عدم بازدارندگی ساخت و نگه داری سلاح هسته ای

بازدارندگی سلاح کشتار جمعی

مطلب اول: معنای بازدارندگی

بازدارندگی در اصطلاح حقوقی یعنی ایجاد وضعیتی که هزینه ارتکاب یک رفتاری از فایده آن بیشتر بشود به گونه ای که طرف مقابل بداند اگر این رفتار را انجام داد، به مجازات یا خسارت بیشتری مواجه می شود. در حقیقت شما با قدرت یا ابزاری، ایجاد ترس می کنید و طرفِ مقابل را از انجام عملی که ممنوع یا پر هزینه است، منصرف می کنید و او را به سمت عدم اقدام سوق می دهید.

اما در سلاح کشتار جمعی، بازدارندگی به این نحو است که چون قدرت تخریب این سلاح بسیار بالا است، دشمن جرأت حمله نمی کند چون می داند اگر حمله کند ما از این سلاح کشتار جمعی استفاده کرده و در نتیجه آسیب زیادی می بیند.

مطلب دوم: عدم بازدارندگی در فرض حرمت به کارگیری

اگر دشمن بداند و مطمئن باشد که شما از این سلاح استفاده نمی کنید، بازدارندگی اتفاق نمی افتد. مثلا ما بارها با اسرائیل که سلاح اتمی دارد، درگیر شده ایم اما این سلاح برای ما بازدارندگی ایجاد نکرده چون می دانیم اسرائیل از این سلاح استفاده نخواهد کرد. وقتی بازدارندگی اتفاق می افتد که شما تهدید به استفاده کنید و طرفِ مقابل این تهدید را جدی بگیرد.

در روایات حتی نسبت به سلاح هایی که کمتر از این سلاح تخریب دارد مانند مسموم کردن آب شرب، حکم حرمت آمده است:

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع‏ نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ يُلْقَى السَّمُّ فِي بِلَادِ الْمُشْرِكِينَ. (وسائل الشیعة جلد15 صفحه62)

خدا و اهل بیتی که حتی اجازه بستن آب دشمن یا مسموم کردن آن نمی دهند، یعنی به اخلاقی در جهاد معتقدند که در سلاح کشتار جمعی وجود ندارد. با توجه به حرمت إهلاک حرث و نسل و این روایات، کسی که مسلمان را بشناسد، می داند او از این سلاح استفاده نخواهد کرد لذا بازدارندگی هم اتفاق نخواهد افتاد.

مثال های واقعی عدم ایجاد بازدارندگی

مثال اول: دکترین انتقام سخت آمریکا. آمریکا در دهه 1950 اعلام کرد که به هر گونه تجاوز شوروی، پاسخ اتمی همه جانبه می دهد. پس از مدتی، شوروی متوجه شد این بلوف است لذا درگیری ها به صورت نیابتی در جنگ سرد ادامه پیدا کرد.

مثال دوم: بحران موشکی کوبا. با این که آمریکا و شوروی سلاح هسته ای داشتند و هر دو ادعا کرده بودند اگر طرف مقابل به سمت منافع ما بیاید ما بمب هسته ای می زنیم، اما چون هیچ کدام باور نمی کردند طرف مقابل این کار را بکند، بحران موشکی کوبا اتفاق افتاد.

مثال سوم: افغانستان. شوروی وارد افغانستان شد با این که انواع سلاح های کشتار جمعی داشت ولی شکست خورد. چون استفاده از سلاح کشتار جمعی در افغانستان، هزینه ای بسیار بالا ایجاد می کرد و در نتیجه هیچ بازدارندگی اتفاق نیفتاد.

مثال چهارم: کره شمالی

مثال پنجم : اسرائیل سلاح هسته ای دارد و ما با او جنگ داریم اما نتوانسته برای ما بازدارندگی ایجاد کند چون ما می دانیم از آن استفاده نخواهد کرد چون پیامدهای استفاده از این سلاح برای خودش سنگین تر است و نابودی خودش را در پی دارد.
درس خارج فقه،جلسه 94، 19 اردیبهشت1405

به نظر می‌رسد که اشکالی به این بیان استاد وارد باشد و آن اینکه ایشان فقط حکم اولی در استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی را در مسئله بازدارندگی در نظر می‌گیرند، در حالی که باید در این مسئله و حالت روانی که برای دشمنان ایجاد می‌کنند حکم ثانوی را هم در نظر گرفت که در شرایطی در اضطرار استفاده از این نوع سلاح‌ها جایز می‌باشد، مثلاً رهبر شهیدمان فرمودند که اگر دشمنان حمله اتمی بکنند، ما هم در همان سطح به آنها حمله می‌کنیم که کارشناسان نظامی می‌گویند مقصود ایشان زدن تاسیسات هسته‌ای حیفا است، که از جهت صدمات تشعشعات هسته‌ای و آلودگی‌ها تقریباً شبیه استفاده از بمب هسته‌ای است، گرچه قدرت تخریب‌های هسته‌ای را ندارد اما پایداری تشعشعات هسته‌ای آن خیلی بیشتر از بمب‌های هسته‌ای است.

یعنی در شرایط اضطرار ما هم در مقام دفاع برای توقف تجاوز چنین تجویزی داریم و وجود همین حکم اضطراری هم برای ایجاد بازدارندگی کافی است و بنابراین اشکال ایشان به بیان آیت الله کعبی که ساخت را به منظور بازدارندگی نفی می کنند، تمام نیست.

سخنان به طور جدی قابل نقد است. استفاده از سلاح هسته ای از نظر عموم مردم دنیا و اغلب کشورهای دنیا ممنوع است. ولی ممنوعیت عقلایی یا حرمت شرعی یک بحث است، ترسی که از داشتن آن در دل دشمن ایجاد می شود یک بحث دیگر.
اولا اینکه یک فقیه یا ولی فقیه حرام بداند، به معنای آن نیست که سایر فقها یا رهبر بعدی هم حرام می داند. پس همچنان ترس و بازدارندگی وجود دارد.
ثانیا برخی از دشمنان تصریح کرده بودند که شیعه معتقد به تقیه است. بنابر این شاید فتوای به حرمت ساخت از روی تقیه باشد، یعنی از یک بُعد قضیه گفته شده ساخت حرام است و ابعاد دیگر به جهت تقیه مسکوت مانده باشد.
ثالثا با قطع نظر از بحث های تئوری و نظری و اگر و اماهای فقهی ماها، باید به واقعیت دنیای بیرونی نگاه کرد، در دنیای امروز سلاح هسته ای یک مولفه قدرت بوده و بازدارنده است.
اگر بازدارندگی ندارد، پس چرا کشورهای بزرگ این همه برای ساخت بمب های هسته ای نسل دوم و سوم و … هزینه های نجومی می کنند؟
رابعا اگر بازدارندگی ندارد، چرا این همه کشورهای غربی و امریکا اصرار دارند که ایران نباید سلاح هسته ای داشته باشد؟
خامسا قرار نیست همیشه سلاح هسته ای بر سر مردم بی گناه فرود آید، بمب های هسته ای از نظر شدت انفجار درجات مختلفی دارند، گاهی برای تخریب یک پایگاه بزرگ نظامی در خارج از شهرهای مسکونی یا یک مجموعه بزرگ اقتصادی (نظیر عسلویه در ایران) استفاده می شود.
سادسا عناوین ثانویه مثل فرض اضطرار چه می شود؟ فرض تزاحم با یک مصلحت اقوی یا دفع مفسده اقوی چه می شود؟