مرحوم آقای بروجردی بارها مطرح میکردند که ما برای فهم روایات اهل بیت(ع) باید به فتاوای عامه و روایات عامه رجوع کنیم؛ چون فقه ما و روایات ما حاشیه بر فقه عامه بوده است. و نوعا روات سؤالی که میکردند، مسبوق به بحث فقهی بین عامه بود. آقای سیستانی هم تحت تاثیر مرحوم آقای بروجردی به این مطلب پایبند است.
ما هم فی الجملة به این مطلب ملتزمیم. یک جاهایی جو فقهی چنان واضح است و سؤالها هم راجع به آن جو فقهی است به همان انصراف پیدا میشود.
لکن ما این فرمایش آقای بروجردی بعرضه العریض قبول نداریم. میدانید عرض عریض چیست؟ این است که عامه اگر یک فتوایی داشتند، گفتند محاذات با میقات مجزی است، و ما هم هیچ روایتی نداشتیم، بگوییم معلوم میشود ائمه(ع) قبول داشتند حرف فقهاء عامه را چون اگر قبول نداشتند یک حاشیهای میزدند.
ما این مطلب را قبول نداریم. مراتب دارد، صرف اینکه عامه یک چیزی بگویند دلیل نمیشود که ائمه(ع) آنها را وقتی سکوت کنند، تایید کنند؛ اساس مذهب آنها بر ضلالت است.
مراتب دارد اینطور نیست که یک قاعدهای تاسیس کنیم که هر چه عامه گفتند روایات ما هم ظهور در او پیدا کند.
- درس خارج فقه، 4 آذرماه 1402