روش «جامعنگاری» بدین صورت است که محدث در مواجهه با یک روایت، به بررسی این مسئله میپردازد که آیا مضمون مورد نظر در سایر روایات نیز یافت میشود یا خیر. در واقع، در این روش نگاه «خانوادهحدیثی» حاکم است و به همین جهت، پدیدههایی نظیر «تجابر» و «تعاضد» میان روایات اتفاق میافتد.
بر مبنای این نگاه، احادیثی مورد پذیرش قرار میگیرند که اگر به صورت تکبدیل و انفرادی به آنها نگریسته شود، قابل پذیرش نخواهند بود.
تمایز مکتب بغداد با اخباریان ری و کوفه در اعتبار متفردات
به عنوان نمونه، جناب شیخ طوسی با وجود آنکه در زمره «نقلگرایان» محسوب میشوند، اما به «متفردات» محمد بن سنان اعتماد نمیکنند. این در حالی است که نقلگرایان مکاتب ری و کوفه، حتی به روایات متفردِ او نیز عمل مینمایند.
از سوی دیگر، مکتب نقلگرایی بغداد بر روی متفردات حساسیت ویژهای دارد؛ حساسیتی که در مکتب ری مشاهده نمیشود. از این رو، میتوان گفت نقلگرایی بغداد، رویکردی میانه نسبت به نقلگرایی قم و نقلگرایی کوفه اتخاذ کرده است.
تفاوت مبنایی در سبک تبویب و انضباط عنوانگذاری در جوامع حدیثی
محدثین قم در عرصه نقلگرایی بسیار سختگیر هستند. با مداقه در کتاب «من لایحضره الفقیه» روشن میشود که هیچ تیتری در این کتاب یافت نمیشود مگر آنکه عنوان آن عینا در متن روایات موجود باشد.
این امر نشاندهنده آن است که جناب صدوق، تیترها را بر اساس تراکم و ملاحظه مجموع ادله تنظیم نمیکنند؛ در حالی که در کتابهای «کافی» و «تهذیب»، چنین انضباطی در تبعیت محضِ تیتر از متن روایت لحاظ نشده است.
بر اساس جلسه ۷۱
۲۳ دی ۱۴۰۴