استاد شهیدی معتقدند که تشکیل حکومت در عصر غیبت واجب است؛ به دو جهت:
۱_ به طور قطعی، مردم نیاز به حاکمی دارند که جامعه ایشان را اداره کند.
۲_تشکیل حکومت، مقدمهی انجام تکالیف شرعیه است.
در مقابل این نظریه، چنین اشکال شدهاست که مضمون برخی روایات، نهی از خروج با شمشیر و مضمون برخی دیگر، نهی از اتباع هر پرچمی است که قبل از ظهور برافراشته شود.
از جمله روایات با مضمون اول، صحیحه ذیل است که در آن، حضرت، سدیر را از خروج علیه حکومت نهی کرده و اورا ملزم به نشستن در خانه میکنند:
يا سدير الزم بيتك، وكن حلسا من أحلاسه، واسكن ما سكن الليل والنهار، فإذا بلغك أن السفياني قد خرج فارحل إلينا ولو على رجلك (ر.ک: وسائل الشيعة ج15 ص51 باب 13).
همچنین در رابطه با مضمون دوم، که از اتباع هر پرچمی قبل از ظهور نهی میکند، صحیحه ابی بصیر از امام صادق (ع) وجود دارد که حضرت در آن روایت به ابی بصیر میفرمایند:
" كل رآية ترفع قبل قيام القائم (عليهالسلام) فصاحبها طاغوت يعبد من دون الله عزوجل" (همان منبع).
اما در پاسخ به روایات دسته اول میتوان گفت:
اولا: ممکن است در برخی حالات حکومت طاغیه بدون نیاز به خروج با شمشیر امکان سقوط داشتهباشد [لذا در این فرض خروج با شمشیر نیاز نیست].
ثانیا: شاید عده ای ولو به اعتقاد خودشان قیام مسلحانه علیه حکومت طاغیه را جائز بدانند و انجام دهند، و نیاز به خروج دیگران نباشد.
ثالثا: این روایات، با روایاتی از اهل بیت که شامل تایید عمل جناب زید که علیه حکومت خروج با شمشیر نمود، معارض هستند. وجه جمع میان این دو دسته از روایات نیز چنین است که نهی معصومین، از قیامهایی است که به هدف ایصال پرچم به اهل بیت (ع) انجام شدهاست، نه هر قیامی علیه حکومت طاغیه که مردمش مظلوم واقع شدهاند، چرا که چنین قیامی نه تنها اشکالی نداشته، بلکه ضرورت دارد.
در پاسخ به روایات دسته دوم که از اتباع پرچمهای برافراشته قبل از ظهور نهی میکنند نیز گفته میشود؛
در این روایات، ارتکاز متشرعه به منزله قرینه لبیه متصله است که مراد از پرچم، پرچم خلافت است، نه هر پرچمی، ولو پرچمی باشد که به غرض سرنگون کردن حکومت طاغیه برافراشته شدهاست.
ثانیا: بر فرض عدم پذیرش پاسخ قبل، این دسته از روایات، با روایاتی که عمل جناب زید را تایید کردهاند تقیید میخورند.
برگرفته از بحث ولایت فقیه، ابحاث فی علم الاصول، ۵: ۵۴۳ _ ۵۴۰.