به هر حال به نظر میرسد باید گفت از ابتدا مقتضی قاصر است و روایات دلالت بر منع ندارند. درست است که از لفظ لا استفاده شده ولی چنین نیست که این لا در مبطلیت و حرام بودن، ظهور داشته باشد بلکه بر کراهت حمل میشود. در اصول بحث شده که امر ظاهر در وجوب و نهی ظاهر در حرمت است ولی این ظهور خیلی مستحکم نیست. لذا مثل مرحوم صاحب معالم گفته در شریعت مقدس آنچنان امر در استحباب و نهی در کراهت استعمال شده که ظهوری برای امر در وجوب و نهی در حرمت باقی نمانده. اما به نظر ما امر در وجوب و نهی در حرمت ظهور دارد ولی ظهورش چندان قوی نیست. مرحوم شیخ الشریعة اصفهانی نیز در رساله لاضرر گفته این ظهور اضعف الظهورات است.
لذا وقتی به روایات مانعه مراجعه میکنیم مشخص میشود که لسان آنها دارای اختلاف است. یکجا میفرماید لاتقرأ و یک جا میفرماید افضل است و یک جا میفرماید لاتصلح و یک جا میفرماید میان شب و روز تفاوت وجود دارد. تفاوت السنه روایات در بیان حکم برای موضوع واحد این مسأله موجب میشود که مانند مستحبات که بیانشان منضبط نیست و مراتب مختلف دارد ولی واجبات صریح و شفاف بیان میشود، در اینجا نیز بگوییم لا در منع تحریمی ظهور ندارد و الزامی نیستند و چون الزامی نیستند لسان مختلف میشود. لا اقل عرف از این نهی،حرمت برداشت نمیکند.
مرحوم خوئی فرموده:
و مقتضى الجمع العرفي بينها و بين الطائفة الاولى هو حمل النهي فيها على الكراهة كما ربما يؤيده التعبير ب «لا يصلح»، أو «يكره»، أو «أنّه أفضل»، أو «لكل سورة حقاً فأعطها حقها» و نحو ذلك مما ورد في سائر الأخبار المشعرة بالكراهة.
درس خارج فقه. تاریخ 7 آبان ماه 1403