. مفضل پرسید اعمال زیاد بدون تقوا یعنی چه؟ حضرت فرمودند: «مانند این که کسی به نیازمندان کمک و با همسایگان مدارا میکند و در خانهاش باز است؛ اما وقتی باب حرام باز میشود، آن را مرتکب میشود. این شخص اعمالش زیاد است اما چون اهل حرام میشود، اعمال زیادش مقبول واقع نمیشود. اما دیگری اعمالش کمتر است و اینقدر کار خیر نکرده اما وقتی باب حرام باز میشود، عمل حرام را انجام نمیدهد؛ لذا همان عمل کم، مقبول واقع میشود.»
۲. ورع خواص: دوری از شبهات
این همان مرتبهای است که حضرت (ع) به فضیل عیاض فرمودند: در این مرتبه، نه تنها از معاصی اجتناب میشود، بلکه از مشتبهات نیز دوری میشود. در این مرحله، درصد قبولی عمل بالاتر میرود.
۳. ورع اهل زهد: ترک مباحات برای خدا
در این مرتبه، شخص نه تنها معاصی را انجام نمیدهد و از مشتبهات اجتناب میکند، بلکه حتی مباحات را نیز ترک میکند: «حتی تکون أعمالی و أورادی کلها وردا واحدا و حالی فی خدمتک سرمدا.» او خورد و خوراک و خواب دارد، اما به آنها عنوان ثانوی میدهد تا عبادت شوند. میخوابد اما به نیت «قوِّ علی خدمتک جوارحی.»
۴. ورع اهل سلوک: بیاعتنایی به دنیا و عبور از حجب ظلمانی
در این مرتبه، شخص نه تنها مباح و مکروه را انجام نمیدهد، بلکه دل هم به آنها نمیبندد. در این مرتبه، لذایذ دنیا حکم اسباببازی را دارد و اصلاً به آنها دلبستگی ندارد. در این مرحله، شخص حجب ظلمانی را رد کرده و دل به آن ظلمتها نبسته است.
۵. ورع مجذوبین: عبور از حجب نورانی و بیاشتیاقی به مقامات
در این مرحله، شخص از حجب نورانی نیز عبور کرده است. حجابهای نورانی مانند علم، نماز و مسجد هستند که در این مرحله شخص به آنها دل نبسته است. آیتالله بودن خوب است، اما همین ممکن است حجاب شود. مثلاً امام جماعت، اگر به او بگویند نیا، اذیت میشود و این، حجاب نورانی است. یکی از مثالهایی که امام برای ورع مجذوبین میزنند، عدم اشتیاق به مقامات است؛ یعنی اصلاً برایش مهم نیست که شهود اتفاق بیفتد یا نیفتد؛ مسجد را به او بدهند یا ندهند. مهم آن رضایت الهی است.
۶. ورع اولیاء: فقط خدا را دیدن
در مرتبه قبل، شخص حجب نورانی را میدید اما اهمیت نمیداد. اما در این مرتبه، شخص به جز خدا نمیبیند: «ما رأیت إلا جمیلا.» عوام فکر میکنند آقای بهجت ورد بلد است و آنها را میخواند، اما امیرالمؤمنین (ع) وردهای بیشتری را بلد است و دنبال آن وردها میگردند. اما این خبرها نیست. همان نمازی که شما دو رکعت میخوانید، آقای بهجت هم میخواند، اما تفاوت در کسی است که میخواند. مثلاً سوره حمد شفاء است، اما مهم آن است که چه کسی بخواند و در چه مرتبهای از ورع باشد تا آن سوره در چه مرتبهای از قبول قرار بگیرد.
نکته پایانی: استغفار پیش از عمل عبادی
هنگام انجام یک عمل عبادی، پیش از آن بگویید: «أستغفرالله من جمیع ذنوبی و إسرافی علی نفسی و أتوب إلیه» تا آن کف ورع که اجتناب از معاصی است، به این عمل ضمیمه شود. اگر حقالله بود، توبه میکنم و اگر حقالناس بود، عزم میکنم که آن را ادا کنم.