جواز سقط جنین

استاد از بعضی از فقهاء نقل فرمودند و آنرا تایید هم کردندکه اگر نگهداری جنین به هر جهت منجر به حرج برای مادر در آینده میشود میتوان قبل از ولوج روح آنرا سقط کرد و این را از قاعده رفع حرج استفاده کرده اند
ولی به ذهن میرسد اگر لا حرج شامل این مورد شود، بسیاری از محرمات مثل نظر به اجنبیه و … حتی سقط پس از ولوج روح هم شامل آن شود در حالی که به ضرورت فقهی ناسازگار است.
و به طور کلی چه دلیلی بر رفع تکالیف به جهت حرج در غیر موارد منصوصه وجود دارد که بتوان از آن تا این حد استفاده نمود؟؟؟؟

یکی از نکاتی که در تطبیق لا حرج باید در نظر گرفت اینست که اگر مقداری از حرج اقتضای طبیعی موضوع است مثل جهاد لا حرج تطبیق نمیشود و همیمطور لاضرر و… .بعید نیست نگاه به نا محرم نیز به آن مقدار حرجی که اقنضای طبیعی نظر به نا محرم است نیز از همین قبیل است ولی اگر یک حرج مضاعف داشته باشد، آن هم جایز میشود

به نظر می رسد اطلاق دلیل لا حرج فقط در مواردی سر میگیرد که مفسده ترک قوی نباشد. و عرف متشرعه ترک آن را به خاطر حرج موجه بدانند علاوه بر آنکه اطلاق دلیل لاحرج در مواردیکه حقوق دیگران نیز مطرح است مثل بحث ما معلوم نیست

یکی از نکاتی که در تطبیق لا حرج باید در نظر گرفت اینست که اگر مقداری از حرج اقتضای طبیعی موضوع است مثل جهاد لا حرج تطبیق نمیشود و همیمطور لاضرر و… .بعید نیست نگاه به نا محرم نیز به آن مقدار حرجی که اقنضای طبیعی نظر به نا محرم است نیز از همین قبیل است ولی اگر یک حرج مضاعف داشته باشد، آن هم جایز میشود

به نظر می رسد حرجی که در جهاد است و مانع تمسک به لاحرج می شود متفاوت از حرج در ترک غالب معاصی است نوع معاصی چون ترکش خلاف هوای نفس است برای انسان سخت است اما این سختی با سختی در بعض موارد مانند جهاد که ذات عمل همراه با سختی متفاوت است

لطفا بیشتر توضیح دهید چون سختی جهاد هم بخاطر اینست که نفس نسبت به خودش و درد و رنج های متوجه به خودش حساسیت دارد و همین حب نفس منشا حرج میشود پس فرقش با سایر هواهای نفسانی چیست؟

ضمن استفاده از بیانات دوستان
دلیل جهاد و زکات و … اخص از دلیل حرج است ولدا ادله حرج مخصص آن نمیشوند
در مورد فرمایش آقای هادی هم باید گفت ینابر این لا حرج در مورد غیبت که فرمایش استاد است جاری نمیشود

ضمن استفاده از بیانات دوستان
دلیل جهاد و زکات و … اخص از دلیل حرج است ولدا ادله حرج مخصص آن نمیشوند
در مورد فرمایش آقای هادی هم باید گفت ینابر این لا حرج در مورد غیبت که فرمایش استاد است جاری نمیشود

اولا به نظر می رسد تقدیم لا حرج بر ادله احکام ، بخاطر حکومت و نظارتی است که به احکام دارد و دلیل احکام ولو اخص از لا حرج باشد ولی جون محکوم است لاحرج بر آن مقدم است .

