ریای در اجزاء عبادت مبطل عبادت نیست

در فرض ریای در جزء عبادت مثل ریا در خواندن سوره ی جمعه و… در صورتی که جزء ریایی تدارک شود؛ مرحوم خویی دو وجه برای بطلان نماز ذکر نموده اند؛ البته وجوه دیگری نیز وجود دارد که استاد هیچیک را نپذیرفتند.
وجه أول (صدق زیاده با قصد جزئیت)
نباید قصد جزئیت کند؛ زیرا اگر قصد جزئیت در خواندن سوره جمعه ریایی داشته باشد به این خاطر که جزء نماز نیست و به قصد جزئیت آورده است زیاده محسوب می شود و مصداق «من زاد فی صلاته فعلیه الاعاده» خواهد بود.
مناقشه
عنوان «زاد فی صلاته» یک مفهوم عرفی است و لذا هر چه در نماز قرآن یا دعا خوانده شود جزء نماز است، هرچند از حدّ واجب خارج است. اگر بنا باشد انجام هر چه از حدّ واجب خارج است را مصداق زیاده قرار دهیم عرفاً همه نماز ها مشتمل بر زیاده است زیرا مردم که أجزای مستحب را در نماز انجام می دهند قصد می کنند که این أجزای مستحب، جزء نماز است و واقعاً هم جزء نماز است ولی جزء واجب نیست.
به عبارت دیگر اتیان به أجزایی مثل قرائت قرآن، ذکر و دعا که شأنیّت دارند مستحبّ باشند ولو بالفعل مستحب نیست به این خاطر که به قصد ریا یا با وسواس بوده و نهی دارند، اتیان به این أجزاء در نماز موجب صدق «من زاد فی صلاته» نمی شود و حداقل در صدق آن شک می کنیم که دیگر نمی توانیم به دلیل «من زاد فی صلاته فعلیه الاعاده» تمسّک کنیم.
وجه دوم (فرض تحقّق فصل طویل)
نباید فصل طویل بشود و لذا اگر سوره جمعه را به مقداری طول بدهد که اگر در این مدت سکوت می کرد می گفتند «این چه نمازی است که می خوانی؟!» صورت نماز محو شده و باطل است.
مناقشه
محو صورت نماز یک مطلب عرفی است و لذا اگر قنوت نماز که جزء نماز نیست (به این خاطر که ایشان جزء مستحب در نماز را قبول ندارند) طولانی شود موجب بطلان نمی شود و عرف، قنوت طولانی را ماحی صورت نماز نمی داند و اگر سوره بقره یا سوره جمعه طولانی (با گریه و تکرار) بخواند عرفاً موجب محو شدن صورت نماز نمی شود.

در فرض ریای در جزء عبادت مثل ریا در خواندن سوره ی جمعه و… در صورتی که جزء ریایی تدارک شود؛ مرحوم خویی دو وجه برای بطلان نماز ذکر نموده اند؛ البته وجوه دیگری نیز وجود دارد که استاد هیچیک را نپذیرفتند.
وجه أول (صدق زیاده با قصد جزئیت)
نباید قصد جزئیت کند؛ زیرا اگر قصد جزئیت در خواندن سوره جمعه ریایی داشته باشد به این خاطر که جزء نماز نیست و به قصد جزئیت آورده است زیاده محسوب می شود و مصداق «من زاد فی صلاته فعلیه الاعاده» خواهد بود.
مناقشه
عنوان «زاد فی صلاته» یک مفهوم عرفی است و لذا هر چه در نماز قرآن یا دعا خوانده شود جزء نماز است، هرچند از حدّ واجب خارج است. اگر بنا باشد انجام هر چه از حدّ واجب خارج است را مصداق زیاده قرار دهیم عرفاً همه نماز ها مشتمل بر زیاده است زیرا مردم که أجزای مستحب را در نماز انجام می دهند قصد می کنند که این أجزای مستحب، جزء نماز است و واقعاً هم جزء نماز است ولی جزء واجب نیست.
به عبارت دیگر اتیان به أجزایی مثل قرائت قرآن، ذکر و دعا که شأنیّت دارند مستحبّ باشند ولو بالفعل مستحب نیست به این خاطر که به قصد ریا یا با وسواس بوده و نهی دارند، اتیان به این أجزاء در نماز موجب صدق «من زاد فی صلاته» نمی شود و حداقل در صدق آن شک می کنیم که دیگر نمی توانیم به دلیل «من زاد فی صلاته فعلیه الاعاده» تمسّک کنیم.
وجه دوم (فرض تحقّق فصل طویل)
نباید فصل طویل بشود و لذا اگر سوره جمعه را به مقداری طول بدهد که اگر در این مدت سکوت می کرد می گفتند «این چه نمازی است که می خوانی؟!» صورت نماز محو شده و باطل است.
مناقشه
محو صورت نماز یک مطلب عرفی است و لذا اگر قنوت نماز که جزء نماز نیست (به این خاطر که ایشان جزء مستحب در نماز را قبول ندارند) طولانی شود موجب بطلان نمی شود و عرف، قنوت طولانی را ماحی صورت نماز نمی داند و اگر سوره بقره یا سوره جمعه طولانی (با گریه و تکرار) بخواند عرفاً موجب محو شدن صورت نماز نمی شود.

