در این پژوهش، موضوعیت یا عدم موضوعیت قبض در صحت صدقه مورد بررسی قرار گرفته است و با تقسیمبندی روایات مرتبط به سه دسته، دلالت هر یک تحلیل شده است.
میان متأخرین، مشهور این است که قبض در صحت صدقه شرط است.
دسته اول: روایات دال بر شرطیت قبض در صحت صدقه 
این روایات، که برای اثبات شرطیت قبض در صحت صدقه به آنها استدلال شده، میتوانند بر شرطیت قبض برای لزوم صدقه نیز حمل شوند.
- نمونه روایت:
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلامُ الرَّجُلُ يَتَصَدَّقُ عَلَى وُلْدِهِ بِصَدَقَةٍ وَ هُمْ صِغَارٌ أَ لَهُ أَنْ يَرْجِعَ فِيهَا؟ قَالَ: «لَا، الصَّدَقَةُ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ».
دسته دوم: روایات دال بر عدم اعتبار قبض در صحت صدقه 
این دسته از روایات، دلالتی روشن و تمام بر معتبر نبودن قبض در صحت صدقه دارند.
- نمونه روایت:
عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ قَالَ: «إِذَا تَصَدَّقَ الرَّجُلُ بِصَدَقَةٍ أَوْ هِبَةٍ قَبَضَهَا صَاحِبُهَا أَوْ لَمْ يَقْبِضْهَا، عُلِمَتْ أَوْ لَمْ تُعْلَمْ، فَهِيَ جَائِزَةٌ».
جمعبندی این دو دسته از روایات نشان میدهد که قبض در صحت صدقه شرط نیست؛ خواه متصدقٌعلیه شخص معین باشد یا عام.
دسته سوم: روایات دال بر شرطیت قبض در لزوم صدقه 
این روایات در مواردی بهکار رفتهاند که متصدقٌعلیه، خاص و مشخص بوده است. بنابراین، اگر متصدقٌعلیه عام باشد، دلیل روشنی برای شرطیت قبض در لزوم صدقه وجود ندارد.
در نتیجه:
-
چنانچه متصدقٌعلیه عام باشد، قبض نه شرط لزوم است و نه شرط صحت.
-
اما در مورد متصدقٌعلیه خاص، قبض تنها در لزوم صدقه معتبر است.
-
نمونه روایت:
أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ أَبِي عَقِيلَةَ قَالَ: تَصَدَّقَ أَبِي عَلَيَّ بِدَارٍ وَ قَبَضْتُهَا ثُمَّ وُلِدَ لَهُ بَعْدَ ذَلِكَ أَوْلَادٌ، فَأَرَادَ أَنْ يَأْخُذَهَا مِنِّي وَ يَتَصَدَّقَ بِهَا عَلَيْهِمْ. فَسَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلامُ عَنْ ذَلِكَ فَأَخْبَرْتُهُ بِالْقِصَّةِ، فَقَالَ: «لَا تُعْطِهَا إِيَّاهُ». قُلْتُ: فَإِنَّهُ إِذًا يُخَاصِمُنِي. قَالَ: «فَخَاصِمْهُ وَ لَا تَرْفَعْ صَوْتَكَ عَلَى صَوْتِهِ».
برگرفته از مقاله اشتراط قبض در صحت یا لزوم صدقه، دو فصلنامه علمی پژوهشی تا اجتهاد، سال هشتم، ش ۱۶، پاییز و زمستان ۱۴۰۳