«مذاق شریعت» دارای سه نوع کاربرد متمایز است که در فرآیند استنباط و تفسیر احکام نقشآفرینی میکند.
۱. کاربرد استقلالی: صدور حکم به صورت مستقل
در این کاربرد، فقیه مستقلاً با استناد به «مذاق شارع» حکم شرعی صادر میکند. تمام مثالهایی که پیش از این در بحث «مذاق شارع» ارائه شدند، مصداق این کاربرد محسوب میشوند.
۲. کاربرد ابزاری و آلی: ترجیح تفاسیر روایات
این کاربرد «مذاق شارع» به عنوان یک ابزار در تفسیر و ترجیح یکی از معانی محتمل یک روایت بر معانی دیگر به کار میرود.
مثال: قاعده «لاضرر» و حکم حکومتی (دیدگاه امام خمینی)
مرحوم امام خمینی (ره)، قاعده «لاضرر» را مختص به «حکم حکومتی» میدانند. یکی از شواهد مهمی که ایشان برای اثبات این دیدگاه ارائه میدهند، «مذاق شرع» است.
بر این اساس، تفاسیر دیگر مانند تفسیر مرحوم شیخ که لاضرر را حاکم به عقد الحمل میداند و تفسیر مرحوم آخوند که آن را حاکم به عقد الوضع میداند و یا تفسیر شیخ الشریعة که لا ضرر را نهی تکلیفی میداند نه مبنای حکم حکومتی، درست نیست.
توضیح بر اساس سیره ولایی:
امام (ره) در تبیین این دیدگاه، به روایت «لاضرر» و نحوه برخورد پیامبر اکرم (ص) با «سمره» استناد میکنند:
- پند اخلاقی: ابتدا پیامبر اکرم (ص) به «سمره» پند اخلاقی میدهد و از او میخواهد که برای سرکشی به درخت خرمایش، اذن صاحبخانه را بگیرد؛ اما سمره نمیپذیرد.
- احکام عادی: سپس پیامبر (ص) با در نظر گرفتن احکام معمولی و عادی وارد عمل میشوند و قیمت درخت را تا ده برابر بالا میبرند؛ اما باز هم سمره قبول نمیکند.
- حکم حکومتی: در نهایت، پیامبر (ص) به مرد انصاری میفرمایند: «درخت را بکن و جلوی او بینداز و هیچ چیزی هم لازم نیست به او بپردازی: یا سَمُرة إنک رجلٌ مضار و لا ضرر و لا ضرار.»
این روایت با «مذاق شارع» در مورد «حکم حکومتی» سازگار است. زیرا در احکام حکومتی، ابتدا مسئله با مباحث اخلاقی و پند و اندرز حل میشود؛ اگر نتیجه نداد، به احکام عادی تمسک میشود؛ و اگر باز هم راه به جایی نبرد، با ورود حاکم و صدور حکم، کار تمام میشود.
نتیجه: مرحوم امام (ره) با استفاده از «مذاق شارع»، یک تفسیر را بر تفاسیر دیگر رجحان داده است. ایشان در اینجا مستقیماً به «مناشئ ظهور» استناد نمیکند، بلکه «مذاق شارع» در حکم حکومتی را کشف کرده و با تطبیق آن،[1] نتیجه میگیرد که این تفسیر بر سایر تفاسیر رجحان دارد.
البته مرحوم امام برای اثبات این که لاضرر حکم حکومتی است چند استدلال دارد که در برخی از آنها بحث را روی مناشئ ظهور میبرد و مثلا از سیاق استفاده میکند.
۳. کاربرد تتمیمی یا تکمیلی: تکمیل دایره شریعت
این کاربرد «مذاق شارع» در مواردی است که شارع در حوزهای وارد شده و ما در بخشهایی از آن دلیل لفظی داریم؛ اما در بخشهای دیگر، دلیل لفظی نداریم و قصد داریم این بخشها را تکمیل کنیم. «مذاق شارع» در اینجا نقش تکمیلکننده را ایفا میکند.
در تزاحم، باید «اهم و مهم» را تعیین کرد و این یک کارکرد تتمیمی است؛ یعنی حکم و تفسیر حکم را میدانیم، اما دو حکمی که تفسیرشان معلوم است، در مقام امتثال با مشکل مواجه شدهاند و نیاز به تعیین اهم و مهم داریم.
در فلسفه حقوق این کارکرد را تتمیمی مینامند و لذا من هم گفتم کارکرد تتمیمی. در فلسفه حقوق میگویند منابع قانون سه بخش است: منابع اصلی، منابع فرعی، منابع تکمیلی تمیمی.
مثال ۱: تزاحم تبلیغ اسلام و مسّ قرآن بدون وضو
مرحوم امام (ره) در کتاب «مکاسب محرمه»، ذیل بحث «بیع المصحف إلی الکافر» (که حرام است)، میفرمایند:
در تزاحم بین تبلیغ (اگر کافر قصد بیاحترامی ندارد و صرفاً میخواهد بخواند) و مس قرآن بدون وضو،[2] ما از «مذاق شارع» استفاده میکنیم و نتیجه میگیریم که «تبلیغ» اهم است. این، لازمه عرفی مجموع ادله است.
البته امام (ره) تأکید میکنند که اگر بیحرمتی به قرآن شود، دیگر «اهم» بودن تبلیغ احراز نخواهد شد.
مثال ۲: زیارت اربعین و تعیین مصلحت اهم
علامه مجلسی پدر میفرمایند:[3]
«مذاق شارع» نشان میدهد که «زیارت اربعین» از بسیاری از واجبات بالاتر است؛ زیرا وقتی لسان ادله زیارت اربعین را با لسان بسیاری از واجبات دیگر، مانند جواب سلام، مقایسه میکنیم، فهم عرفی این است که زیارت اربعین اهم است؛ اما با این وجود، زیارت اربعین مستحب است؛ چرا که ترکش مجازات اخروی ندارد؛ مگر اینکه وهن باشد.
در اینجا میبینیم که ایشان برای تعیین «مصلحت اهم» از «مذاق» استفاده کرده است.
بر اساس جلسه ۲۷
۱۶ آبان ۱۴۰۲
بر اساس لازمه عرفی مجموع ادلهای که نشاندهنده برخورد ولایی پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله وسلم- و أمیرالمؤمنین -علیه السلام- است، که ابتدا به سراغ پند و اندرز میروند و بعد به سراغ حکم اولی میروند و وقتی راه به جایی نبرد، حکم ولایی می کنند. ↩︎
چون این شخص کافر است، وضو نمیگیرد. ↩︎
یا در شرح زیارت جامعه و یا در شرح من لا یحضره الفقیه ↩︎