سلام تشکر به نظر میرسد که مناقشه ها وارد باشد، لکن شاید دلایل نقلی دیگه و سایر روایات کفایت بکند در این بحث.

در فرض ریای در جزء عبادت مثل ریا در خواندن سوره ی جمعه و… در صورتی که جزء ریایی تدارک شود؛ مرحوم خویی دو وجه برای بطلان نماز ذکر نموده اند؛ البته وجوه دیگری نیز وجود دارد که استاد هیچیک را نپذیرفتند.
وجه أول (صدق زیاده با قصد جزئیت)
نباید قصد جزئیت کند؛ زیرا اگر قصد جزئیت در خواندن سوره جمعه ریایی داشته باشد به این خاطر که جزء نماز نیست و به قصد جزئیت آورده است زیاده محسوب می شود و مصداق «من زاد فی صلاته فعلیه الاعاده» خواهد بود.
مناقشه
عنوان «زاد فی صلاته» یک مفهوم عرفی است و لذا هر چه در نماز قرآن یا دعا خوانده شود جزء نماز است، هرچند از حدّ واجب خارج است. اگر بنا باشد انجام هر چه از حدّ واجب خارج است را مصداق زیاده قرار دهیم عرفاً همه نماز ها مشتمل بر زیاده است زیرا مردم که أجزای مستحب را در نماز انجام می دهند قصد می کنند که این أجزای مستحب، جزء نماز است و واقعاً هم جزء نماز است ولی جزء واجب نیست.
به عبارت دیگر اتیان به أجزایی مثل قرائت قرآن، ذکر و دعا که شأنیّت دارند مستحبّ باشند ولو بالفعل مستحب نیست به این خاطر که به قصد ریا یا با وسواس بوده و نهی دارند، اتیان به این أجزاء در نماز موجب صدق «من زاد فی صلاته» نمی شود و حداقل در صدق آن شک می کنیم که دیگر نمی توانیم به دلیل «من زاد فی صلاته فعلیه الاعاده» تمسّک کنیم.
وجه دوم (فرض تحقّق فصل طویل)
نباید فصل طویل بشود و لذا اگر سوره جمعه را به مقداری طول بدهد که اگر در این مدت سکوت می کرد می گفتند «این چه نمازی است که می خوانی؟!» صورت نماز محو شده و باطل است.
مناقشه
محو صورت نماز یک مطلب عرفی است و لذا اگر قنوت نماز که جزء نماز نیست (به این خاطر که ایشان جزء مستحب در نماز را قبول ندارند) طولانی شود موجب بطلان نمی شود و عرف، قنوت طولانی را ماحی صورت نماز نمی داند و اگر سوره بقره یا سوره جمعه طولانی (با گریه و تکرار) بخواند عرفاً موجب محو شدن صورت نماز نمی شود.

لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏ كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ‏»
ابطال انفاق ریائی هیچ نکته ای جز ریاء ندارد، یعنی قشنگ عرف این ظاهر را از آیه میفهمد و به سایر ابواب نیز تسری میدهد با الغای خصوصیت.

فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ (۴) ۞ الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ (۵) ۞ الَّذِینَ هُمْ یُرَاءُونَ (۶) ۞ تقریب این استدلال به اینست که اولا ویل دال بر غضب خدا و حرمت عمل است و بالتبع بطلان آن است و ثانیا این ویل شامل هر دو گروه (ساهون و یراءون) است نه در مورد کسی که هر دو وصف را باهم داشته باشد والا علاوه بر ریا سهو هم شرط حرمت و بطلان خواهد بود.

اگر دقت کرده باشید عرض شد که این بحث در مورد ریای در جزء در فرضی است که آن جزء تکرار و تدارک شود مثلا سوره ی ریایی را تکرار کند
بله حرمت و بطلان عمل و جزء ریایی مفروض است البته در مورد آن نیز مناقشاتی شده است