عدم شرطیت استقرار در مستحبات نماز

مرحوم صاحب جواهر ادعای اجماع کرده که در افعال و اذکار مستحبة نیز شرط است. مرحوم بحر العلوم چنین منظوم کرده:
لا تصلح الصلاة في اختيار/إلا من الثابت ذي القرار
و ذاك في القيام و القعود/فرض و في الركوع و السجود
يعم حال فرض تلك الأربعة/الندب بالإجماع في فرض السعة
و هي بمعنى الشرط في المندوب/فلا ينافي عدم الوجوب
اما اینها از اجماعات اجتهادی به شمار می‌آید که از کلمات علماء برداشت شده. ظاهرا مرحوم حکیم تتبع کرده و مشخص شده که سابقین چنین ادعاهایی نداشتند.
بلکه ما هستیم و ادله که آیا اطلاق دارند یا نه؟ ظاهرا ادله اطلاق ندارند.
اما اجماع که دلیل لبی است و اگر کسی بگوید معقد اجماع اطلاق دارد و گفته شده فی الصلاة، می‌گوییم فی الصلاة به همان افعال که مقومات صلاة است، انصراف دارد. طبیعی نماز مشروط به استقرار است ولی اینکه خصوصیات این طبیعی نیز مشروط به استقرار باشد، ‌نادرست است.
اما روایت تمکن در اقامه( تتمکن فی الاقامه کما تتمکن فی الصلاة)از آنجا که عمود کلام، تمکن در اقامه است، پس اطلاق ندارد. تمکن فی الصلاة هم اذکار و هم افعال را شامل است ولی اینکه اطلاق داشته باشد که اذکار مستحب را نیز شامل باشد، قبول نداریم. لذا شرط تمکن در اقامه چنان است که اگر مکلف بعضی از خصوصیات اقامه را در حال عدم استقرار بگوید مضر نیست مثل صلوات.
در نتیجه وقتی که دلیل قاصر شد، شک داریم آیا یکی از شرایط نماز آن است که در حال مستحبات، استقرار شرط است یا نه؟ دوران امر بین اقل و اکثر ارتباطی است و در اصول گفته شده در اینجا نسبت به اکثر برائت جاری می‌شود و استقرار نسبت به غیر واجبات، واجب نیست.
بله، یک مساله مطرح است همانطور که مرحوم خوئی فرموده که اگر کسی تکبیر رکوع را در حال هوی یا تکبیر سجود را در حال هوی گفت، تکبیر باطل است نه به دلیل عدم استقرار بلکه به دلیل آنکه در محلش اتیان نشده. لذا اینکه مرحوم سید این فرع را بعد از عدم استقرار آورده، نادرست است. تکبیر رکوعی قبل از هوی مستحب است و تکبیر سجودی قبل از هوی مستحب است پس اگر تکبیر به قصد استحباب خاص بدون استقرار اتیان شود، مصداق مستحب قرار نمی‌گیرد.
درس خارج فقه. تاریخ 24 اردیبهشت ماه 1403