دلیل روایی اول بر صنفیت دویست حله و مناقشه‌ی محقق خوئی در آن

دلیل روایی اول بر صنفیت دویست حله و مناقشه‌ی محقق خوئی در آن

در نظر مشهور فقهاء یکی از اصناف دیه‌ی کامل، «دویست حله» است. محقق خوئی مستند این مطلب را تنها تسالم اصحاب دانسته و فرموده‌اند: تنها دو روایت «حله» را در عداد اصناف دیه ذکر کرده‌اند که هر دو روایت مخدوش بوده و دلالتی بر این مطلب ندارند. روایت اول صحیحه عبدالرحمن بن حجاج است؛
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَال:َ سَمِعْتُ ابْنَ أَبِي لَيْلَى يَقُولُ كَانَتِ الدِّيَةُ فِي الْجَاهِلِيَّةِ مِائَةً مِنَ الْإِبِلِ فَأَقَرَّهَا رَسُولُ اللَّهِ ص ثُمَّ إِنَّهُ فَرَضَ عَلَى أَهْلِ الْبَقَرِ مِائَتَيْ بَقَرَةٍ وَ فَرَضَ عَلَى أَهْلِ الشَّاةِ أَلْفَ شَاةٍ ثَنِيَّةٍ وَ عَلَى أَهْلِ الذَّهَبِ أَلْفَ دِينَارٍ وَ عَلَى أَهْلِ الْوَرِقِ عَشَرَةَ آلَافِ دِرْهَمٍ وَ عَلَى أَهْلِ الْيَمَنِ الْحُلَلَ مِائَةَ حُلَّةٍ قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ الْحَجَّاجِ فَسَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَمَّا رَوَى ابْنُ أَبِي لَيْلَى فَقَالَ كَانَ عَلِيٌّ ع يَقُولُ الدِّيَةُ أَلْفُ دِينَارٍ وَ قِيمَةُ الدِّينَارِ عَشَرَةُ دَرَاهِمَ وَ عَشَرَةُ آلَافِ لِأَهْلِ الْأَمْصَارِ وَ عَلَى أَهْلِ الْبَوَادِي الدِّيَةُ مِائَةٌ مِنَ‏ الْإِبِلِ وَ لِأَهْلِ السَّوَادِ مِائَتَا بَقَرَةٍ أَوْ أَلْفُ شَاةٍ.

استناد به این روایت از این حیث ناتمام است که ذکر حله به عنوان یکی از اصناف دیه در کلام ابن ابی لیلی آمده است و لکن در ادامه‌ی روایت که چنین آمده است «قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ الْحَجَّاجِ فَسَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَمَّا رَوَى ابْنُ أَبِي لَيْلَى فَقَالَ كَانَ عَلِيٌّ ع يَقُولُ الدِّيَةُ أَلْفُ دِينَارٍ وَ قِيمَةُ الدِّينَارِ عَشَرَةُ دَرَاهِمَ وَ عَشَرَةُ آلَافِ لِأَهْلِ الْأَمْصَارِ وَ عَلَى أَهْلِ الْبَوَادِي الدِّيَةُ مِائَةٌ مِنَ‏ الْإِبِلِ وَ لِأَهْلِ السَّوَادِ مِائَتَا بَقَرَةٍ أَوْ أَلْفُ شَاةٍ»، ذکری از «حله» به عنوان یکی از اصناف دیه در کلام معصوم به میان نیامده است. مضافا به این‌که اغلب قریب به اتفاق نسخه‌ها، روایت مذکور را با لفظ «مائه حله» ضبط کرده‌اند و نه «مائتی حله».

آیت الله شاهرودی این بیان آقای خویی را نپذیرفتند به این بیان که
صحیحه‌ی جمیل معتبر است و ظاهر تعبیر «عن ابن ابی عمیر عن جمیل بن دراج فی الدیه قال» این است که قال مقولِ قولِ جمیل است و نه مقولِ قولِ ابن ابی‌عمیر؛ چرا که در صورت دوم می‌بایست تعبیر «قال» قبل از نام جمیل ذکر شده و چنین می‌آمد «عن ابن ابی عمیر قال جمیل»، یا تعبیر به «عن ابن ابی عمیر عن جمیل انه قال» ذکر می‌شد تا بتوان روایت را مقطوعه و یا به تعبیر دیگر موقوفه دانست؛ لکن ظاهر عبارت سند مذکور این است که قائل جمیل نبوده و روایت مضمره است، و با توجه به این‌که شأن ابن ابی عمیر اجل از آن است که مضمرات جمیل از غیر معصوم را نقل کند، کما این‌که شأن جمیل اجل از آن است که روایت مضمره از غیر معصوم نقل کند، معلوم می‌شود کلام مذکور از امام معصوم صادر شده است.