فواید ذکر راوی و مروی عنه در رجال

فواید ذکر راوی و مروی عنه در رجال

از زمان تأسیس رجال، متداول این بود که متعرض راوی و مروی عنه هم می‌شدند. اصحاب ما به جای راوی و مروی عنه، طبقات را بر اساس ائمه ع ذکر می‌کردند. البته این استاندارد نبود و استانداردش این بود که هم راوی و هم مروی عنه مشخص شود. بعدها اهل سنت یک مقداری کم و زیاد کردند؛ مثل این که می‌گفتند: قیل: ابو الجارود سمع عن ابی الحسن و لم یثبت. همچنین مثلاً در تهذیب الکمال مزی جاهایی که صحاح سته از یک راوی نقل کرده‌اند ذکر می‌کند که این بر اعتبار راوی می‌افزاید. این کار خوبی است که در رجال ما در این جهت کار نشده است و اهل سنت بر ما اشکال کرده‌اند و اشکالشان هم وارد است. نجاشی و شیخ و خلاصة علامه این بحث را ندارند اما در زمان ما مرحوم استاد در معجم این کار را انجام داده‌اند و لیست راوی و مروی عنه را مشخص می‌کنند و استاندارد کار رجالی هم همین است. باز آقای خویی غالباً در این جهت پیش نرفته‌اند که در راوی و مروی عنه مناقشه کنند. این را هم مشخص نکرده‌اند که مثلاً روی عنه فقط الکلینی فی الکافی. آقای بروجردی در تجرید الأسانید به جای اکتفا به ذکر راوی و مروی عنه، سند را کامل آورده‌اند و اسانید را اینجور تجرید کرده‌اند که این هم استاندارد علم رجال نیست؛ چون متعارف رجال فقط دو طرف راوی و مروی عنه است. این راه آقای بروجردی چه فوایدی دارد؟ به نظر آقای بروجردی استخراج کامل سند سبب می‌شود که سقط‌های برخی از اسناد دیگر را کشف کنیم. این کار ایشان خیلی خوب است، ولی ایشان ملتفت فایدة مهم‌تر این کار نشده‌اند، که این کار به درد کارهای فهرستی می‌خورد. به لحاظ فایدة رجالی راهی که اهل سنت رفته‌اند یعنی ذکر راوی و مروی عنه کافی است، ولی به لحاظ فهرستی ذکر همة سند بهتر است. ما هم در بررسی این روایت به ذکر راوی و مروی عنه بسنده نکردیم، بلکه تقریباً نصف سند را پیگیری کردیم و راوی از محمد بن سنان را هم بررسی کردیم؛ یعنی به جای نگاه به راوی به راوی قبل از او هم مراجعه کردیم. بزرگان ما بعد از سال 200 به مقداری از روایات ابو الجارود اعتماد کرده‌اند که به لحاظ سندی در زمان موسی بن جعفر ع آن‌ها را تحدیث کرده است که خصوص این فایده ارزش فهرستی ، هرچند چرایی آن برای ما روشن نیست. این هم که آیا این روایات از اصل ابو الجارود بوده است یا از کتاب محمد بن سنان؛ برای ما روشن نیست؛ مثلاً این که فرد فوق العاده بزرگوار و یک حدیث‌شناس بزرگی مثل حسن بن علی بن فضال از این کتاب نقل می‌کند، حتما یک نکته‌ای دارد و این که قمی‌ها که متشدد در حدیث بوده‌اند از این نسخه نقل کرده‌اند نیز نکته‌ای دارد. پس یک چیزی در اینجا هست هرچند برای ما روشن نیست