وقتی میگوید لاتبع المصحف آنی که بذهن میاید این حکم تعبدی است عبارتی داشتیم که مثل تعلیم صبیان است و تعبد نیست و ذهنیت الان در کتب ما این تعبد است ولی بحث دیگر نکته فرهنگی است یعنی دو قسمت از امور فرهنگی نباید پول در آن باشد و لاتبع مرادش فروش نیست و مجانی بودن است یکی ارش تعلیم صبیانست که در زمان ما آموزش ابتدائی است و باید مجانی باشد و مکتب خانه های سابق یک پولی میگرفتند و من یادم هست. دومین مساله آنچه به قرآن مربوط میشود است که طبعاً تعلیم و قرائت و کتابت و… باید مجانی باشد و لاتبع کنایه از مجانیت است. مفاهیم عالی قرآن باید در جامعه پخش شود و پولی نباشد.
اگر حکم تعبدی باشد خوب انسان حق ندارد بفروشد و تعبدی بودن لوازم قانونی خاص خود را دارد و اگر مجانی شد این فضای قانونی دیگری ایجاد میکند اگر بحث مجانی شد باید ضمن بودجه بیت المال بشود این لازمه نگاه دوم است اگر پولی بشود کسی پول دارد و میخرد و کسی پول ندارد و نمیخرد اگر مراد فضای قانونی باشد اگر مراد از لاتبع یعنی اینکار باید مجانی باشد.
یکی از شئون حکومت اسلامی پیاده کردن احکام و قوانین اسلام است اگر گفته شد مصحف خرید و فروش نشود یعنی این حکم باید زمینه پیاده شدن بیابد. باید بر آن بیت المال قرار داد. در اذان گفتیم که اجرت نگیرد لذا رزق بگیرد و لذا پول موذن که جعل یا اجرت باشد یا از بیت المال اداره شود اینها را بحث کردیم و اگر پیامبر گفت برای اذان پول نگیر این فضای قانونی دارد و از طرف دیگر باید اذان گفته شود نه اینکه متروک شود لذا فرموده پول نگیر و فرموده باید اذان هم گفته شود اینها با هم نمیسازد حالا باید فضای قانونی اش را یافت و دارد که الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلات و لازمه اقامه صلات گفته شدن اذانست پس باید اذان هم گفته شود و لذا باید از بیت المال رزق بدهد و لذا اگر گفت لاتبع و لکن من بیت المال پول بده و اگر گفت لاتبع المصحف ولی برای ورق پول بده این یعنی تعبد و این نکته اصلی فقاهت است. در اخذ اجرت بر اذان مساله تعبد نیست و هدف دادن از بیت المال است و گفته شد که بیت المال عنوان واقعی است و هرکسی نمیتواند بیت المال را اعتبار کند و با گفتن افراد بیت المال درست نمیشود.
درس خارج فقه. 25 اسفند ماه 1394