قاعده حل و اصالة‌الصحّة در معاملات | تحلیل دلالت روایت «کلّ شیء لک حلال»

:receipt: روایت قاعده حل و امکان استناد به آن

«یکی از نصوصی که ممکن است برای اثبات صحت معاملات، به آن استناد شود، روایت متضمن قاعده حل است یعنی «کلّ شیء لک حلال حتی تعرف أنه حرام». شیء در این روایت، اطلاق دارد و حلیت نیز اطلاق دارد.


:blue_square: شاهد روایی بر استعمال «شیء» در معاملات

شاهد بر استعمال شیء در مورد معاملات، روایتی است که در آن امام (ع) می فرماید: «أ فشیء الطلاق؟»
حلیتِ طلاق، به معنای صحت و نافذ بودن طلاق است. حلیت در معاملات به معنای نفوذ و صحت است و حرمت در معاملات به معنای بطلان است.


:blue_square: قوت دلالت روایت در اثبات صحت معاملات

دلالت این روایت در کلمات مورد اشکال واقع شده است لکن به نظر ما استدلال به این روایت، قوی است خصوصا با توجه به این که در برخی از روایات، به این روایت برای اثبات صحت و حلیت معاملات تمسک شده است.


:blue_square: موضوعیت «شیء»: واقعی یا مشکوک الحلیة؟

لکن «شیء» به عنوان واقعی اش موضوع دلیل است یا «شیء» به عنوان مشکوک الحلّیة؟

  • اگر مشکوک الحل موضوع باشد، حلیت در روایت نیز حلیت ظاهری خواهد بود.
  • و اگر شیء به عنوان واقعی موضوع باشد، حلیت، حلیت واقعی خواهد بود.

:red_exclamation_mark: اشکال نخست: استعمال لفظ در متعدد

به دلالت این روایت اشکال شده است که:

اولا: اگر این روایت متضمن حلیت وضعی و تکلیفی با هم باشد، از قبیل استعمال لفظ در متعدد است که جائز نیست.

:green_square: پاسخ

جواب می دهیم که ما حل را در حلیت وضعی و حلیت تکلیفی استعمال نمی کنیم بلکه در جامع استعمال می کنیم و لذا:

  • اگر شبهه در حلیت تکلیفی بود → حلیت تکلیفی مستفاد از روایت است.
  • اگر شبهه در حلیت وضعی بود → حلیت وضعی مصداق خواهد بود.

:red_exclamation_mark: اشکال دوم: اگر حلیت فقط تکلیفی باشد…

ثانیا: اگر مراد از حلیت در این روایت، صرفا حلیت تکلیفی باشد، حلیت در معاملات به چه معنا خواهد بود؟

به معنای حلیت تکلیفی آثار مترتب بر معامله خواهد بود.
در نتیجه دلالت روایت بر حلیت معاملات، دلالت استلزامی خواهد بود نه مطابقی،
و در شکل گیری دلالت استلزامی:

  • اطلاق کافی نیست
  • بلکه نیاز به دلالت خاص دارد
    مانند: «أحلّ الله البیع»

که در آن، حلیت بیع یعنی حلیت آثار، و چون دلیل در خصوص بیع است، ایرادی ندارد.


:face_with_monocle: ارزیابی نهایی اشکال دوم

این مطلب به صورت کلی صحیح است اما تطبیق آن در اینجا نادرست است.
ما گفتیم که:

لفظ مستعمل در جامع است و لذا نیازی به اطلاق نداریم و حلیت، بالوضع شامل حلیت وضعی و تکلیفی می‌شود.


:blue_square: بررسی تعبیر «بعینه» و شمول روایت

تعبیر «بعینه» در برخی از نقلها نیز باعث نمی شود که مورد روایت مختص به شبهات موضوعیه بشود.

مثلا:
اجمالا می دانیم که حرام هایی در شریعت وجود دارد اما حرمت شرب توتون را بعینه نمی دانیم و این نیز مشمول روایت است.

:star: نتیجه

بنابراین در مجموع این روایت دلیل خوبی برای اثبات اصالة الصحّة در معاملات است.


:blue_square: نکته پایانی درباره دامنه بحث

توجه شود که بحث ما اختصاصی به معاطات ندارد اگرچه شیخ این ادله را برای تصحیح معاطات مطرح کرد.


:date: بر اساس جلسه ۱۱ آبان ۱۴۰۴