جریان لا حرج در محرمات و بحث سقط جنین

مطلب دوم این است که در لا حرج یک اختلافی وجود دارد که خیلی هم در کلمات فقها متعرض نشدهاند، منتهی این بحث را در آن رساله آوردم، در اینکه لا حرج در واجبات جریان پیدا میکند بحثی وجود ندارد، نماز واجب اگر حرجی شد لا حرج برمیدارد، روزه واجب اگر حرجی شد لا حرج برمیدارد، انما الاختلاف و النزاع آیا لا حرج در محرمات هم جریان دارد یا نه؟ جمعی به ضرس قاطع میگویند که لا حرج در محرمات جریان ندارد.
یادی کنیم از مرحوم والدمان رضوان الله تعالی علیه، من همان زمان که ایشان قاعده لا حرج را بحث میکردند، پرسیدم که به نظر شما لا حرج در محرمات جریان دارد یا نه؟ فرمود جریان ندارد، لا حرج چون عنوان امتنانی است (اینطور میگویند که امتنان است) یک چیزهایی را میگوید که مصلحت است، شارع میگوید این نمازی که مصلحت دارد را لازم نیست انجام بدهید، اما محرم که مفسده دارد و بگوید لا حرج میآید میگوید عیبی ندارد تو گرفتار این مفسده میشوی این چه امتنانی است؟ نظر شریف ایشان همین بود که نه لا حرج در محرمات جریان ندارد. بعد به ایشان عرض کردم شما خودتان در کتاب الحج در باب محرمات احرام بعضی جاهایش با لا حرج گفتید که ارتکاب به آن مانعی ندارد، پوشیدن پیراهن مخیط برای حاجی حرام است، حالا اگر یک حاجی اضطرار به پوشیدن لباس مخیط دارد، همان جا آقایان تعبیر میکنند و خود ایشان هم در کتابشان به لا حرج تمسک کردند، در باب محرمات احرام برخی با لا حرج میگویند عیبی ندارد اگر نپوشیدن این لباس حرجی شد بر این آدم، بپوشد اما کفارهاش را بدهد، در بعضی جاها میگویند بپوشد و کفاره هم ندارد. به ایشان عرض کردم شما مواردی هم برای لا حرج در محرمات ذکر کردید، شما اگر به خوردن میته حرج پیدا کردید، اضطرار یکی از ادله لا حرج است. دنبال کردم بحث را، عرض کردم الآن هم شاید از برخی از مراجع معظم ادام الله ظلهم سؤال شود میگویند روشن است که لا حرج جریان ندارد ولی ما به این نتیجه رسیدیم، و بعد دیدم مرحوم آیت الله خوانساری رضوان الله در این کتاب جامع المدارک که شرح مختصر النافع است، کتاب بسیار خوبی است، این اواخر هم شنیدم تجدید چاپ شده، عتبه عباسیه تجدید چاپ کردند، ایشان آنجا به قاعده تزاحم وارد شده، همان زمان مرحوم والد ما میفرمودند اگر برای کسی زنا نکردن حرجی شد، شارع برایش زنا را تجویز میکند؟نمیشود ملتزم شد، فقه جدید لازم میآید و خلاف ضرورت فقه میشود. من به یک مطلبی رسیدم و دیدم عین همان مطلب را آقای خوانساری دارد، باید کسر و انکسار در ملاکات کرد، فرض کنید الآن قطع رحم است، صله رحم واجب است، اگر برای کسی صله رحم حرجی شد، رحمش یک شرایط و خصوصیاتی دارد که ارتباط با او حرجی است، این اتفاق زیاد میافتد. ما باید کسر و انکسار کنیم، با قاعده تزاحم ملاکی و کسر و انکسار در ملاکات میتوانیم مطرح کنیم از جمله در ما نحن فیه،میگوئیم سقط جنین حرام است. اولاً باز اینکه گفتم قبلاً باید مبانیاش را منقح کنیم ما گفتیم جنین را کسی سقط کرد اگر مجوزش داده شد یا اگر کسی نعوذ بالله