فقاهت فراتر از فنون: شرط سنخیت با اهل نور

در علوم دینی و در بحث‌های فهمی، باید تکنیک‌های مربوط به دلالت، جهت و جمع بین ادله را فرا گرفت؛ اما با تکنیک به‌تنهایی کار درست نمی‌شود. فهم، یک فرایند مکانیکی و صفر و یکی نیست، بلکه یک رابطه وجودی است؛ یعنی انسان باید از سنخِ صاحب اثر باشد تا بتواند کلام او را بفهمد. کسی می‌تواند هنر را خوب تحلیل کند که «خاکِ صحنه را خورده باشد»، نه کسی که اصلاً در صحنه نبوده است.


:light_bulb: سنخیت: شرط فهم فقه جواهری

زمانی من و شما به معنای واقعی کلمه می‌توانیم فقهِ جواهری داشته باشیم ـ «علینا إلقاء الأصول إلیکم و علیکم التفرّع» ـ که خودمان هم از سنخ ایشان باشیم؛ چراکه صاحبان اثر، اهل نورند. قرآن خودْ نور است و اهل‌بیت (ع)، اهل نور. ما هم باید سنخیتی با اهل نور پیدا کنیم تا بتوانیم درست بفهمیم؛ وگرنه درست است که با تکنیک‌ها نمره به دست می‌آورید و سطح‌ها را طی می‌کنید، اما فقاهت به معنای واقعی کلمه در صورتی حاصل می‌شود که از سنخ ایشان بشوید.


:open_book: نقلی از حالات مرحوم وحید بهبهانی

آقای مروی نقل می‌کردند که مرحوم وحید بهبهانی در اواخر عمر، خادمی را برای رسیدگی به کارهایش از روستا آورده بود. چندی بعد، طلبه‌ها از آن خادم پرسیدند که مرحوم بهبهانی چطور بود؟ او گفت: ایشان روزها خیلی عاقل بودند و بر اساس حساب‌وکتاب رفتار می‌کردند، اما شب‌ها دیوانه می‌شد، زیرا نیمه‌شب‌ها گریه و داد و فریاد می‌کرد، به آسمان نگاه می‌کرد و خاک باغچه را به سر می‌ریخت. البته این دیوانگی نیست، بلکه اوج عقلانیت است:

«وَ یقُولُ لَقَدْ خُولِطُوا وَ لَقَدْ خَالَطَهُمْ أَمْرٌ عَظِیمٌ لَا یرْضَوْنَ مِنْ أَعْمَالِهِمُ الْقَلِیلَ وَ لَا یسْتَکثِرُونَ الْکثِیرَ فَهُمْ لِأَنْفُسِهِمْ مُتَّهِمُونَ وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ مُشْفِقُون.»[1]


:sunrise: فرصت ماه رجب برای ایجاد سنخیت

برای دستیابی به سنخیت، ماه رجب فرصت مناسبی است، زیرا هم موضوعیت دارد و هم طریقیت. روایاتی که درباره رجب، شعبان، و به ویژه رمضان وارد شده‌اند، به خودِ این زمان خصوصیت می‌دهند:

«وَ جَعَلْتُ هَذَا الشَّهْرَ حَبْلًا بَینِی وَ بَینَ عِبَادِی فَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِ وَصَلَ إِلَی.»[2]


:books: بر اساس جلسه ۶۰ اصول
:date: ۳۰ آذر ۱۴۰۴


  1. نهج‌البلاغه، ص ۳۰۴، فرازی از خطبه متقین ↩︎

  2. إقبال الأعمال، ج ۲، ص ۶۲۸ ↩︎