حرمت تکلیفی وسوسه در نماز

‌باسْمه تعالي
آیا وسوسه در نماز حرام است؟
تعریف وسوسه: اعتنا به احتمال‌های غیرعُقلایی به نحوی که عرفاً «وسوسه» صدق کند. مثلاً کسی «و لا الضالین» را به قدری تکرار کند که عرفاً بگویند: «این کارش وسواس است»، آیا این کارش حرام است؟
برای اثبات حرمت وسوسه در نماز، به روایاتی ممکن است استدلال بشود:
روایت اول: اطاعت شیطان
«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: ذَكَرْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلًا مُبْتَلًى بِالْوُضُوءِ وَ الصَّلَاةِ وَ قُلْتُ: هُوَ رَجُلٌ عَاقِلٌ. فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ: وَ أَيُّ عَقْلٍ لَهُ وَ هُوَ يُطِيعُ الشَّيْطَانَ؟! فَقُلْتُ لَهُ: وَ كَيْفَ يُطِيعُ الشَّيْطَانَ؟ فَقَالَ: سَلْهُ: هَذَا الَّذِي يَأْتِيهِ، مِنْ أَيِّ شَيْ‌ءٍ هُوَ؟ فَإِنَّهُ يَقُولُ لَكَ: مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ.»؛ امام صادق اعتنا به وسوسه را اطاعت از شیطان دانستند، و قرآن هم از اطاعت از شیطان نهی کرده پس حرام است.
ولی اطاعت شیطان حرام نیست؛ کما این که انجام مکروهات یا اشتغال به لهو نیز اطاعت از شیطان است ولی اینها حرام نیستند.
روایت دوم: صحیح زراره
صحیحه زراره: «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ أَبِي بَصِيرٍ قَالا قُلْنَا لَهُ: الرَّجُلُ يَشُكُّ كَثِيراً فِي صَلَاتِهِ حَتَّى لَايَدْرِيَ كَمْ صَلَّى وَ لَا مَا بَقِيَ عَلَيْهِ؛ قَالَ: يُعِيدُ. قُلْنَا لَهُ: فَإِنَّهُ يَكْثُرُ عَلَيْهِ ذَلِكَ كُلَّمَا عَادَ شَكَّ؛ قَالَ: يَمْضِي فِي شَكِّهِ. ثُمَّ قَالَ: لَاتُعَوِّدُوا الْخَبِيثَ مِنْ أَنْفُسِكُمْ بِنَقْضِ الصَّلَاةِ فَتُطْمِعُوهُ؛ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ خَبِيثٌ يَعْتَادُ لِمَا عُوِّدَ، فَلْيَمْضِ أَحَدُكُمْ فِي الْوَهْمِ وَ لَايُكْثِرَنَّ نَقْضَ الصَّلَاةِ؛ فَإِنَّهُ إِذَا فَعَلَ ذَلِكَ مَرَّاتٍ، لَمْ يَعُدْ إِلَيْهِ الشَّكُّ. قَالَ زُرَارَةُ: ثُمَّ قَالَ: إِنَّمَا يُرِيدُ الْخَبِيثُ أَنْ يُطَاعَ؛ فَإِذَا عُصِيَ، لَمْ يَعُدْ إِلَى أَحَدِكُمْ.».
مناقشه اول: مورد این روایت، کثیر الشک است؛ آن هم کثیرالشکی که کثرت شکّش ناشی از شیطان است. و الا کسی که مشکلی برایش پیش آمده مثلاً چِکش پاس نشده و به این خاطر فکرش مشغول است و زیاد شک می‌کند، چنین کسی مشمول این روایت و نهی حضرت نیست و باید به شکش اعتناکند.
مناقشه دوم: اگرچه این روایت شامل نهی است و نهی هم ظهور در حرمت دارد، ولی چون علتش به طمع انداختن شیطان است و مطلقِ به طمع انداختن شیطان هم حرام نیست، پس لسان این روایت، لسان حرمت نیست.
