مجتهد گاهی باید در موضوعات نیز نظر بدهد (اختلاف نظر استاد با آیه الله سیستانی و..)

استاد شهیدی در درس خارج فقه مطرح نمودند که در بسیاری از مباحث فقهی، اختلافات به جهت تشخیص موضوعات است مثلا تشخیص کثیر السفر بودن یا وطن در نماز مسافر و تشخیص موونه و ربح، در خمس و تشخیص مالیت و یا سند بودن اسکناس در ربا و…

آقای سیستانی و آقای زنجانی فرموده اند که نظر فقیه در این مسائل حجیت مستقلی ندارد مگر اینکه مقلد به نظر فقیه اطمینان کند ولی به نظر ما این بیان تمام نیست و مجتهد نیز باید در این مسائل وارد شود و نظرش بر مقلدین مانند نظر یک خبره حجت است البته در تشخیص موضوع، مجتهد همانند یک متخصص در موضوع بوده و اعلمیت فقهی او موجب ترجیحش بر دیگر افراد خبره نمیشود و مقلد نیز می تواند در صورت خبره بودن در تشخیص موضوع، به نظر خودش عمل کند

گاهی خبره نظر میدهد در مورد موضوعی که تشخیص ان نیاز به خبرویت دارد مانند تشخیص این که با توجه به روایات مختلف در بعضی جاها حیض صدق میکند یا خیر در اینجا حرف استاد درست است. اما اگر خبره میخواهد با نظر خویش نظر عرف را کشف کند مانند این که ایا عرف پول را سند میدانند یا مال اینجا حجیت نظر خبره وجهی ندارد زیرا خبره نظرش ناشی از خبرویت نیست بلکه مانند یک فرد عادی خبر از نظر عرف میدهد.

بنظر بنده حجیت نظر فقیه صرفا در بیان احکام است نه تشخیص موضوعات و چنانچه فقیهی در تشخیص موضوعی نظر دهد نظرش حجیت نداشته و در عداد نظرات سایر اهل نظر قرار میگیرد و لازم الاتباع حتی برای مقلدینش نیست و اساسا تشخیص موضوع عموما امری عرفی است جز در موارد نادر که آنهم محتاج نظر کارشناس صاحب نظر در آن موضوع خاص میباشد.

یکی از مواردی که نظر فقیه در آن به نظر حجت نبوده و وارد شدن به بحث مصادیق است رویت با چشم مسلح در اول ماه است که برخی از فقهاء آن را رویت دانسته و حکم به عید می کنند
از موارد دیگر ثمره این بحث در قبله است که مرحوم خویی انحراف تا 20 درجه را مبطل نماز نمی دانند و مرحوم بروجردی نیز تا 45 درجه و… که این اختلاف به اختلاف در مصداق بر می گردد.

جناب مومن بانظر شما در خصوص بحث رویت موافقم و بنظر میرسد رویت هلال واقعا از مصادیق بارز موضوعات است ولی بحث میزان انحراف از قبله میتواند ناشی از اختلاف مبنائی در فتوا باشد و البته در طول زمان از 14 قرن پیش تا امروز نیز تحت الشعاع توسعه مساحت حرم و شهر مکه قرار گیرد .