«إِنَّ شَرَّ النَّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَ اللَّهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَالِمٌ لَا يَنْتَفِعُ بِعِلْمِهِ وَ مَنْ طَلَبَ عِلْماً لِيَصْرِفَ بِهِ وُجُوهَ النَّاسِ إِلَيْهِ لَمْ يَجِدْ رِيحَ الْجَنَّةِ يَا أَبَا ذَرٍّ مَنِ ابْتَغَى الْعِلْمَ لِيَخْدَعَ بِهِ النَّاسَ لَمْ يَجِدْ رِيحَ الْجَنَّةِ»[1]
ترجمه و مفهوم کلی: بدترین مردم نزد خدا در قیامت، دانشمندی است که از علمش سود نبرد. و کسی که دانشی را طلب کند تا مردم را به سوی خود جلب نماید، بوی بهشت را نخواهد یافت. ای اباذر! هر که دانشی را برای فریب مردم بجوید، بوی بهشت را نخواهد یافت.
تحلیل: چرا عالم بیعمل «شر الناس» است؟
عالمی که به علمش عمل نمیکند، مرتکب گناه میشود، همانند جاهلانی که مرتکب گناه میشوند، با این تفاوت مهم که امکان آمرزش برای جاهلان بیشتر از چنین عالمی است. همین امر سبب میشود که او «شر الناس» شود.
رابطه متقابل علم و عمل در مسیر تکامل
در مسیر تکامل انسانی، علم و عمل باید همراه و همگام با هم رشد کنند. با آموختن علم:
- ممکن است حجم عمل کمتر شود، اما کیفیت آن بالاتر میرود.
- مثال: با فهم قرآن به زبان عربی، درک و ایمان شما عمق بیشتری مییابد. یا در فقه، با روبرو شدن با شک بین سه و چهار، روایت «إذا شککت فابن علی الأکثر» به ذهنتان میآید و بر اساس آن عمل میکنید. معرفت شما در این عمل، بالاتر از کسی است که همان حکم را صرفاً از روی تقلید یا تعبد اخذ میکند.
نورانیت علوم اسلامی و تقویت عمل
علوم اسلامی ذاتاً نور هستند، زیرا با آیات، روایات، قرآن و کلام اهلبیت (ع) سر و کار داریم. بهرهمندی انسان از این نور، نورانیت عمل او را نیز افزایش میدهد. بنابراین:
- اگر علم با عمل همراه شود، عمل را تقویت میکند.
- اگر عمل با معرفت همراه شود، دو اثر مهم دارد:
۱. بسیاری از آموختههای پیشین، برای شما یقینی و ملموس میشود، در حالی که برای دیگران چنین نیست.
۲. همین درکها، سؤالات جدیدی برای شما ایجاد میکند که با مراجعه مجدد به متون دینی، از نظر علمی نیز رشد میکنید.
این تعامل، سبب رشد همزمان علم و عمل و شکلگیری یک شخصیت کامل میشود.
آفت بزرگ: نگاه صنفی و ابزاری به علم
مشکل اساسی زمانی پدید میآید که نگاه به علوم اسلامی، از نگاه حقیقتجویانه به نگاه صنفی، شغلی و ابزاری تبدیل میشود. در این حالت:
- فقه را نه برای فهم کلام اهلبیت، بلکه برای موفقیت در امتحان میخوانیم.
- با این نگاه، علم همراه با عمل نمیشود و عملی را بالا نمیبرد.
- وقتی عمل بالا نرود، مسأله جدیدی برای علم متولد نمیشود و اطمینان و یقین نیز حاصل نمیگردد.
نتیجه نهایی: سرنوشت عالم بیعمل
نتیجه این رویکرد، پیدایش فردی است که:
- به دلیل عدم عمل، از معرفت و آمرزشی که حتی یک جاهل ممکن است داشته باشد، بیبهره است.
- از طرفی، چون علم را صرفاً برای مدرک و اطلاعات خوانده، وقتی دستاورد خود را با دوستانش در رشتههای دیگر مقایسه میکند، میبیند به جایی نرسیده است.
- این فرد دچار یأس و افسردگی میشود.
- چنین کسی «شر الناس» میشود، زیرا دیگران آمرزیده میشوند، اما او به سبب علم بیعملش، آمرزیده نمیشود و این اوج زیان و خسران است.
راه نجات: هدفگذاری صحیح
اگر هدف اصلی از تحصیل علوم دینی این باشد که:
۱. اولاً، خودمان دین را بهتر بفهمیم.
۲. ثانیاً، آن را به دیگران ارائه دهیم.
در این صورت، علم با عمل همراه میشود و مراتب علمی و عملی با هم بالا میروند. نتیجه این فرآیند، یقین بیشتر و تولید مسائل جدید برای تعمیق علم است. ثمره نهایی، شکلگیری عالم ربانی است.
بر اساس جلسه ۷۴
۲۹ دی ماه ۱۴۰۴
مکارم الأخلاق، صفحه ۴۶۰ ↩︎