مقدمه و طرح نظریه
یکی از رویکردهای اجماع، رویکرد اجماع متلقّاتی است که معروف به نظر آقای بروجردی است. ایشان هم اجماع و هم شهرت فتوائیه را با تکیه بر اصول متلقّاة حجّت میکنند. ما اجماع را میپذیریم، اما شهرت فتوائیه را نمیپذیریم. البته شهرت را در حدّ جابرِ ضعف سند و تراکم ظنون قبول داریم، اما بهعنوان حجّت بالجمله نمیپذیریم.
آدرس: البدر الزاهر فی صلاة الجمعة و المسافر. البته در این کتاب مختصر مطرح کردهاند، چرا که هم کتاب فقهی است و هم اینکه هر نظریهای در ابتدا مختصر مطرح میشود.
مقدمات فهم اجماع متلقّاتی
برای فهم این اجماع، چند مقدمه باید مطرح شود:
مقدمه اول: گستردگی میراث حدیثی شیعه
میراث حدیثی شیعه به لحاظ تعداد روایات و طرق روایت واحد و نسخ مختلف یک کتاب حدیثی، بسیار گستردهتر از آن بوده که امروز هست. اثبات این مطلب در علم اصول مطرح خواهد شد که شواهدی همچون:
- تعداد روایات محمد بن مسلم (اختیار معرفة الرجال، ج ۱، ص ۳۸۶).
- تعداد روایات سلیمان بن مهران أعمش و دیگران که گزارشهایی در مورد تعداد روایاتشان داریم که امروزه در دست نیست.
- همچنین راجع به نسخ کتابها، میدانیم که:
- مسائل علی بن جعفر سه نسخه داشته: نسخه عمرکی بوفکی، و عبدالله بن الحسن، و ابن فضّال؛ در حالیکه الآن فقط نسخه عبدالله بن الحسن را در اختیار داریم.
- از تفسیر علی بن ابراهیم فقط نسخه ابوالعباس را داریم.
- با توجه به اختلافاتی که در نقل از کتاب اشعثیات وجود دارد، معلوم میشود نسخ مختلفی داشته است که فعلاً فقط نسخه ابن سقّا به ما رسیده است.
مقدمه دوم: ماهیت فقه قبل از مقنعه
آقای بروجردی میفرمایند تا زمان نهایة شیخ طوسی، اما ما معتقدیم تا زمان مقنعه شیخ مفید، فقه شیعه یک فقه مأثور است؛ البته نه مانند اخباریین که مدّعی شدهاند قدماء فقط روایت را نقل میکردند، بلکه فقاهت و استنباط وجود داشته، اما متن روایت مختار را در فتوا میآوردند و سعی آنها بر این بوده تا جایی که میشود همان روایت را بنویسند. البته ممکن است نقل به لفظ نکنند بلکه نقل به معنا کنند. به همین جهت، کتب فتوایی فقهایی که قبل از مقنعه شیخ مفید هستند، مانند فقهالرضا، در حکم روایات مرسله هستند.
اصل مدعا و نمونههای کاربردی
طرح اصل مدعا
با توجه به دو مقدمه پیشگفته، آقای بروجردی میفرمایند وقتی ما با مسئلهای مواجه میشویم و روایتی در آن پیدا نمیکنیم، یا روایتی پیدا میکنیم که به لحاظ سند یا دلالت یا جهت بسیار ضعیف است، اما میبینیم قدماء در آن مسئله فتوا دادهاند، در این صورت:
-
مثال اختلافی: گاهی فتوای قدماء با هم متفاوت است، مانند تحدید آب کر که قمیها میگویند ۳×۳×۳ و بغدادیها میگویند ۳٫۵×۳٫۵×۳٫۵. البته قطعاً هیچکدام از خودشان فتوا ندادهاند و هر دو روایت داشتهاند، اما این مطلب اصلی نبوده که مورد قبول طرفین باشد.
-
مثال اجماعی (وزن کر): اما راجع به وزن کر، در منابعی که ما داریم ۱۲۰۰ رطل آمده، ولی قمیین و بغدادیین و رازیها و خراسانیها و کوفیها همه فتوا به رطل عراقی دادهاند. لذا احتمال دارد در منابع آنها قید «عراقی» بوده و با توجه به اینکه فقه آنها فقه مأثور است، آنچه مینویسند نقل به لفظ یا نقل به معنا از روایت است. پس وقتی قید «عراقی» را آوردهاند، یعنی یا لفظ یا معنایی که از آن «عراقی» را بفهمند در منابع موجود نزد آنها بوده است. از همینجا متوجه میشویم آنچه نزد ایشان بوده آنقدر قوی بوده که همه مدارس خمسه را قانع میکرده که مراد از ۱۲۰۰ رطل، عراقی است.
تحلیل نتیجهگیری از مثال
حال وقتی به تفریعات مسئله مراجعه میکنیم، راجع به حجم آب کر با هم اختلاف دارند (۳×۳×۳ و سایر اقوال) و وقتی این اشکال مطرح میشود که حجم مذکور با ۱۲۰۰ رطل سازگار نیست، کسی به اصل قضیه ۱۲۰۰ رطل عراقی اشکال نمیکند، بلکه توجیه میکنند که چگونه هماهنگ میشوند؛ لذا اختلاف جرم آبها یا تسامح در مقدار حجم یا تفاوت در وجبها یا احتیاط مقدار زائد را مطرح میکنند. به این اصل، اصل متلقّاة میگوییم؛ پس ۱۲۰۰ رطل عراقی، یک اجماع و اصل متلقّاة است.
جمعبندی و حجیت
اگر بتوانیم اصل متلقّاة را به دست بیاوریم، طبیعتاً به حجّتی قوی دست پیدا کردهایم؛ چرا که اجماع منبع فرعی است و باید ما را به سنّتی برساند که یا اصلش دست ما نیست، یا اگر اصلش هست از طرق یا نسخی هست که قابل اعتماد نیست که اگر آن را میدیدیم میپذیرفتیم. لذا:
- ما ۱۲۰۰ رطل عراقی را با اجماع متلقّاة پذیرفتیم.
- همچنین اجماع بر عدم تنجیس بخار را هم با اصل متلقّاة پذیرفتیم.
بر اساس جلسه ۶۷
۱۷ در ماه ۱۴۰۴