بیان اصل استدلال به روایت بر حرمت نظر به افلام خلاعیه
دلیل دوم برای استدلال بر حرمت نظر به افلام و تصاویر خلاعیه و جنسی و مبتذل روایت علی بن عقبه است: “عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ النَّظْرَةُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِيسَ مَسْمُومٌ وَ كَمْ مِنْ نَظْرَةٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَةً طَوِيلَةً.
مناسبت حکم و موضوع دلالت بر آن دارد که روایت ناظر به نگاه کردن است در شؤون زنان و مسائل جنسی و انصراف به چنین موردی دارد، اعم از اینکه نظر به نفوسِ زنان اجنبیه باشد یا نظر به افلام و صور آنان. و اگر نظر به زن اجنبیه تیر مسمومی از سهام ابلیس باشد، نظر به فیلم های کذائی تیر مسموم سه شعبه ای است از سهام ابلیس.مرحوم خوئی در کتاب النکاح نسبت به روایت مذکور قائل شده اند که این روایت نسبت به هر آنچه که موجب خوف وقوع در حرام جنسی است، اقتضای حرمت داشته و دال بر حرمت نظر شهوانی است. هر چند ایشان در کتاب النکاح در مقام بیان حرمت افلام خلاعیه نبوده اند، لکن این مطالب را در این قسمت ذکر کرده اند.
مناقشه دلالی
و اما از حیث دلالی نیز این روایت دلالتی بر حرمت ندارد، چرا که این گونه نیست که تیرِ مسموم هماره به هدف اصابت کند. معنی روایت این است که نظر کردن انسان را در معرضِ خطرِ وقوع در حرام قرار می دهد، کما اینکه گاهی هم ناظر را در معرض ابتلاء قرار می دهد نظیر اینکه وی را مبتلی به عشق کند، وپر واضح است که نظری که موجب ابتلاء به عشق شود حرام نیست هر چند این نظر نیز از جانب شیطان است. (“سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ الصَّادِقَ ع عَنِ الْعِشْقِ فَقَالَ قُلُوبٌ خَلَتْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ حُبَّ غَيْرِهِ ” این روایت نقل شده است حال نمی دانیم که سندا چه وضعیتی دارد).
در روایتی نیز وارد شده که: “رَأَى رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله امْرَأَةً فَأَعْجَبَتْهُ فَدَخَلَ إِلَى أُمِّ سَلَمَةَ وَ كَانَ يَوْمُهَا، فَأَصَابَ مِنْهَا وَ خَرَجَ إِلَى النَّاسِ وَ رَأْسُهُ يَقْطُرُ فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا النَّظَرُ مِنَ الشَّيْطَانِ فَمَنْ وَجَدَ مِنْ ذَلِكَ شَيْئاً فَلْيَأْتِ أَهْلَهُ. در این روایت نیز حضرت فرمود نگاه از جانب شیطان است و انسان را مبتلی می کند. و با اینکه این نظر از جانب حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله حرام نبود، با این حال حضرت فرمود این نظر از شیطان بود و حضرت به آن مبتلی گشت.
گفته نشود: “اینکه حضرت در دام شیطان گرفتار شود با عصمت حضرت ناسازگار است”، چرا که در جواب گفته خواهد شد: “بحث خروج از عصمت و در دام شیطان افتادن نیست، بلکه بحث ابتلاء است. اینکه حضرت به فلان و فلان شخص مبتلی گشت آیا این از جانب شیطان بود یا از جانب الله؟! ابتلاء حضرت به نظرِ اتفاقی نیز نظیر همین مطلب است”.
