نظر صاحب عروه و دلیل اولیه
صاحب عروه فرموده:
[!quote] يجوز في القنوت الدُّعاء على العدو بغير ظلم و تسميته، كما يجوز الدُّعاء لشخص خاص مع ذكر اسمه.
نفرین بر دشمن جایز است اما در حدی که ظلم به عدو تلقی نشود. می توانی از دشمن نام ببری همچنان که دعا برای یک شخصی با ذکر اسمش مانعی ندارد. در صحیحه عبدالله بن سنان نقل شده:
[!quote] مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: تَدْعُو فِي الْوَتْرِ عَلَى الْعَدُوِّ وَ إِنْ شِئْتَ سَمَّيْتَهُمْ وَ تَسْتَغْفِرُ الْحَدِيثَ[1]
شرط «بغیر ظلم» و مبنای آن
قید «بغیر ظلم» به دلیل صحیحه هشام بن سالم است که در آن نقل شده:
[!quote] مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِنَّ الْعَبْدَ لَيَكُونُ مَظْلُوماً فَمَا يَزَالُ يَدْعُو حَتَّى يَكُونَ ظَالِماً[2]
یعنی انسان مظلوم گاهی آنقدر به ظالم نفرین میکند که خودش ظالم میشود یعنی نفرین هم حد دارد و در حد مجاز میتوان نفرین کرد نه بیشتر. البته این روایت اطلاق ندارد و فیالجمله میفهماند که انسان مظلوم در نفرینش به ظالم ممکن است که مصداق ظالم بشود.
معصومین (ع) و نفرین بر دشمنان
نفرین پیامبر اکرم (ص) و امیرالمومنین (ع)
در مورد پیامبر (ص) نیز درروایت نقل شده:
[!quote] مُحَمَّدُ بْنُ إِدْرِيسَ فِي آخِرِ السَّرَائِرِ نَقْلًا مِنْ كِتَابِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ ثَعْلَبَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَدْ قَنَتَ وَ دَعَا عَلَى قَوْمٍ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ عَشَائِرِهِمْ وَ فَعَلَهُ عَلِيٌّ ع بَعْدَهُ.»[3]
البته در سند این روایت عبدالله بن هلال هست. در خلاف از کتب عامه نقل میکند:
[!quote] و روي عن علي عليه السلام انه قنت في صلاة المغرب، و دعا على أناس و أشياعهم[4]
ظاهرا در جنگ بوده که حضرت (ع) در قنوت نماز مغرب با اسم به دشمنان خودش نفرین کرد.
نفرین بر «ممطوره» (واقفه)
همچنین از رجال کشی نقل شده:
[!quote] مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْكَشِّيُّ فِي كِتَابِ الرِّجَالِ عَنْ حَمْدَوَيْهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُقْبَةَ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَيْهِ يَعْنِي أَبَا الْحَسَنِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ عَرَفْتُ بَعْضَ هَؤُلَاءِ الْمَمْطُورَةِ فَأَقْنُتُ عَلَيْهِمْ فِي صَلَاتِي قَالَ نَعَمْ اقْنُتْ عَلَيْهِمْ فِي صَلَاتِكَ[5]
ابراهیم بن عقبه توثیق ندارد مگر اینکه گفته شود که از رجال کامل الزیارات است. ممطورة واقفه بودند و لذا در وسائل فرموده:
[!quote] الْوَاقِفِيَّةُ كَانُوا يُعْرَفُونَ بَيْنَ الشِّيعَةِ بِالْمَمْطُورَةِ أَيِ الْكِلَابِ الَّتِي أَصَابَهَا الْمَطَرُ لِشِدَّةِ اجْتِنَابِهِمْ لَهُمْ.
کلب نجس است، وقتی باران میبیند دیگر نور علی نور میشود!! واقفیه اینطور بودند یعنی مؤمنین از آنها دوری میکردند کما اینکه از کلاب ممطوره دوری میکنند تا نجس نشوند. طبق این روایت نیز مشکلی ندارد. پس این مشکلی ندارد.
اقسام دشمن و محدوده جواز نفرین
مراد یا عدو دینی است که نفرین بر او جایز است یا عدو دنیوی که ظالم به انسان باشد. اما اگر یک عدو دنیوی ظالم به ما نباشد حق نفرین به او را نداریم زیرا هر عدوی ظالم نیست ممکن است که در اثر یک سوء تفاهم شده که فکر می کند که ما سد راه او هستیم، با ما دشمن شده باشد اما موازین شرع را رعایت میکند و غیبت و تهمت هم نمی زند. در اینجا حق نداریم به او نفرین کنیم چه در نماز چه در غیر نماز بلکه باید بگوییم: «وَ لا تَجْعَلْ في قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذينَ آمَنُوا»[6]. خدا رحمت کند امام رضوان الله علیه را، در مورد بعضی به ایشان گفته شد که با شما هم مخالف هستند، ایشان فرمود: مگر من جزء اصول دین هستم.
ممنوعیتهای خاص و مسائل آتی
البته لعن به شیعه جایز نیست و تنها می تواند نفرین کند آن هم نفرین متناسب با ظلم به او. مثلا فرض کنید پول شما را خورده حق ندارید بگویید که «اللهم اهلکه و املأ جوفه نارا». اما اینکه اگر نفرین غیر مجاز کرد نمازش باطل است یا نیست در مسئله بعدی بررسی می شود.
[برگرفته از درس خارج فقه استاد شهیدی حفظه الله - 9 آبان ۱۴۰۳]
الخلاف 1: 382 ↩︎
وسائل الشيعة 6: 284؛ رجال الكشي 460 ↩︎
الحشر: ۱۰ ↩︎