تلذذ جنسی از نظر به اجنبیه بدونِ قصدِ تلذّذ
حال بحث در این مطلب واقع میشود که مکلّفی که میداند نظرِ بدونِ قصدِ شهوانیِ وی، مقارن با تلذذ شهوانی خواهد شد و یا اگر هم مقارن نباشد، این نظر در آینده منجرّ به التذاذ خواهد گشت، آیا صدور چنین نظری - ولو اینکه هنگام نگاه کردن قصد شهوانی نداشته باشد - جواز شرعی دارد یا خیر؟ نظیر استادی که مدرّس دانشگاه بوده و شاگردان متعدّدی از بانوان نیز در کلاس وی حضور دارند. نظر استاد ولو خالی از قصد شهوترانی است، لکن مقرون با تلذذ میگردد یا اینکه مثلاً شبهنگام و در هنگام استراحت افکار شیطانی و شهوانی به وی هجوم آورده و همان نظری که در طول روز به بانوانِ حاضر کرده است، موجب تلذذ جنسی وی میگردد.
نظر شیخ اعظم انصاری؛ جواز نظر
مرحوم شیخ اعظم انصاری در کتاب «النکاح» فرمودهاند: چنین نظری چه اشکالی دارد؟! غرض این شخص از نگاه کردن که تلذذ نیست، لذا منعی ندارد ولو اینکه میداند منجر و یا مقارن با تلذذ خواهد گشت. عمده دلیل شیخ بر این مدّعا «معتبره علی بن سوید» است: «عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُوَيْدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السلام إِنِّي مُبْتَلًى بِالنَّظَرِ إِلَى الْمَرْأَةِ الْجَمِيلَةِ فَيُعْجِبُنِي النَّظَرُ إِلَيْهَا. فَقَالَ يَا عَلِيُّ لَا بَأْسَ إِذَا عَرَفَ اللَّهُ مِنْ نِيَّتِكَ الصِّدْقَ وَ إِيَّاكَ وَ الزِّنَا فَإِنَّهُ يَمْحَقُ الْبَرَكَةَ وَ يُهْلِكُ الدِّينَ». علی بن سوید از حضرت کاظم علیه السلام سوال کرده است که مبتلی هستم به اینکه وقتی زنان زیبا را میبینم، جمال آنان مرا به اعجاب میآورد و از چهره زیبای آنان لذت میبرم. حضرت در جواب فرمودهاند: مادامی که نیتت صادقانه است (یعنی به قصد شهوترانی به آنان نگاه نمیکنی)، منعی نیست.
اشکال شیخ به صاحب جواهر
مرحوم شیخ آوردهاند که بعضی از معاصران (که مراد صاحب جواهر است) گفته است: مرادِ علی بن سوید از ابتلاء به نظر، نگاه کردن اتفاقی است و مراد از «اذا علم الله من نیتک الصدق» آن است که حضرت حق میداند که نگاهت عامدانه نیست. شیخ به این مطلب اشکال کرده و فرمودهاند: این برداشت از روایت با ظاهر آن ناسازگار است و چنین برداشتی از روایت عرفی نیست. ظاهر روایت آن است که علی بن سوید با اختیار به بانوان نگاه میکرده است و نگاه وی مقرون با تلذذ از جمال آنان میشده است، لذا در مقام سوال بر آمده است؛ والا نگاهِ غیر عمدی که این حرفها را ندارد. فلها قائلیم حمل «لا بأس به» بر نگاه غیر عمدی عرفی نیست و ظاهر از «لا بأس بالنظر» نظرِ اختیاری است. مرحوم شیخ فرمودهاند: ظاهر روایت از منظر ما چنین است که علی بن سوید به خاطر خصوصیت شغلیاش مبتلی به نظر کردنِ به زنان بوده است - نظیر طلافروشان و بزّازین که نوعاً مشتریهایشان از جمعیت نسوان است - و از آنجا که حساسیتی به زنان زیبا داشته است، هر وقت به آنها نظر میافکنده است احساس تلذذ میکرده است؛ یعنی تلذّذ مترتّب بر این نگاه میشده است، لکن قصدش از این نظر تلذذ نبوده است.
نظر مرحوم خوئی؛ جواز نظر اختیاری
مرحوم آقای خوئی در جلد ۱۲ موسوعه فرمایش شیخ را تایید کرده و فرمودهاند: ظاهر روایت این است که خصوصیت شغلی علی بن سوید موجب نظر وی به نساء جمیلة گشته و این فرمایش شیخ اعظم مطلب متینی است. «یعجبنی» یعنی اینکه وی به حسبِ طبعِ بشری از نظر کردن به زنانِ زیبا لذت میبرده است. طبع انسان به گونه است که از نگاه کردن به اشیاء و اشخاص جمیله مثل گلِ زیبا و مجسمه زیبا لذت میبرد، لکن این فرق میکند با نظر شهوانی که منبعث از غریزه جنسیه است. روایت ناظر به قسم اول بوده است.
