الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيٍّ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ ثَمَنِ الْخَمْرِ فَقَالَ أُهْدِيَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص رَاوِيَةٌ مِنْ خَمْرٍ بَعْدَ مَا حُرِّمَتِ الْخَمْرُ فَأَمَرَ بِهَا تُبَاعُ فَلَمَّا أَدْبَرَ بِهَا الَّذِي يَبِيعُهَا نَادَاهُ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ خَلْفِهِ يَا صَاحِبَ الرَّاوِيَةِ إِنَّ الَّذِي قَدْ حَرَّمَ شُرْبَهَا فَقَدْ حَرَّمَ ثَمَنَهَا فَأَمَرَ بِهَا فَصُبَّتْ فِي الصَّعِيدِ وَ قَالَ ثَمَنُ الْخَمْرِ وَ مَهْرُ الْبَغِيِ وَ ثَمَنُ الْكَلْبِ الَّذِي لَا يَصْطَادُ مِنَ السُّحْتِ. (تهذیب الأحکام جلد7 صفحه135)
در روایت قال تکرار شده است، اما آیا این می تواند دلالت بر تعدد روایت کند. ما می گوییم که صرفا با تکرار قال نمی توان حکم به تعدد کرد. اما چنانکه شیخ انصاری هم در روایت سماعه اشاره کرده اند گاهی ظاهر حال بر تعدد ثابت می شود.
صَفْوَانَ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ أَبِي مِسْمَعٍ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ إِنِّي رَجُلٌ أَبِيعُ الْعَذِرَةَ فَمَا تَقُولُ فَقَالَ حَرَامٌ بَيْعُهَا وَ ثَمَنُهَا وَ قَالَ لَا بَأْسَ بِبَيْعِ الْعَذِرَةِ. (تهذیب الأحکام جلد6 صفحه373)
راهکار مرحوم امام برای تعدد روایت
مرحوم امام برای تشخیص تعدد می فرمایند که ما هم قبول داریم که جمع بین روایات در باب گذاری ممکن و واقع شده همچنان که تقطیع یک روایت و ذکر هر قسمت در ابواب مختلف نیز ممکن و واقع شده است، اما برای این که حکم به تعدد کنیم، باید تراکم ظنون کرده و قرائن مختلف را کنترل کنیم.
مثلا در روایت وَ قَالَ لَا بَأْسَ بِبَيْعِ الْعَذِرَةِ. ** این ثابت می شود اما در روایت محل بحث ثابت نیست.
**در روایت وَ قَالَ لَا بَأْسَ بِبَيْعِ الْعَذِرَةِ. ، جمع الروایة به سه قرینه معقول است:
اول: تکرار کلمه قال که در روایت سماعه این وجود دارد.
دوم: تبدیل غیر متعارف اسم ظاهر و ضمیر،
ذکر اسم ظاهر بدل از ضمیر در ذیل روایت در حالی که اگر یک روایت بود، باید ادامه روایت هم ضمیر ذکر می شد.
سوم: بررسی دأب راوی که اهل تقطیع باشد.
دأب سماعة بن مهران بر تقطیع، ذکر شده است.
اما در ما نحن فیه تنها عبارت و قال را داریم نه سایر قرائن. دأب أبوبصیر هم بر تقطیع نیست. لذا این که برخی در استدلال به روایت به دلیل جمع الروایة خدشه کرده اند، مُثبِت ندارد چرا که تراکم ظنون و ظاهر حال به دست نمی آید.
نکته مهم : راویانی که در ترجمه شان عبارت تخلیط ذکر می شود یعنی دأب جمع بین روایات را دارند لذا روایت معتبر و نامعتبر یا مستند و بی سند را پشت سر هم بیاورند. در مورد سماعة این حرف زده شده است.
درس خارج جلسه ۸۱، ۱۱ بهمن ماه۱۴۰۴۰.