صور چهارگانه حیازت مال غیر بنابر نظر شهید صدر

یک بحثی اینجا هست و آن این است که منشأ تمام مالکیت‌ها حیازت است. این را آقای صدر مبنایش هست، محقق ایروانی هم دارد که مصدر تمام مالکیت‌ها حیازت است.

تیتر: صور چهارگانۀ عقلی حیازت مال غیر و تطبیق آن بر ودیعه، عاریه، غصب، هبه و قرض

برای تبیین دقیق ماهیت قرض و تفکیک آن از سایر عقود، مرحوم شهید صدر صور عقلیۀ مسئله را به گونهای ترسیم میفرمایند که در آن، حیازت مال غیر (ید ثانیه) بر اساس دو معیارِ «سببیت برای ملکیت» و «سببیت برای ضمان» به چهار قسم تقسیم میشود:

قسم اول: ید ثانیه نه سبب ملکیت است و نه سبب ضمان. این قسم خود بر دو شاخه قابل تقسیم است: شاخۀ نخست آن است که ید دوم اصلاً ید مستقله محسوب نمیشود و به گونهای اعتبار گردیده که گویی همان ید مالک اول است؛ مانند ید ودعی (امین) یا وکیل که در حکم ودعی است. در اینجا ید ودعی، ید مستقله نیست و از این رو نه موجب ملکیت او میگردد و نه موجب ضمان او. شاخۀ دوم آن است که ید دوم، ید مستقله میباشد، امّا مالک اول هم اذن در تملک نداده و هم به عدم ضمان راضی شده است؛ مانند عاریه که در آن، مستعیر نه مالک عین عاریه میگردد و نه ضامن تلف آن، و این عدم ضمان از باب «سالبه به انتفاء محمول» است، نه انتفاء موضوع.

قسم دوم: ید ثانیه سبب ملکیت نیست، امّا سبب ضمان میباشد؛ مانند غصب. در غصب، غاصب به دلیل عدم اذنِ مالک در تملک، مالک عین مغصوب نمیگردد، امّا به سبب عدم رضایتِ مالک به عدم ضمان، ضامن تلف آن مال خواهد بود. بنابراین، ید غاصب، یدی است که ضمان بر آن مترتب میگردد، هرچند ملکیتی در پی ندارد.

قسم سوم: ید ثانیه سبب ملکیت است، امّا سبب ضمان نیست؛ مانند هبه. در هبه، مالک به متهب اذن در حیازت میدهد و این حیازت، سبب ملکیت متهب میگردد (چرا که هبه بدون قبض محقق نمیشود)، امّا از آنجا که واهب به عدم ضمان متهب راضی است، این ید سبب ضمان نمیگردد.

قسم چهارم: ید ثانیه هم سبب ملکیت است و هم سبب ضمان؛ و آن مورد قرض میباشد. در قرض، مقترض به مجرد انشاءِ عقد، نه مالک میشود و نه ضامن؛ بلکه تا زمانی که حیازت و قبضِ مال محقق نشود، قرض به تمامیت نمیرسد. امّا هنگامی که مقترض، مال را قبض و حیازت کرد، هم مالک آن میگردد (چون مقرض اذن در تملک داده است) و هم ضامن تلف آن میشود (چون مقرض به عدم ضمان راضی نیست). از این رو، ضمانِ مقترض، ضمانِ یدی است و نه ضمانِ عقدی؛ یعنی بر خلاف بیع که مشتری به مجرد انشاء، ضامن ثمن میگردد، در قرض، ضمان و تملک هر دو ناشی از فعل خارجیِ حیازت میباشند، نه صرف انشاء لفظی.

بنابراین، حقیقت قرض از منظر شهید صدر، چیزی نیست جز «حیازت مال غیر به اذن مالک، همراه با ضمانت» که در لغت نیز به «اعطاء و نوال» با انتظار مجازات (بازپرداخت) معنا شده است. این تحلیل، هم شرطیتِ قبض را در صحت قرض توجیه میکند و هم ماهیتِ قرض را به عنوان یک فعل خارجی (نه صرف انشاء تملیکی) به اثبات میرساند.

پاسخ استاد:
این‌که ایشان آن صور اربعه را مطرح کرد، ‌این‌ها ایراد فنی دارد
اما صورت اولی که فرمود ید ثانیه نه منشأ ملکیت است نه منشأ ضمان، ‌بعد هم فرمود این دو قسم است: قسم اول آن جایی است که ید ثانیه عرفا ید مستقله نیست، مثل ید ودعی و لکن قسم دوم ید مستعیر است که ید مستقله است منتها اگر مالک شرط ضمان نکند معنایش این است که راضی است به عدم ضمان مستعیر. این فرمایش ناتمام است:

اولا: چه ارتکاز عرفی است که شما می‌‌گویید ید ودعی ید مستقله نیست؟ این ودعی اعتبار می‌‌شود کانّه هو المالک؟ این‌طور نیست. پس چرا اجرت می‌‌گیرد. برخی از ودعی‌ها اجرت می‌‌گیرند بابت حفظ ودیعه، ‌آدم بابت حفظ مال خودش که اجرت نمی‌گیرد. این چه ارتکازی است ما بگوییم در ارتکاز عرف ید ودعی اعتبار شده ید مالک؟ نخیر. یا ید وکیل اعتبار شده ید مالک. این وکیل است در انشاء بیع و شراء، ‌ماشین را در اختیار آن بنگاهی گذاشت، ‌کلید را به او داد گفت برایم بفروش، یعنی اعتبار داد که ید این ید خود مالک است؟ چه فرق می‌‌کند با این‌که این مشاور آن بنگاه ماشین بگوید اجازه است ما که حالا کلید دست‌مان است ظهر منزل‌مان برویم و بعدازظهر برگردیم، او هم می‌‌گوید قابل شما را ندارد ان شاء الله از کمیسیون شما کم می‌‌کنیم، فرق می‌‌کند حالا که شد در او اذن در تصرف هم می‌‌دهد، این ید حالت عاریه پیدا می‌‌کند دیگه، ید این می‌‌شود ید مستقله؟ یعنی تا ودعی بود ید او ید مستقله نبود؟‌ این‌ها توجیه‌هایی است که هیچ موافق با ارتکاز عرفی نیست.

اما نسبت به صورت دوم بحثی نیست اما نسبت به
صورت ثالثه ایشان مثال زد به هبه. آن هم عرض کردیم اینی که ایشان می‌‌گوید در هبه، ‌هبه سبب ملکیت هست ولی سبب ضمان نیست، حقیقت هبه حیازت مال الغیر است باذنه مجانا، عرض کردیم این خلاف متفاهم عرفی است. عرفا هبه یعنی تملیک مجانی نه حیازة مال الغیر باذنه مجانا. و الا فرقش با اعراض چیه؟ آقا تلویزیون رنگی خریده، تلویزیون سیاه‌وسفیدش را می‌‌گذارد در کوچه، ‌خب این اعرض است، ‌بعد یکی می‌آید بر می‌‌دارد این تلویزیون سیاه و سفید را، می‌‌برد خانه‌اش، ‌این هبه است. چه فرق می‌‌کند؟‌ حیازة‌ مال الغیر است مجانا. این اسمش هبه است؟

:books:درس خارج فقه 10 تیر 1397