مناقشه در نظر مرحوم خوئی
انصاف این است که این مطلب همان فرمایش مرحوم شیخ اعظم نیست، مضافاً به اینکه خلاف ظاهر نیز هست. ما منکر فرق بین تلذّذ غیر جنسی و جنسی نیستیم، لکن نگاه کردن مردان به زن زیبای اجنبیه عادتاً توأم با تلذذ جنسی بوده و با نگاه کردن به گل و اشیاء زیبا فرق میکند چه بخواهیم، چه نخواهیم. ظاهر تعبیر روایت «انی مبتلی بالنظر الی المرأة الجمیلة فیعجبنی النظر الیها» نیز اعجاب متعارف است که همان اعجاب شهوانی است. و چنانچه گذشت، مرحوم شیخ نفرمود تلذذ غیر جنسی منعی ندارد، بلکه فرمود اگر قصدِ تلذذ در بین نباشد - بلکه هدف دیگری از نگاه دارد مثل اینکه صاحب کسب است - و لو بداند تلذّذ بر این نظر مترتب میشود، نظر و تلذذ منعی ندارد. لذا انصاف این است که ظاهر روایت همان مطلب شیخ اعظم را افاده میکند، لکن مطلب مرحوم آقای خوئی با مطلب مرحوم شیخ اعظم مغایر است.
نظر مرحوم خوئی در کتاب النکاح؛ جواز نظر اتفاقی
منتهی آقای خوئی در جلد ۳۲ از موسوعه از این مطالب برگشته و فرمودهاند که روایت علی بن سوید دلالتی بر فرمایش مرحوم شیخ نمیکند. چرا که نمیتوان روایت را بر نظر اختیاری حمل کرد. ایشان میگویند شاهد بر این مطلب - که روایت ناظر به نظر اتفاقی است - این است که معنای اولی که مرحوم شیخ اعظم از روایت ذکر کردند، با جلالت قدر علی بن سوید سازگار نیست، چه برسد به اینکه وی خدمت حضرت رسیده و با کمال صراحت چنین مطلبی را از حضرت سوال کند.
مناقشه در نظر مرحوم خوئی و ترجیح قول شیخ اعظم
انصافاً این فرمایش آقای خوئی در کتاب النکاح درست نیست. چرا که اولاً: مطلبی که شیخ از ظاهر روایت برداشت نمودند منافاتی با جلالت علی بن سوید ندارد، چرا که وی دنبال چشمچرانی نبود - بلکه میگوید نگاه میکند و میداند که لذت میبرد، لکن به غرض تلذذ نظر نمیکند - تا بگوئیم این معنا و برداشت با جلالت شأن وی ناسازگار است. ثانیاً: کجای این روایت آمده است که علی بن سوید این سؤال را در اواخر عمرش از حضرت سؤال نمود؟ بالاخره وی که از روز اول جلیل القدر نبود. ثالثاً: اصلاً چگونه می توان قائل شد که در زمانِ سؤال وی جلیل القدر بوده است حال آن که امام علیه السلام در ادامه روایت می فرماید: «و ایاک و الزنا»؟! آیا اصلاً متصور است بالمثال یکی از اساتید حوزه از مرجع تقلید همین سوال را بکند، و آن مرجع تقلید در جواب وی بگوید: «لابأس اذا عرف الله من نیتک الصدق و ایاک و الزنا»؟! لذا معلوم نیست علی بن سوید در هنگام سؤال جلیل القدر بوده باشد. اما اینکه آقای خوئی فرمودند: «از طرفی نمی توان قائل به جواز نظر به موی زن اجنبیه شد، و از طرف دیگر روایت اطلاق داشته…»، مخدوش است به اینکه انصاف آن است که روایت انصراف به وجه دارد. چرا که وقتی گفته می شود «مرأة جمیله» این انصراف به وجه جمیلِ آن مرأة دارد.
نظر استاد معظم در خصوص مسئله
انصاف این است که فرمایش شیخ اعظم فرمایش متینی است، الا در صورتی که بحث خوف وقوع در حرام پیش آید؛ چرا که «النظرة سهم من سهام ابلیس، مسموم» و در چنین صورتی پرهیز از نظر کردن إمّا فتوی و امّا احتیاطاً واجب است.