سلام اول نماز (سلام بر نبی «ص») از توابع و ملحقات بودن تشهد یا از منضمات سلام نماز

مرحوم سید نسبت به اینکه سلام بر نبی از توابع تشهد است یا اینکه از منضمات و لواحق سلام است، فرمود از توابع تشهد است ولی مرحوم حکیم فرموده بر اساس ظاهر خبر ابی‌بکر حضرمی و ابی‌بصیر و ابی‌بصیر طویله، از توابع تسلیم است. فرموده این نکته مناسب حکم و موضوع نیز است که این سلام به بقیه سلام‌ها ملحق شود.

استاد

اما به نظر می‌رسد فرمایش مرحوم سید صحیح است. نسبت به ادعای مناسبت حکم و موضوع می‌گوییم این نکته صحیح نیست چون سلام بر نبی، صلوات بر پیامبر است و مناسبت با تتمه شهادتین دارد که صلوات می‌فرستند و از سنخ شهادت بر رسالت است. بر ولی السلام علینا و السلام علیکم، شبیه کلام آدمی است و مخرج است.

همچنین ادعای ایشان نسبت به روایت ابی‌بکر حضرمی نادرست است: بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِيِّ قَالَ: قُلْتُ لَهُ إِنِّي أُصَلِّي بِقَوْمٍ فَقَالَ سَلِّمْ وَاحِدَةً وَ لَا تَلْتَفِتْ قُلِ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ.در این روایت امام علیه‌السلام فرمودند یک سلام بگو و منظورشان همان السلام علیکم است. سلام بر نبی به این سلام واحدة ندارد.

در روایت ابی‌بصیر نیز چنین آمده:وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا كُنْتَ إِمَاماً فَإِنَّمَا التَّسْلِيمُ أَنْ تُسَلِّمَ عَلَى النَّبِيِّ عَلَيْهِ وَ آلِهِ السَّلَامُ وَ تَقُولَ السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ- فَإِذَا قُلْتَ ذَلِكَ فَقَدِ انْقَطَعَتِ الصَّلَاةُ … وَ كَذَلِكَ إِذَا كُنْتَ وَحْدَكَ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ.تسلیم در کلام امام علیه‌السلام از السلام علینا شروع می‌شود به شاهد اینکه در ادامه فرموده اگر فرادی می‌خوانی نیز همین سلام را بگو و ربطی به سلام بر نبی ندارد. امام علیه‌السلام می‌خواستند بفرمایند که بعد از سلام بر نبی، کدام سلام را بگو.

در موثقه ابی‌بصیر طویله چنین است:وَ عَنْهُ عَنِ النَّضْرِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: … فَإِذَا جَلَسْتَ فِي الرَّابِعَةِ قُلْتَ … ثُمَّ قُلِ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلَامُ عَلَى أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ السَّلَامُ عَلَى جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ الْمَلَائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ السَّلَامُ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ لَا نَبِيَّ بَعْدَهُ وَ السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ ثُمَّ تُسَلِّمُ.این روایت نیز دلالت دارد که سلام بر نبی، جزء تشهد است.

اتفاقا در روایت حلبی، سلام بر نبی را عدل سلام بر خدا قرار داده است:مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع كُلُّ مَا ذَكَرْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ وَ النَّبِيَّ ص فَهُوَ مِنَ الصَّلَاةِ وَ إِنْ قُلْتَ السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ- فَقَدِ انْصَرَفْتَ.

مرحوم خوئی به روایت ابی‌کهمس نیز استدلال کرده: عَنْ أَبِي كَهْمَسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ إِذَا جَلَسْتُ فِيهِمَا لِلتَّشَهُّدِ فَقُلْتُ وَ أَنَا جَالِسٌ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ- انْصِرَافٌ هُوَ قَالَ لَا وَ لَكِنْ إِذَا قُلْتَ السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ فَهُوَالِانْصِرَافُ.ایشان فرموده این روایت واضح الدلالة است که سلام بر نبی از توابع تشهد است.

اما به نظر می‌رسد این نکته در تعبیر سائل است نه در کلام امام علیه‌السلام. یعنی راوی پرسیده که اذا جلست فیهما من التشهد، و شاید منظورش سلام بر نبی نبوده و فقط می‌خواسته شهادتین را بگو و بعد از تشهد گفته فقلت انا و جالس. به هر حال صحیحه حلبی کفایت می‌کند که سلام بر نبی، از توابع تشهد است.