رابطه عرضی در صورتی است که همان احتیاط قبلی بعد از ورود دلیل اجتهادی همچنان باقی باشد
در حالی که اینجا مادامی که دلیل اجتهادی نیست، احتیاط واجب است، از باب فقدان مؤمّن از عقوبت
ولی وقتی دلیل اجتهادی آمد، دیگر مؤمّن از عقوبت داریم، پس دیگر آن احتیاطی که واجب بود، موضوعش از بین می رود و قهرا دیگر احتیاط کردن واجب نیست
بله، احتیاط حَسنٌ علی کل حالٍ، ولی منظور از حُسن، وجوب نیست تا بگوییم احتیاط و اماره درعرض هم هستند.
آنکس که احتیاط را در طول اماره می داند، منظورش این نیست که احتیاط در فرض اماره ، امکان ندارد، قطعا باز هم احتیاط ممکن است، منظورش این است که اصل عملی احتیاط که مفادش وجوب احتیاط بود، منتفی است و با آمدن اماره، احتیاط واجب نیست
بهتر بود اول موضوع را بیان میکردید، موضوع اصل برائت عدم العلم است، موضوع تخییر تکافؤ و فقدان مرجح است، موضوع احتیاط چیست؟
عرض ادب و تشکر
موضوع وجوب احتیاط عدم مومن است و نه موضوع مطلق احتیاط بنابراین به همین بیانی که فرمودید احتیاط در عرض امارات است چون حتی با وجود اماره هم می توان به احتیاط عمل کرد.