صدق عنوان عقد مضطر بر قراردادهای الحاقی
از جهت صغروی، داخل بودن عقود إذعان در موضوع «عقد مضطر» نوعاً در کلمات پذیرفته شده است و گفتهاند که این عقود از مصادیق عقد مضطر هستند؛ زیرا در معنای اضطرار گفته شده است که اضطرار عبارت است از اینکه انسان به انجام کاری مجبور شود و چارهای جز انجام دادن آن نداشته باشد.
بر این اساس، با توجه به اینکه مورد عقد إذعان معمولاً امری از امور ضروری زندگی است که افراد احتیاج مبرم به آن دارند و برای تهیه آن نیز جایگزین دیگری وجود ندارد، خصوصیت بیع مضطر در این موارد محقق است. شخص برای تأمین نیاز ضروری خود ناچار است عقد را بپذیرد و امکان آن را ندارد که از طریق دیگری نیاز خود را برطرف کند. بنابراین، از این جهت، عنوان عقد مضطر بر عقود إذعان صدق میکند.
سنهوری نیز در کتاب «نظریه العقد»، پس از بیان خصوصیت عقد إذعان و اینکه شأن قابل در چنین عقدی صرفاً پذیرش کامل قرارداد یا رد کردن آن است، تصریح میکند که از آنجا که شخص به مورد عقد إذعان نیاز دارد و موضوع قرارداد از ضروریات زندگی اشخاص است، افراد نهایتاً مضطر به انجام چنین عقودی میشوند. هرچند شخص نسبت به خود عقد رضایت دارد، اما رضایت او به عقد ناشی از اضطراری است که نسبت به مورد معامله دارد.
سنهوری در توضیح معنای عقود إذعان مینویسد:
«معنی عقود الاذعان – قد یکون القبول مجرد اذعان لما علیه الموجب ولانعني بهذا ان القبول في هذه الحالة لايعدّ رضاء و لکن نريد ان نقرر ان القابل للعقد لم يصدر قبوله بعد مناقشة و مفاوضة مع الموجب کما يحصل عادة في العقود الاخری بل هو في موقفه من الموجب لايستطيع الا ان يأخذ او يدع و لما کان في حاجة الی التعاقد علی شيء لاغناءعنه فهو مضطر الی الاذعان والقبول فرضاؤه موجود ولکنه يکاد يکون مکرهاً عليه علی ان هذا النوع من الاکراه ليس هوالمعروف في عيوب الرضاء بل هو اکراه متصل بعوامل اقتصادية اکثر من اتصاله بعوامل نفسية .»
بنابراین، از جهت صغروی، تردیدی در مصداق بودن عقود إذعان برای «عقد مضطر» وجود ندارد؛ زیرا شخص، به سبب نیاز مبرم به موضوع قرارداد و ضرورت آن برای زندگی خود، ناچار از پذیرش عقد است و چاره دیگری برای تأمین آن نیاز ندارد. در نتیجه، عنوان عقد مضطر بر این دسته از قراردادها صادق است و از این جهت، اشکالی وجود ندارد.
درس خارج فقه 16 خرداد 1402