لزوم لحاظ رابطه مخاطب با اهل‌بیت (ع) در بیان احکام

در عرصه ترویج و بیان احکام دین، رعایت اولویت‌ها و درک اهم و مهم امری حیاتی است. این اصل، ما را به درایتی رهنمون می‌شود که بر اساس آن، حفظ پیوند قلبی با اهل‌بیت (علیهم‌السلام) مقدم بر مناقشات صرفاً علمی و فقهی است.


:books: حکایت اول: آیت‌الله خوئی (ره)

آیت‌الله تبریزی (ره) نقل می‌کنند که شخصی از عوام، پرسشی را از آیت‌الله خوئی (ره) مطرح کرد. پس از شنیدن پاسخ، آن شخص با لحنی معترضانه گفت: «اگر حضرت علی (علیه‌السلام) این‌طور باشند، من ایشان را نمی‌پسندم.»

در این هنگام، آیت‌الله خوئی فرمودند:

«این، فهمِ سید أبوالقاسم خوئی از روایات امیرالمؤمنین (ع) است؛ بنابراین، اگر اعتراضی داری، متوجه پاسخ و نظر من است. رابطه‌ات را با امیرالمؤمنین (ع) مخدوش مکن!»

:speaking_head: تبیین فلسفه عمل آیت‌الله خوئی

آیت‌الله شیخ جواد تبریزی (قدس سره) سپس این پرسش را مطرح می‌کنند که: «چطور وقتی ما اعتراض می‌کردیم، ایشان وارد بحث می‌شدند و دلیل و روایت می‌آوردند، اما در این مورد، چنین نفرمودند؟»

پاسخ آیت‌الله خوئی:

«وقتی من نظرم را مطرح می‌کنم و شما مخالفت می‌کنید و بحث علمی شکل می‌گیرد، اینطور نیست که به‌خاطر نظر من، رابطه شما با اهل‌بیت (ع) مخدوش شود. اما من دیدم که این شخص، رابطه‌اش با اهل‌بیت (ع) به هم می‌خورد. حفظ این رابطه، مهم‌تر از مسأله فقهی است؛ چراکه او اگر در این مسأله فقهی اشتباه هم بکند، آن رابطه با اهل‌بیت (ع) را همچنان خواهد داشت.»

:pushpin: نتیجه‌گیری اخلاقی: ولایت، امر بالاتر و اساسی

ایشان نتیجه می گیرد که در فضای تبلیغی و تعامل با عموم مردم، باید همواره مراقب باشیم که به‌خاطر یک مسأله پایین‌تر (ولو صحیح باشد)، مسأله بالاتر را نابود نکنیم. دقت علمی بر روی یک مسأله خاص فقهی، هرچند صحیح باشد، نباید به قطع یا خدشه در رابطه فرد با اهل‌بیت (ع) منجر شود. :sparkles:


:broken_heart: حکایت دوم: جلال آل احمد

این اصل تربیتی در تجربه دیگران نیز مصداق دارد. مرحوم جلال آل احمد (که فرزند یک روحانی بود) نقل می‌کند که در جوانی، حرف‌ها و حرکاتی [خلاف مشی مذهبی] داشتم. روزی پدرم برخوردی با من کرد. من چون پدرم را قبول داشتم، مطمئن شدم حرف‌هایی که می‌زنم، خلاف نظر اهل‌بیت (ع) است.

سپس بی خیال شدم , گفتم: «آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب.»

جلال آل احمد در ادامه بیان می‌کند:

«اگر پدرم طور دیگری برخورد کرده بود و نمی‌گذاشت آن رابطه شکسته شود، ولو حرفِ من اشتباه بود، چه بسا خیلی از اتفاقات بعدی نیز نمی‌افتاد.»


:key: جمع‌بندی: صراط ولایت، میزان نجات و هدایت

در مسائل دینی، همواره باید اهم و مهم کرد. اولین مسأله، ولایت و رابطه صادقانه فرد با ولی خداست. :glowing_star:

کسانی که با اهل‌بیت (ع) رو راست و صادق بودند و مورد محبت ایشان قرار گرفتند، بالأخره در بزنگاهی، دستشان گرفته خواهد شد و از دنیا بی‌نجات نمی‌روند.

تذکر مهم: البته، منظور این نیست که خلاف حکم الله بگویید. حکم الله، حکم الله است؛ اما شیوه و بیان ما نباید به گونه‌ای باشد که باعث قطع یا سستی آن ارتباط حیاتی (ولایت) بشود. چرا که آن ارتباط، مهم‌ترین است؛ و وقتی امام، «أرحم» است، صراط و میزان و همه آن‌ها با اوست و ان‌شاءالله اهل نجات خواهیم بود.

1 پسندیده