حرمت سجود برای غیر خدا و بررسی سجده برای حضرت آدم و سجده برای حضرت یوسف

مرحوم خوئی نسبت به امر به سجود برای حضرت آدم یا سجده حضرت یعقوب برای یوسف را با توجه به اینکه سجده به خدا اختصاص دارد، دو راه حل بیان کرده است:

راه‌حل نخست: سجود در برابر آدم بوده ولی برای خدا بوده. یعقوب و فرزندانش که برای یوسف سجده کردند، تکریماً له ولی برای خدا سجده کردند. در بعضی روایات نیز این نکات بیان شده است.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فِي تَفْسِيرِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يَحْيَى بْنِ أَكْثَمَ أَنَّ مُوسَى بْنَ مُحَمَّدٍ سُئِلَ عَنْ مَسَائِلَ فَعُرِضَتْ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ع- فَكَانَ أَحَدُهَا أَنْ قَالَ لَهُ

أَخْبِرْنِي عَنْ يَعْقُوبَ وَ وُلْدِهِ أَ سَجَدُوا لِيُوسُفَ وَ هُمْ أَنْبِيَاءُ فَأَجَابَ أَبُو الْحَسَنِ ع أَمَّا سُجُودُ يَعْقُوبَ وَ وُلْدِهِ فَإِنَّهُ لَمْ يَكُنْ لِيُوسُفَ- إِنَّمَا كَانَ ذَلِكَ مِنْهُمْ طَاعَةً لِلَّهِ وَ تَحِيَّةً لِيُوسُفَ- كَمَا كَانَ السُّجُودُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ لآِدَمَ- كَانَ ذَلِكَ مِنْهُمْ طَاعَةً لِلَّهِ وَ تَحِيَّةً لآِدَمَ- فَسَجَدَ يَعْقُوبُ وَ وُلْدُهُ وَ يُوسُفُ مَعَهُمْ شُكْراً لِلَّهِ لِاجْتِمَاع‏ شَمْلِهِمْ أَ لَا تَرَى أَنَّهُ يَقُولُ فِي شُكْرِهِ ذَلِكَ الْوَقْتَ رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ الْآيَةَ.

مشکل سند، یحیی بن اکثم است.

امام هادی علیه‌السلام فرمودند یوسف مسجود له نبود کما اینکه کعبه مسجود له نیست بلکه سجده برای خدا بوده و اگر در برابر یوسف سجده کردند، تحیة و تکریم برای او بود.

اما این راه حل خلاف ظاهر است.

راه‌حل دوم: مرحوم خوئی به این راه‌حل عنایت داشته و فرموده وقتی امر به سجده از سوی خود خدا باشد، سجده بر آدم مشکلی ندارد. در روایات فرمودند شما مشرکان برای بت‌ها سجده می‌کنید و آنها توجیه کردند که ما در زمان سجده بر آدم نبودیم و الان تدارک می‌کنیم. پاسخ داده شد که این بت بی‌جان است و خاصیتی ندارد که برای او سجده می‌کنید و قیاس این بت با آدم، مع الفارق است و آدم پس از نفخ روح بود که مسجود ملائکه قرار گرفت. همچنین امر خدا به سجده بر آدم بوده ولی امر به سجده بر بت موجود نیست. بنابراین خداوند بر هر چیزی مسلط است و سجده برای خدا، قبیح ذاتی نیست و چون خدا عظیم و صاحب نعمت است، فرمان داده سجده فقط برای من است ولی منافات ندارد که خود فرمان دهد که بر غیر خدا سجده کنند. همچنین اینکه خداوند فرموده سجده بر غیر کنید، ماهیت این سجده همان سجده بر خود خدا است و هرگاه یک آمر بگوید خودت را در برابر فلان شیء به زمین بینداز، اصلش تعظیم و عبادت آمر است. لذا ابلیس خود را از نهایت بندگی محروم کرد و مطرود شد.

با این حال سجده برای غیر خدا، باید به امر خدا باشد تا عبادت خدا محسوب شود ولی اگر به غیر امر خدا باشد، مقتضای روایات این است که چنین سجده‌ای جایز نیست. شریعت فرموده هر نوع تعظیم و احترام زیاد ولو به نحو رکوع برای غیر خدا جایز است، اما سجده جایز نیست. لذا مرحوم سید نیز سجده را برای نهایت خضوع می‌داند و آن را به خدا می‌داند که نهایت کبریاء فقط برای او است و فرمایش ایشان فقط از مسیر روایات قابل توجیه است و البته دلیل عقلی برای این فتوا یافت نشد.