استاد از بعضی از فقهاء نقل فرمودند و آنرا تایید هم کردندکه اگر نگهداری جنین به هر جهت منجر به حرج برای مادر در آینده میشود میتوان قبل از ولوج روح آنرا سقط کرد و این را از قاعده رفع حرج استفاده کرده اند
ولی به ذهن میرسد اگر لا حرج شامل این مورد شود، بسیاری از محرمات مثل نظر به اجنبیه و … حتی سقط پس از ولوج روح هم شامل آن شود در حالی که به ضرورت فقهی ناسازگار است.
و به طور کلی چه دلیلی بر رفع تکالیف به جهت حرج در غیر موارد منصوصه وجود دارد که بتوان از آن تا این حد استفاده نمود؟؟؟؟

در مورد سقط پس از ولوج روح می‌توان گفت که ما ادله‌ی خاصی در مورد حفظ نفس داریم و می‌دانیم که هیچ چیز (حتی حرج و امثال حرج) نمی‌تواند مجوز عدم احتیاط در حفظ نفس دیگران شود. لذا اگر حفظ نفسی بسیار حرجی هم باشد، کماکان واجب است. حال، ادله‌ی وجوب حفظ نفس شامل حفظ نفس جنین بعد از ولوج روح نیز می‌گردد. لذا طبیعی است که ایشان نظرشان را به حالت قبل از ولوج اختصاص دهند.

دلیل عدم جواز سقط جنین قبل از ولوج روح چیست که با دلیل لا حرج نسبت به مادر در صدد رفع آن هستیم؟

استادمحفوظی:
بعضی فقها برای جواز به عدم دلیل بر حرمت قبل از ولوج روح استناد کردند چون ظاهرا تنها دلیل حرمت قبل الولوج ملازمه دیه با حرمته که اگر ملازمه نفی بشود - که شواهدی هم دارد- دلیلی بر حرمت نیست مگر مفسده ثانویه ای داشته باشد و دیگر به لا حرج هم نیاز نیست

اگر طبق نقل دوستمون از استاد محفوظی دلیلی بر حرمت سقط جنین قبل از ولوج روح نداشته باشیم، به نظر حقیر تفصیل استاد شهیدی حفظه الله وجیه خواهد بود.
ولی در صورتی که دلیلی بر منع داشته باشیم اگر این دلیل همان دلیل حرمت سقط جنین بعد از ولوج روح هم میباشد پس چرا قائل به تفصیل میشوید و اگر دلیلی غیر از آن دلیل است آن دلیل چیست؟

بنده که وجه تفصیل استاد معظم حفظه الله رو متوجه نشدم.

غیر از وجهی که طرح شده، ادله ی دیگری نیز برای حرمت اسقاط جنین وجود دارد از جمله بعض نصوص خاصه. ن ک کتاب وسائل المنع من الانجاب نوشته ی آقای سید محمد رضا سیستانی الباب الخامس فی الاجهاض. تفصیلا بحث کرده اند.

استادمحفوظی:
بعضی فقها برای جواز به عدم دلیل بر حرمت قبل از ولوج روح استناد کردند چون ظاهرا تنها دلیل حرمت قبل الولوج ملازمه دیه با حرمته که اگر ملازمه نفی بشود - که شواهدی هم دارد- دلیلی بر حرمت نیست مگر مفسده ثانویه ای داشته باشد و دیگر به لا حرج هم نیاز نیست

اگر به شواهد مذکور اشاره بفرمایید ممنون میشم .

جای بسی تعجبه که چجور گفتند، عدم الدلیل
و حال آنکه روایاتی از این قبیل هست:
موثقه اسحاق بن عمار:«المرأه تخاف الحبل فتشرب الدواء فتقلی ما فی بطندا؟ قال: لا، فقلت، انما هو نطفه، فقال: ان اول ما یخلق نطفه»
اسحاق بن عمار می گوید: به ابوالحسن (ع) عرض کردم، زن از باردار شدن می ترسد و دارو می نوشد تا آنچه در شکم دارد، بیفتد. امام فرمود: این کار را نباید کرد. گفتم: نطفه ای بیش نیست. نخستین چیزی که آفریده می شود نطفه است. استدلال امام این است که چون نطفه منشأ خلقت انسان است، پس اسقاطش جایز نیست.