یکی از مباحثی که در بحث استثناء شدگان از نماز جمعه مطرح می شود این است که آیا خود مسافرین که استثناء شده اند می توانند برای خود اجتماع کنند و نماز جمعه ای را تشکیل دهند؟؟!
برای جواب بدین سوال باید روایات را بررسی و بین آن ها جمع کرد. برخی از روایاتی که شبهه عدم مشروعیت در ذهن ایجاد می کنند مانند این روایت هستند: « عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى الْيَقْطِينِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ فُضَيْلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَيْسَ فِي السَّفَرِ جُمُعَةٌ وَ لَا أَضْحًى وَ لَا فِطْرٌ».
در مقابل این روایت، روایتی دال بر مشروعیت است: « أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ: أَيُّمَا مُسَافِرٍ صَلَّى الْجُمُعَةَ رَغْبَةً فِيهَا وَ حُبّاً لَهَا أَعْطَاهُ اللَّهُ أَجْرَ مِائَةِ جُمُعَةٍ لِلْمُقِيمِ».
جمع بین روایات این است که لیس فی السفر جمعه را با توجه به اینکه روایاتی آمده است که اگر مسافر شرکت در نماز جمعه کند اشکالی ندارد، حمل می کنیم بر اینکه جمعه را مسافرین منعقد نکنند. یعنی نباید مسافرین تمام العدد باشند و حضورشان و مکملیت آن ها اشکالی ندارد. شاید اینکه می توانند مکمل باشند نیز بتوان از همان روایت استفاده کرد که می گفت حضور آنان اشکالی ندارد.
روایاتی که می گوید مسافرین جمعه را نخوانند نیز به همین معنا حمل می شوند.
یکی از مباحثی که در بحث استثناء شدگان از نماز جمعه مطرح می شود این است که آیا خود مسافرین که استثناء شده اند می توانند برای خود اجتماع کنند و نماز جمعه ای را تشکیل دهند؟؟!
برای جواب بدین سوال باید روایات را بررسی و بین آن ها جمع کرد. برخی از روایاتی که شبهه عدم مشروعیت در ذهن ایجاد می کنند مانند این روایت هستند: « عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى الْيَقْطِينِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ فُضَيْلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَيْسَ فِي السَّفَرِ جُمُعَةٌ وَ لَا أَضْحًى وَ لَا فِطْرٌ».
در مقابل این روایت، روایتی دال بر مشروعیت است: « أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ: أَيُّمَا مُسَافِرٍ صَلَّى الْجُمُعَةَ رَغْبَةً فِيهَا وَ حُبّاً لَهَا أَعْطَاهُ اللَّهُ أَجْرَ مِائَةِ جُمُعَةٍ لِلْمُقِيمِ».
جمع بین روایات این است که لیس فی السفر جمعه را با توجه به اینکه روایاتی آمده است که اگر مسافر شرکت در نماز جمعه کند اشکالی ندارد، حمل می کنیم بر اینکه جمعه را مسافرین منعقد نکنند. یعنی نباید مسافرین تمام العدد باشند و حضورشان و مکملیت آن ها اشکالی ندارد. شاید اینکه می توانند مکمل باشند نیز بتوان از همان روایت استفاده کرد که می گفت حضور آنان اشکالی ندارد.
روایاتی که می گوید مسافرین جمعه را نخوانند نیز به همین معنا حمل می شوند.
چرا روایت «لیس فی السفر…» را حمل بر عدم وجوب نمیکنند؟
بدین معنا که تشکیل نماز جمعه برای مسافران، هر چند همه مسافر باشند مطلوب است اما واجب نیست.
سلام علیکم ظاهرا معنای شما با اطلاق روایت سازگاری نداشته باشد. لیس نفی موضوع است که عدم مشروعیت معنای ظاهری آن است ا
علیکم السلام و رحمة الله.
چطور میفرمایید با اطلاق روایت سازگاری ندارد؟ متوجه نشدم.
درست است که لیس نفی موضوع است اما اولا این که نفی موضوع به معنای عدم مشروعیت باشد، خودش محل بحث و تأمل است. و ثانیا بعد التسلیم به این که نفی موضوع به معنای عدم مشروعیت است، بحث در این جا، بحث از جمع عرفی است. عرض حقیر این بود که به جای این که روایت دوم را حمل کنید به جایی که «خود مسافران نماز را به پا نکردهاند» (که خود خلاف ظاهر است) روایت اول را حمل کنید به «عدم وجوب» (که باز هم طبق فرض، خلاف ظاهر است).
علی ای حال در جمع عرفی باید مرتکب تخلف از ظهور شد، اولویت جمعی که شما مطرح نمودید نسبت به عرض حقیر چیست؟