مرحوم محقق همدانی در کتاب مصباح الفقيه، ج8، ص: 313 ثمره بحث را شبیه ثمره ای دانسته اند که در مورد نجاست یا عدم نجاست بدن حیوان ذکر شد.
به این بیان که اگر بدانیم باطن نجس شده است و بعد با چیزی ملاقات کند و شک کنیم عین نجس باقی بود یا زایل شده بود، استصحاب بقاء نجاست محل، حکم به نجاست ملاقی می کند ولی اگر محل را نجس ندانیم، استصحاب بقاء عین نجاست، ملاقات با نجس را ثابت نمی کند چون اصل مثبت می شود. (استصحاب وجود نجس، ملاقات با نجس را ثابت نمی کند)
مرحوم حاج آقا رضا همدانی در ادامه بحثشان ثمره ای فرضی را برای این مساله ذکر می کنند:
در فرضی که بگوییم:
اولا حمل نجس برای نماز مانعیتی ندارد؛
ثانیا باطن انسان هم باید برای نماز پاک باشد؛
در این صورت ثمره ظاهر می شود.
به این بیان که در صورتی که دهان کسی مثلا خونی باشد و باطن بدن تنجس پذیر باشد، نماز او صحیح نخواهد بود ولی اگر باطن بدن تنجس پذیر نباشد، نماز او صحیح خواهد بود.
اما این ثمره فقط فرض است چون مبنای لزوم طهارت باطن فاسد است.