پس از روشن شدن اهمیت و ضرورت بحث از عنوان مذکور بیان میشود؛ با توجه به اینکه بحثهای گستردهای پیرامون اجتهاد و تقلید صورت گرفته است، اما دیده نشده به دو عنوان بسیار مهم «مرجعیت» و «زعامت» که در عصر حاضر اهمیت بیشتری دارد به طور مستقل بحث گردد و تفاوتشان روشن شود اگرچه در خلال ابحاث به آن پرداخته یا اشاره کردهاند؛ مثلاً آیا مرجعیت و زعامت یکسان هستند یا اینکه دو مقوله جدا میباشند؟
از این رو غرض از جای گذاری دو قید مذکور، ایجاد دو نهاد مرجعیت (مقلّد و مقلَّد) و زعامت (رهبری سیاسی و اجتماعی) در کنار بحث اجتهاد و تقلید بود که به هم تنیده بوده و باید بحث گردد که آیا آنها متفاوت از هم هستند یا یکساناند؟ یا اینکه به غیر از شروط ذکر شده در ذیل مرجعیت مانند «رجولیت (مرد بودن)» و…، شروط دیگری متصور است یا اینکه باید به همین شروط بسنده شود و… که آیت الله خویی میفرماید.
ضرورت بحث فقهی از عنوان «اجتهاد و تقلید، مرجعیت و زعامت» 
در کتاب «عروه الوثقی» ۷۲ مسأله پیرامون اجتهاد و تقلید بیان شده است که برخی از این مسائل فروع مختلفی را در بر میگیرد. اما باید توجه داشت مسائل گوناگونی مورد نظر و توجه است که در بین این مسائل یا در ذیل آنها بحث نگردیده است. به عنوان نمونه به چند موضوع اشاره میشود:
۱. جایگاه مرجعیت 
این مسأله مهم است که مرجعیت در چه جایگاهی قرار دارد؛ این موضوع مهم اگرچه به طور کمرنگ در محافل علمی بررسی شده و در نظام جمهوری اسلامی مورد توجه بوده اما از نظر فقهی لازم است تا با نگاه و تفصیل بیشتری به آن نگریسته شود.
۲. اجتهاد شورایی 
۳. مرجعیت شورایی 
از جمله مسائل مهم دو موضوع اخیر است که آیا اجتهاد به طور شورایی یا مرجعیت به صورت شورایی صحیح و مشروع است؟ البته باید توجه داشت که مقصود از اجتهاد شورایی یعنی عدهای خبره با گفتگو و مباحثه نتیجهای را جمعبندی کرده و به عنوان فتوا و نظر شورا به همگان ابلاغ نمایند و مرجعیت شورایی غیر از اجتهاد شورایی است. ممکن است افراد متعدد صاحب نظر در افتا و نظر مستقل عمل نمایند و شورایی نباشند اما به هنگام ابلاغ فتوا و در مقام تقلید مجموعهای از نظرات بررسی شده و به شور گذارده میشود و یک نظر به عنوان نتیجه شورای مرجعیت جهت تقلید ابلاغ میگردد. از این رو بین اجتهاد شورایی و مرجعیت شورایی تفاوت وجود دارد.
۴. مرجعیت عرصهای 
مرجعیت عرصهای عنوانی نو و بدیع بوده و مقصود از آن این است، آیا یک فرد میتواند در ابواب مختلف فقه از فقها و مراجع متعدد تقلید نماید یا آنکه مرجعیت مطلق بوده و باید در تمامی ابواب از یک مرجع تقلید شود؟
۵. وظیفه نهادها و علمای دینی 
آیا علما وظیفه دارند تا به تعیین مجتهد یا اعلم اقدام نمایند؟