جواز قتل تارک نهي از منکر

صاحب منهاج البراعه که شرح کتاب شریف نهج البلاغه است در ذیل خیلی از بیانات حضرت امیر علیه السلام نتیجه گیری میکند که جایز است قتل کسی که نهی از منکر را ترک کند.

(فو اللّه لو لم یصیبوا من المسلمین إلّا رجلا واحدا معتمدین لقتله) أى‏ معتمدین له (بلا جرم جرّه) أى بدون استحقاقه للقتل بجرم اجتراه (لحلّ لی قتل ذلک الجیش کلّه) هذا الکلام بظاهره یدلّ على جواز قتل جمیع الجیش بقتل واحد من المسلمین معلّلا بقوله (إذ حضروه فلم ینکروا و لم یدفعوا عنه بلسان و لا ید) فیستفاد منه جواز قتل من ترک النهى عن المنکر مع التمکّن من إنکاره و دفعه.
فان قلت: أ فتحکمون بجواز ذلک حسبما یدلّ علیه ذلک الکلام؟
قلت: نعم لأنّ الأمر بالمعروف و النهى عن المنکر واجبان شرعا فالتارک لهما تارک للواجب و عامل للمنکر،
منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئى) ؛ ج‏10 ؛ ص- 135 -134
هاشمى خویى، میرزا حبیب الله/ حسن زاده آملىٍ، حسن و کمرهاى، محمد باقر، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة و تکملة منهاج البراعة (خوئى)، 21جلد، مکتبة الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، 1400 ق.
پ ن : منهاج البراعه شرح نهج البلاغه است که به علت نا تمام بودن برخی بزرگان نظیر علامه حسن زاده املی حفظه الله انرا تکمیل کرده اند.

این قسمت کلام
فالتارک لهما تارک للواجب و عامل للمنکر
روشن و مشخص است کسی که ترک نهی از منکر می کند ترک واجب کرده است اما چه ارتباطی به مدعا دارد؟ مدعا وجوب قتل است. آیا هر آنکه تارک واجب باشد باید کشته شود؟ با این بیان که همه مسلمین غیر از عده قلیلی که معصومند باید کشته شوند!

بنده هم متوجه کیفیت استدالال نشدم.
و آیا در همه موارد ساکتین در مورد جنایتی، حکم آن جنایت بر آنها بار می شود؟؟؟؟ یعنی برای یک نفر 100 نفر را اعدام می کنند.
البته اگر اشتراک در قتل آنها عرفا ثابت شود می توان قائل به قصاص شد البته با پرداخت اضافه ی دیه به معدومین