مالکیت اعتباری خداوند | نقدی بر نظریه لغو بودن و تبیین ثمرات فقهی

آیت‌الله خویی در برخی مباحث بیان کرده‌اند که خداوند از آن رو که مالک حقیقی است، ملکیت اعتباری در مورد او صحیح نیست و لغو است.
ما به تفصیل در جای خود بحث کرده‌ایم که ملکیت اعتباری خداوند صحیح است و مانعی نیست که خداوند علاوه بر ملکیت حقیقی، در برخی موارد برای خود ملکیت اعتباری قرار دهد. به عنوان مثال، خداوند بخشی از خمس (یک ششم از خمس) را ملک اعتباری خود قرار داده است. آثار ملکیت حقیقی با ملکیت اعتباری متفاوت است و آن‌گونه نیست که آثارشان یکسان باشد تا ملکیت اعتباری لغو باشد.


:magnifying_glass_tilted_left: گستره مالکیت اعتباری الهی

مالکیت اعتباری خداوند می‌تواند نسبت به امور گوناگونی محقق شود:

  • اعیان خارجی:
  • اعیان کلی:
  • افعال:
    شخص مدیون، ذمه‌اش نسبت به دائن مشغول است. ممکن است آن دائن، خداوند متعال باشد. ظاهر آیه حج، دین‌بودن است. در روایات نیز این مساله وارد شده است. تعبیر «دین الله أحقّ أن یقضی» در برخی روایات وارد شده است. در عبارات عامه این تعبیر پرتکرار است و در روایت خثعمیّه نیز وارد شده است. البته این روایت از جهت سندی معتبر نیست، ولی اصل مساله مانعی ندارد.

:light_bulb: ثمرات ملکیت اعتباری خداوند

در کلمات فقها این بحث آمده است که اگر شخصی واجبی را ترک کرده (واجبی که پس از مرگ نیز باقی است) و از دنیا رفته است، آیا آن واجب از اصل مال خارج می‌شود یا خیر. برخی قائل به آن هستند که جمیع واجبات از اصل مال خارج می‌شود؛ چرا که دِین به خداوند هستند. برخی دیگر بیان کرده‌اند که از اصل خارج نمی‌شود.
آیت‌الله والد بیان کرده‌اند که واجبات مختلفند. در برخی از آنها دین بودن واجب نسبت به خداوند اعتبار شده، و خداوند خود را مالک عمل بنده قرار داده است. دو واجب حج و نذر این‌گونه است. وقتی ناذر می‌گوید «للّه علیّ اعطاء الصدقة» خداوند مالک فعل صدقه‌دادن بر ذمه ناذر می‌شود. حج نیز این‌گونه است. این موارد از اصل مال خارج می‌شود.


:books: درس خارج فقه استاد معظم سید محمد جواد شبیری
:date: ۳۱ تیر ۱۴۰۳