سلام علیکم شیخنا
یسال سائل علی اي اساس ديني فقهي الاطباء والحقل الطبي الذين فقدوا حياتهم بسبب الكرونا شهداء
بسم الله الرحمن الرحيم. الجهاد براينا لايساوى القتال بل هواعم منه خلافا لما يتصور فان ايات الجهاد نزلت في مكة ايضا كقوله تعالى ومن جاهد فانما يجاهد لنفسه ان الله لغني عن العالمين (الاية 6 سورة العنكبوت) وعلى المختار في تعريفه هو بذل الجهد والطاقة والوسع لاعلاء كلمة الله في الحفاظ على الدين او نفوس المسلمين اوالضعفاء و المظلومين او اعراضهم وكرامتهم وشرفهم او اموالهم . وعليه فان مجاهدى السلامة وشهداء حفظ النفوس ودفع ورفع المخاطرعن البشرية؛ فانهم مجاهدون وشهداء بلا شك ؛لبذل الجهد والطاقة العالية في الدفاع وحفظ النفوس ودفع ورفع المخاطر والضرر وصيانة المجتمع وحفظ سلامته . وهو من مصاديق سبيل الله واعلاء كلمة الله فى جهاد دفاعي في مواجهة عدو فاتك اخطر على البشرية من الجيوش والاسلحة المدمرة (وهذا العدو المدمر هو جائحة كرونا العالمية سواء كان وايروس كرونا من فعل البشر و ارهاب بيولوجي اوخطا بشري او تطور بيولوجي طبيعي ))؛. فعناصر الجهاد الدفاعى متحققة في جهاد السلامة وشهدائه بلاريب. ومنطبق عليه تماما. والله الموفق الاقل_ عباس الكعبي
در تعریف مذکور، قید بذل جهد و غیره در معنای جهاد و شهادت اخذ شده است، با این معنا، اگر یک طلبه روحانی مانند حقیر که اصلا اهل بذل جهد و این چیز ها نیست و بسیار هم تنبل است و بی تقوا، در راه رفتن به یک فروشگاه مورد حمله ی چاقو توسط یک عیاش و شرور قرار گیرد، شهید محسوب نمی شود؟؟؟؟؟
اگر یک طلبه روحانی مانند حقیر که اصلا اهل بذل جهد و این چیز ها نیست و بسیار هم تنبل است و بی تقوا، در راه رفتن به یک فروشگاه مورد حمله ی چاقو توسط یک عیاش و شرور قرار گیرد، شهید محسوب نمی شود؟؟؟؟؟
اطلاق کلمه «کشته» توسط مرحوم سیدابوالحسن اصفهانی قابل تأمل است.
معمولا پسر مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(صاحب وسیلة النجاة)، واسطه رساندن نامه درخواست کمک مالی به پدرش بود. در شب ۱۶ صفر ۱۳۴۹ قمری، شخصی به نام شیخ علی قمی (به خاطر شدت فقر و تصور این که پسر آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی در کمک مالی به او کوتاهی کرده) بین نماز مغرب و عشا ـ که به امامت سید ابوالحسن در صحن حرم امیرالمومنین برگزار میشد ـ با خنجری پسر سید ابوالحسن اصفهانی را به قتل رساند و سپس خود را به پلیس معرفی کرد.
سید ابوالحسن قاتل پسرش را بخشید. شیخ علی قمی پس از آزادی از زندان طی نامهای از سید ابوالحسن اجازه خواست تا به نجف آمده، به ادامه تحصیل بپردازد. سید ابوالحسن به واسطهای که نامه را برایش آورده بود گفت: «از نظر من مانعی ندارد…».
بعد از این اتفاق مردم به برخی از طلاب بیاحترامی و گاهی آنان را اذیت میکردند. سید ابوالحسن در جلسه ختم پسرش به شیخ محمدعلی یعقوبی که واعظ جلسه بوده گفت که از قول او اعلام کند: «یکی از فرزندان من فرزند دیگرم را کشته است! به فرزندانِ دیگر من چه کار دارید؟! همه طلاب فرزندان من هستند».
در تعریف مذکور، قید بذل جهد و غیره در معنای جهاد و شهادت اخذ شده است، با این معنا، اگر یک طلبه روحانی مانند حقیر که اصلا اهل بذل جهد و این چیز ها نیست و بسیار هم تنبل است و بی تقوا، در راه رفتن به یک فروشگاه مورد حمله ی چاقو توسط یک عیاش و شرور قرار گیرد، شهید محسوب نمی شود؟؟؟؟؟
وجه این که باید شهید محسوب شوید چیست؟بله مظلوم کشته می شوید اما شهید چرا؟
در تعریف مذکور، قید بذل جهد و غیره در معنای جهاد و شهادت اخذ شده است، با این معنا، اگر یک طلبه روحانی مانند حقیر که اصلا اهل بذل جهد و این چیز ها نیست و بسیار هم تنبل است و بی تقوا، در راه رفتن به یک فروشگاه مورد حمله ی چاقو توسط یک عیاش و شرور قرار گیرد، شهید محسوب نمی شود؟؟؟؟؟
وجه این که باید شهید محسوب شوید چیست؟بله مظلوم کشته می شوید اما شهید چرا؟
از حسن عنایت شما سپاسگذارم.
کلام حقیر هم سوالی بود. بیشتر می خواستم به این اشاره کنم که در این صورت این طلبه هایی که در هر چند ماه چندین نفر توسط اراذل کشته می شوند، وجهی ندارد که شهید نامیده شوند در حالی که همه جا آن هارا به شهید نام می برند. البته درتعریف آیت الله کعبی ان قلت هایی است.
در رابطه با پست اول ؛صدق جهاد چه ارتباطی به شهید نامیدن در فقه دارد؟ کسی از دوستان اگر میفهمه برای بنده هم توضیح بده
ظاهرا ایشان می خواهند بفرمایند شهیددر فقه به کسی می گویند که در جهاد کشته شود، وقتی معنای جهاد را أعم گرفتیم، کشته شدگان در جهاد نیز که همان شهداء هستند تحت معنای أعمی قرار می گیرند.
جواب نگرفتم. این مطلبی که حضرتعالی میفرمایید تکرار مدعای ایشان است. ظاهرا بنده درست اشکال رو مطرح نکردم. منظور بنده اینه که همین تلازم ادعایی چه دلیلی داره اساسا به چه دلیل کشته جهاد شهید فقهی است از کجا چنین ادعای عجیب و غریبی در آمد