قرینه نبودن روایت ظاهر در جامع مبغوضیت بر روایات ظاهر در حرمت

بسم الله الرحن الرحیم

:musical_notes: بررسی روایتی پیرامون آلات لهو و نقد یک دیدگاه

:scroll: متن روایت پیرامون بربط

یک آقایی در مورد استعمال آلات لهو بحث کرده، در روایتی گفته شده:

«مَنْ‏ ضَرَبَ‏ فِي بَيْتِهِ بَرْبَطاً أَرْبَعِينَ‏ صَبَاحاً سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِ شَيْطَاناً لَا يُبْقِي عُضْواً مِنْ أَعْضَائِهِ إِلَّا قَعَدَ عَلَيْهِ فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ نَزَعَ اللَّهُ مِنْهُ الْحَيَاءَ فَلَمْ يُبَالِ‏ بِمَا قَالَ وَ لَا مَا قِيلَ لَهُ ».

بیان یک دیدگاه: حمل روایات ظاهر در حرمت بر کراهت

سیاق این روایت، سیاق حرام نیست؛ زیرا اینکه چهل روز تار بزنی بعد از آن چهل روز تازه شیطان کاری می‌کند یا نفاق در دلت دیده می‌شود. اگر حرام است از ابتدا باید بفرمایند که نزنید.

ایشان در ادامه گفته اند که پس کل روایات نهی از استعمال آلات لهو را حمل بر کراهت می‌کنیم.

:cross_mark: نقد دیدگاه مذکور

اما این مطلب صحیح نیست. این که یک روایت ظهور در نفی حرمت دارد، و نهایتا جامع را می‌گوید، باعث نمی‌شود که از روایاتی که مستقلا ظهور در حرمت دارد، رفع ید کنیم.


:books: درس خارج فقه؛ ۲۰ شهریور ۱۴۰۳