به نام خدا
مشهور حمل عام بر فرد نادر یا مطلق بر فرد نادر را مستهجن میدانند فلذا از چنین جمعی در حین تعارض روایات ابا دارند، لکن آیت الله زنجانی بین عام و مطلق تفصیل میدهند و حمل مطلق بر فرد نادر را مستهجن نمیدانند بر خلاف حمل عام بر فرد نادر، چرا که حمل مطلق بر فرد نادر کاشف از مراد جدی و یا حتی مراد استعمالی متکلم میکند، استاد شهیدی توجیه را برای مطلق قبول ندارند بلکه تفصیل دیگری در ناحیه مطلقات میدهند و آن اینکه حمل اگر شیئی شرط برای متعلق حکم و یا متعلق متعلق باشد در این صورت اگر این شرط باعث حمل مطلق بر فرد نادر شود، استهجانی پیش نمیآید به همان بیان آیت الله زنجانی و لی اگر طبیعت مطلق در خطاب موضوع حکم باشد در این هنگام اگر موضوع را با خطاب منفصل حمل بر فرد نادر کنیم ، مستهجن است، نظر شما در مورد کلام آیت الله زنجانی و اشکال استاد چیست؟
ما که در کلاسشان نبودیم شما باید مثال بزنید تا فکر کنیم ببینیم درست است یا خیر.
مثال استاد را برایتان بیان میکنم، اگر مولی بگوید قلد المجتهد سپس با قید منفصل قبل از وقت حاجت بگوید مراد از مجتهد مطلق مجتهد نمیباشد بلکه مراد، مجتهد اعلم است این قید اگرچه حمل مجتهد بر فرد نادر را لازم دارد لکن این تقیید در ناحیهء متعلق تکلیف یا متعلق المتعلق است و این مستهجن نیست. و لی اگر مولی بگوید یجب علی الجتهد استنباط الاحکام سپس با قید منفصل بگوید مراد از مجتهد، مجتهد اعلم است در اینجا طبیعت در خطاب مطلق موضوع برای حکم میباشد و با تقیید به خطاب منفصل، حمل بر فرد نادر میشود و این مستهجن است و مثال دیگر یجب علی الحاج المبیت بمنی لیلة عرفة و به خطاب منفصل بگوید مراد از حاج امیر الحاج است.
من که فرقی حس نمیکنم! البته شاید به این علت باشد که کلا قبح تخصیص اکثر را درک نکرده ام حتی در قضیه خارجیه و حتی با عنوانهای مختلف.
جناب آقای فقیه اگر بیشتر در امثله مختلف تطبیق بفرمایید قبح واستهجان تخصیص اکثر واضح می شود، چون استاد امثله فراوانی زد، وچطور می فرمایید که در مثال یجب علی الحاج المبیت بمنا بعد بگوید مرادم از حاج امیر الحاج بوده است استهجان ندراد؟!!