مناقشه سوم: این روایت از عادت دادن شیطان به «نقض صلات» نهی کرده، تسری از این مورد به تمام موارد ولو منجر به نقض صلات نشود، شاید عرفی باشد. به‌علاوه‌ی این که مورد روایت که «لَايَدْرِيَ كَمْ صَلَّى وَ لَا مَا بَقِيَ عَلَيْهِ» اصلاً شامل شخص وسواسی نیست.
روایت سوم: حسین بن حَکم
«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَكَمِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى الْعَبْدِ الصَّالِحِ ع أُخْبِرُهُ أَنِّي شَاكٌّ وَ قَدْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ ع : «رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى» وَ أَنِّي أُحِبُّ أَنْ تُرِيَنِي شَيْئاً. فَكَتَبَ ع : إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ مُؤْمِناً وَ أَحَبَّ أَنْ يَزْدَادَ إِيمَاناً، وَ أَنْتَ شَاكٌّ، وَ الشَّاكُّ لَا خَيْرَ فِيهِ. وَ كَتَبَ إِنَّمَا الشَّكُّ مَا لَمْ يَأْتِ الْيَقِينُ؛ فَإِذَا جَاءَ الْيَقِينُ، لَمْ يَجُزِ الشَّكُّ. وَ كَتَبَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: «وَ ما وَجَدْنا لِأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَ إِنْ وَجَدْنا أَكْثَرَهُمْ لَفاسِقِينَ»، قَالَ: نَزَلَتْ فِي الشَّاكِّ.»؛
تقریب استدلال به فقره اول: «لا خیر فیه» ظهور در حرمت شک دارد. و چون وسواسی هم شک دارد با این که سبب یقین برای او فراهم است، پس در او هم خیری نیست، پس اتّباع وسوسه حرام است.
تقریب استدلال به فقره دوم: کسانی که شک دارند، به حسب ذیل این روایت، مصداق فاسقین شمرده شده‌اند، پس شک حرام است. و لذا وسوسه هم که عمل به شک است، حرام است.
مناقشه به استدلال به فقره اول: کبرای «هر آنچه در آن خیر نیست، پس حرام است.»، صحیح نیست؛ کما فی اللغویات.
مناقشه به استدلال به فقره دوم: آیه فرموده: «اکثر شُکّاک به عهدشان عمل نمی‌کنند و فاسق می‌شوند»، پس آنچه باعث فسق می‌شود، عمل نکردن به عهد خداست، نه شک. شخص وسواسی هم اگر به عهد خدا عمل نکند و به خاطر وسواسش نمازش را آنقدر به تأخیر بیندازد که قضا بشود، مشمول این روایت است. و الا، فلا. اما دلالت ندارد بر این که: «تکرار ذکر یا وضو از روی وسوسه نیز فسق و حرام است».
بنابراین وسوسه در نماز، حرام نیست.
مطالب فوق، برگرفته از درس خارج فقه استاد شهیدی جلسه۶۰(‌‌‌شنبه۲۴آذر۱۴۰۳) و جلسه۶۱(دو‌‌‌شنبه۲۶آذر۱۴۰۳) می‌باشد.

  • الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج‌1، ص: 12
  • الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج‌3، ص: 358
  • «فتطمعوه» ممکن است حکمت باشد نه علت؛ یعنی در بعضی موارد هست، ولی شارع تمام موارد را حرام کرده‌است؛ کما این که بستن کمربند ایمنی در بعضی موارد باعث نجات جان سرنشینان می‌شود ولی قانونگذار آن را در تمام موارد الزامی می‌کند. ان قلت: «اذا جاء الاحتمال، بطل الاستدلال.»، قلت: این احتمال، در مقابل «ظهور نهی در حرمت» است، و مجرد احتمال، مانع ظهور نیست. مقرر
  • مناقشه سوم، از مقرر است.
  • الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج‌2، ص: 399
  • تکرار غسل به خاطر وسواس اگر به مقدار متعارف باشد، اسراف هم نیست؛ خصوصاً که برای غرض عُقلاییِ «آرامش» است.
  • شاید یک مناقشه هم این باشد که: این روایت صرفاً درباره‌ی اصول دین باشد و تعمیم آن عرفی نباشد. مقرر