این حرام را انجام داد، کأنما قتل الناس جمیعاً برایش صدق نمیکند، آن کأنما قتل الناس جمیعاً برای نفس موجود متولَد حیّ است که اگر کسی او را از بین برد! و الا هم قبل ولوج الروح و هم بعد ولوج الروح اگر صدق قتل کند، صدق کأنما قتل الناس جمیعاً نمیکند. در اینجا محرمی دارد به نام سقط جنین و یک حرجی هم داریم، اگر یک عمر باید در حرج باشد یا خودش یا پدر و مادرش، آیا این رجحان بر این ملاک ندارد؟ به نظر میرسد این هم مثل آن قطع رحم است. درباره مادر یک فرض این است که اگر این بچه بماند مادر میمیرد، بعد آقایان میآیند روی ادله دفاع میگویند مادر از خودش دفاع کند و این را از بین ببرد، این یک بحث است. بحث دیگر این است که اگر همین الآن وجودش برای این مادر حرجی است، حرج فعلی برای مادر هست. یک بحث هم وجود دارد که لا حرج را آن کسی میتواند جاری کند که حرج برایش محقق شده باشد، یعنی الآن یکی از اشکالات در اینجا این است که میگوییم این بچه فرضنا حرج استقبالی مشمول ادله را حرج بشود، ولی به ما چه؟ این بچه خودش گرفتار حرج میشود، خودش هر کاری میخواهد بکند، ما به چه مجوزی بگوئیم سقط این جایز است و از بین بردنش جایز است؟ آن فرضی که مسلم این است که الآن این جنین ایجاد یک امراضی در مادر میکند و برای مادر حرجی است، ضرر درست است غیر از حرجی است ولی دو عنوان است. الآن فرض کنید که این جنین مسائل روحی دارد، ضرر جسمی و مالی ندارد! نگه داشتن آن موجب یک آشفتگی روحی و روانی برای مادر است و این میشود حرج، نه ضرر مالی است نه ضرر جسمی است، موجب یک آشفتگی روحی است، اینجا ما میتوانیم بگوئیم این حرج چون خیلی مهم است، این زن الآن آشفتگی روحی پیدا میکند و این آشفتگی روحی موجب از بین رفتن زندگیاش میشود، بر این حرمت مقدم است. این البته مربوط به تشخیص فقیه است، ممکن است یک فقیهی بگوید ما در این مورد حرمت سقط جنین، چون روایات و ادلهای که داریم ، اگر در ذهن شریفتان باشد گفتیم بحث حفظ نفس اینطور نیست که دلیلش اجماع باشد و ما بگوئیم بر قدر متیقن اکتفا بشود. گفتیم یک ضرورت فقهی وجود دارد، یک ضرورت دینی هم شاید وجود دارد که گفتیم بالاتر از اجماع است و گفتیم ثمرهاش در این ظاهر میشود، اگر گفتیم اجماع است، اجماع میگوید باید قدر متیقنگیری کنید والسلام، اما این بالاتر از آن است. اگر یک فقیهی گفت این حرمت سقط جنین یک ملاک خیلی قوی دارد، مادر حرج پیدا کند یا خود این بچه حرج پیدا کند، غلبه بر حرمت سقط جنین ندارد و باید این جنین را حفظ کرد، این یک نظر است. نظر دیگر این است که بگوئیم بالأخره این بچه یک عمر گرفتار حرج است، مادر هم یک عمر گرفار حرج است آیا شارع این را ترجیح نمیدهد بر ملاک حرمت سقط جنین، یمکن أن یقال. در باب محرمات معیار کسر و انکسار ملاکی است، در باب واجبات اینطور نیست، نمیآئیم بگوئیم ملاک نماز چیست، این حرج چیست؟ آنجا حکومت خیلی واضح است و کاری به ملاک نداریم، اما در باب محرمات ما باید کسر و انکسار ملاکی کنیم
درس خارج فقه. مسائل پزشکی. جلسه 20. تاریخ 9 خرداد ماه 1403