در نهج البلاغه نیز آمده است: “وَ رُوِيَ أَنَّهُ عليه السلام كَانَ جَالِساً فِي أَصْحَابِهِ فَمَرَّتْ بِهِمُ امْرَأَةٌ جَمِيلَةٌ فَرَمَقَهَا الْقَوْمُ بِأَبْصَارِهِمْ فَقَالَ عليه السلام إِنَّ أَبْصَارَ هَذِهِ الْفُحُولِ طَوَامِحُ وَ إِنَّ ذَلِكَ سَبَبُ هَبَابِهَا فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى امْرَأَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْيُلَامِسْ أَهْلَهُ فَإِنَّمَا هِيَ امْرَأَةٌ كَامْرَأَة فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْخَوَارِجِ قَاتَلَهُ اللَّهُ كَافِراً مَا أَفْقَهَهُ فَوَثَبَ الْقَوْمُ لِيَقْتُلُوهُ فَقَالَ عليه السلام رُوَيْداً إِنَّمَا هُوَ سَبٌّ بِسَبٍّ أَوْ عَفْوٌ عَنْ ذَنْبٍ“. قول حضرت به “ان عیون هذه الفحول طوامح” به این معناست که چشم مردان حالت چشم چرانی داشته و هماره دنبال شکار است و همین باعث می شود همواره این حالت شهوت وزیدن داشته باشد، فلذا تمامی نظرها از سهام ابلیس هستند که مگر یکی از آنها کارگر افتاده و عباد خدا را زمین گیر کند.
نهایتا اینکه گفته شود روایت دلالت بر حرمتِ نگاه کردن و نظری می کند که قرین به خوف وقوع در حرام باشد، علی هذا اگر نظر به فیلم و تصویر مبتذل قرین به خوف وقوع در حرام نباشد -نظیر اینکه شخص متأهلی به فیلم مبتذل نگاه می کند تا شهوت بر حلال و مجامعت با همسرش پیدا کند، یا اینکه شخص اطمینان دارد که با نظر به این فیلم و تصویر نیز به گناه نمی افتد و خود را کنترل می کند- مشمول این روایت نخواهد بود، فلذا استدلال به این روایت بر حرمت مطلق نظر به افلام خلاعیه مخدوش و ناتمام است. مضافا به اینکه در کدام قسمت روایت خوف وقوع در حرام مطرح شد که به قرینه ی آن روایت را دالّ بر حرمت نظر بدانیم؟!
و اما در مورد خوف وقوع در حرام که فقهاء از آن به ریبه یاد می کنند، خود آقای خوئی ریبه را به خوف وقوع در زناء معنی کرده و فرموده اند عملی که خوف وقوع در زنا در آن باشد مخالف حفظ الفرجی است که مطلوب و مأمور آیه ی شریفه است، لذا عملی که موجب خوف وقوع در زنا باشد حرام است لکن عملی که موجب خوف وقوع در مطلق حرام باشد چه دلیلی دارد.
تمامی این مطالب با غمض عین از ضعف سندی روایت گفته می شود والا عقبة بن خالد توثیقی نداشته و آقای خوئی نیز که قبلا وی را به خاطر اینکه از رجال کامل الزیارات است توثیق میکرد، از مبنای خویش عدول کرده و فقط قائل به توثیق مشایخ بلاواسطة صاحب کامل الزیارات شدند که عقبة بن خالد از این دسته نیست.
نظر نهایی استاد در خصوص حکم نظر به افلام خلاعیه:
و اما عمده دلیل، دلیل سوم است به این که ما حرمت مشاهده افلام خلاعیه از روی شهوت را از مذاق شارع کشف میکنیم. به این بیان که مفاسد نوعی بسیاری بر انتشار این گونه فیلمهای مبتذل مترتّب می شود که موجب انحرافات اخلاقیِ – با تفاوت مراتبش در افراد- بسیاری از جوانان و نوجوانان گشته، و عرف مفسده نگاه به چنین افلام و تصاویری را کمتر از مفسده نظر شهوانی به خود زن در حالی که هیچ خوف وقوع در زنا با آن زنِ منظور ندارد -نظیر زن متشخصی که احتمال ندارد این نوجوان یا جوان بتواند با او ارتباط نامشروع برقرار کند-، نمی داند. و لا اقل اگر این مطلب منشأ فتوی به حرمت نشود منشأ احتیاط واجب میشود. و اینکه فقیه جرأت بر فتوی به حلیت دهد، کار بسیار سختی است.