بسم الله الرحمن الرحیم

نقد و بررسی متن ارائه شده در باب قاعده لا حرج و جریان آن در محرمات:

۱. تبیین دقیق تر مبنای قاعده لا حرج:
متن مذکور به درستی به اختلاف نظر فقها در مورد جریان قاعده لا حرج در محرمات اشاره می کند. اما لازم است ابتدا مبنای این قاعده به طور دقیق تر تبیین شود. قاعده لا حرج بر اساس آیه شریفه “ما جعل علیکم فی الدین من حرج” (حج:۷۸) استوار است. برخی از محققین معاصر مانند آیت الله سید محمد باقر صدر(ره) معتقدند که این قاعده ناظر به نفی احکام حرجی در مقام جعل است، نه رفع حکم در مقام امتثال. بر این اساس، تفکیک بین واجبات و محرمات در جریان قاعده لا حرج محل تأمل است.

۲. بررسی ادله عدم جریان لا حرج در محرمات:
استدلال مطرح شده مبنی بر اینکه لا حرج در محرمات جاری نمی شود زیرا موجب گرفتار شدن مکلف در مفسده می شود، قابل نقد است. زیرا:
الف) این استدلال مبتنی بر حصر علت تحریم در مفسده است، در حالی که ممکن است برخی محرمات صرفاً به جهت تعبد یا مصالح دیگری حرام شده باشند.
ب) حتی در صورت وجود مفسده، گاهی دفع حرج اهم از دفع آن مفسده است.

۳. تحلیل موارد جریان لا حرج در محرمات:
متن به درستی به مواردی از جریان لا حرج در محرمات مانند پوشیدن لباس مخیط در احرام یا خوردن میته در حال اضطرار اشاره می کند. این موارد نشان می دهد که اصل جریان لا حرج در محرمات قابل انکار نیست. لذا باید به دنبال ضابطه ای دقیق برای تشخیص موارد جریان و عدم جریان بود.

۴. نقد رویکرد تزاحم ملاکی:
رویکرد تزاحم ملاکی که در متن مطرح شده، گرچه راه حلی برای مسئله ارائه می دهد، اما خالی از اشکال نیست:
الف) تشخیص دقیق ملاکات احکام برای فقیه در بسیاری موارد دشوار است.
ب) این رویکرد ممکن است به نوعی تساهل در احکام شرعی منجر شود.
ج) در برخی موارد، ممکن است ملاک حکم برای ما روشن نباشد اما شارع بر اهمیت آن تأکید کرده باشد.

۵. بررسی مسئله سقط جنین:
در مورد مثال سقط جنین که در متن آمده، نکات زیر قابل توجه است:
الف) تفکیک بین حرج فعلی و استقبالی در این مسئله ضروری است.
ب) باید بین حرج مادر و حرج احتمالی جنین در آینده تفاوت قائل شد.
ج) مسئله دفاع که در متن اشاره شده، با بحث لا حرج متفاوت است و نباید این دو با هم خلط شوند.
د) در مورد آشفتگی روحی مادر، باید معیار دقیقی برای تشخیص حرج ارائه شود تا موجب سوء استفاده نگردد.

۶. لزوم توجه به مقاصد شریعت:
در بررسی جریان قاعده لا حرج در محرمات، توجه به مقاصد کلی شریعت ضروری است. حفظ نفس، عقل، دین، نسل و مال به عنوان مقاصد اصلی شریعت می توانند معیاری برای سنجش اهمیت احکام و تشخیص موارد جریان لا حرج باشند.

۷. پیشنهاد رویکرد جدید:
به نظر می رسد برای حل این مسئله، می توان رویکردی ترکیبی اتخاذ کرد:
الف) اصل را بر جریان قاعده لا حرج در تمام احکام (اعم از واجبات و محرمات) قرار دهیم.
ب) در موارد تعارض، به سراغ تزاحم ملاکی برویم، اما با در نظر گرفتن مقاصد شریعت و اهمیتی که شارع برای برخی احکام قائل شده است.
ج) در مواردی که تشخیص ملاک دشوار است، به قدر متیقن اکتفا کنیم.

۸. لزوم بازنگری در مفهوم حرج:
متن به درستی به تفاوت ضرر و حرج اشاره می کند. اما لازم است مفهوم حرج در فقه معاصر مورد بازنگری قرار گیرد. آیا صرف مشقت و سختی برای جریان قاعده لا حرج کافی است یا باید به حدی برسد که موجب اختلال در نظام زندگی فرد شود؟

۹. توجه به عرف در تشخیص مصادیق حرج:
گرچه تشخیص کبرای حرج با فقیه است، اما در تشخیص مصادیق آن باید به عرف رجوع کرد. این نکته در متن مورد غفلت واقع شده است.

۱۰. لزوم توجه به تفاوت های فردی در تشخیص حرج:
در بررسی مصادیق حرج، باید به تفاوت های فردی نیز توجه کرد. آنچه برای یک فرد حرجی است، ممکن است برای دیگری عادی باشد.

در مجموع، متن ارائه شده گامی مهم در جهت حل مسئله جریان قاعده لا حرج در محرمات برداشته است. اما با توجه به نکات فوق، به نظر می رسد این بحث نیاز به تحقیق و تدقیق بیشتری دارد تا بتوان به نتیجه ای جامع و مانع در این زمینه دست یافت. والله اعلم بالصواب.