توضیحی پیرامون «اسحاق بن عمار ساباطی و صیرفی» و خلط شیخ طوسی

مرحوم شیخ طوسی در فهرست، اسحاق بن عمار را توثیق کرده ولی او را فطحی دانسته است.« و كان فطحيا، إلاّ أنّه ثقة، و أصله معتمد عليه» شیخ طوسی او را به عنوان اسحاق بن عمار ساباطی آورده است. مرحوم نجاشی در رجال خودش اسحاق بن عمار را توثیق کرده است ولی نه به عنوان اسحاق بن عمار ساباطی؛ بلکه به عنوان اسحاق بن عمار بن حیان الصیرفی الکوفی. مرحوم علامه حلی این دو عنوان را یکی دانسته است. کلام علامه حلی در خلاصه اینگونه توجیه میشود که نظر وی به وجه اشتراکی که میان این دو وجود دارد جلب شده است زیرا هر دو ثقه دانسته شده اند و گمان کرده است که عبارت نجاشی اصلا ناظر به مذهب اسحاق بن عمار نبوده است یا حداکثر اینکه صرفا ظهور دارد. در امامی بودنِ اسحاق بن عمار، ولی از این ظهورِ عبارتِ نجاشی در امامی بودن، به خاطر صراحت عبارت شیخ طوسی در فطحی بودن اسحاق بن عمار رفع ید می‌کنیم، وکلام نجاشی را حمل می‌کنیم بر اینکه فقط وثاقت در گفتار مرادش بوده است. در نتیجه اسحاق بن عمار ثقه ای است که مذهب فطحی داشته است.
بیان شیخ بهایی رحمه الله
مرحوم شیخ بهایی این تلقی را قبول نکرده و گفته است چه کسی گفته است که اسحاق بن عمار ساباطی همان اسحاق بن عمار صیرفی است؟ این‌ها دو نفر هستند. یک اسحاق بن عمار ساباطی داریم که شیخ در فهرست ترجمه کرده است و او را فطحی و ثقه دانسته است و یک اسحاق بن عمار بن حیان صیرفی داریم که امامی و ثقه است. بنابراین روایت‌های اسحاق بن عمار نیازمند تمییز مشترکات است تا روشن بشود کدام روایت مربوط به اسحاق بن عمار صیرفی است تا صحیحه بشود و کدام مربوط به اسحاق بن عمار ساباطی است تا موثقه بشود.
دیدگاه مرحوم بحر العلوم و خلط شیخ طوسی
این دو دیدگاه تا زمان مرحوم علامه بحر العلوم رواج داشته است. بحر العلوم نکته¬ای را متذکر می¬شودند و اشتباهی که در این میان رخ داده است را متذکر می¬شوند. علامه بحرالعلوم در فوائد خود یک نکته خیلی مهم را متذکر شده است، ایشان متذکر شده است اولاً ما دو اسحاق بن عمار نداریم و فقط یک اسحاق بن عمار داریم از اینرو نیازی به تمییز مشترکات نیست. مشأ اشتباهی که رخ داده است و میان طائفه رواج پیدا کرده است اشتباهی بوده است که شیخ طوسی در فهرست کرده است و بر اساس آن اشتباه اشتباه دیگری رخ داده است. شیخ طوسی در فهرست خیال کرده است که اسحاق بن عمار فرزند عمار ساباطی است. به خاطر همین وصف ساباطی را برای اسحاق بن عمار آورده است. و چون عمار ساباطی و اصحاب او فطحی بودند، ایشان خیال کرده است که اسحاق بن عمار نیز فطحی بوده است. در حالی که اسحاق بن عمار ساباطی نبوده است و به تبع آن فطحی هم نیست. دلیل اینکه شیخ طوسی اسحاق بن عمار را فطحی می¬دانسته این بوده است که او را فرزند عمار ساباطی می¬دانسته است در صورتی که همچنین چیزی اشتباه است و اسحاق بن عمار فرزند عمار ساباطی نبوده و هیچگاه فطحی نیز نبوده است. عمار ساباطی و طائفه او از افراد مشهوری هستند که به مذهب فطحیه گرویدند.
در شرح حال فطحیه آمده است که پس از اینکه امام صادق علیه السلام از دنیا رفتند، عبدالله افطح ادعای امامت کرد و عده‌ای به او گرویدند. ولی کم‌کم عده زیادی از عبدالله افطح برگشتند، پس از اینکه عبدالله افطح بعد از دوماه یا هفتاد روز از دنیا رفت، بقیه افرادی هم که به او گرویده بودند برگشتند، فقط عمار ساباطی و اصحابش ، باقی ماندند.

فرمایشان مرحوم بحر العلوم در توضیح این اشتباهی که رخ داده است کامل است.
بیان سیدنا الاستاد
موید دیگری برای فرمایشان ایشان می¬توان ذکر کرد و آن این است که در ذهن مرحوم شیخ طوسی اسحاق بن عمار و عمار ساباطی خلط می¬شده است شاهد این مطلب این است که در چند جای اسناد تهذیب، شیخ طوسی به جای عمار ساباطی اسحاق بن عمار آورده است که نشان می ¬دهد این دو نزد شیخ طوسی خلط می¬شده است.
وجهی در دلیل خلط شیخ طوسی رحمه‌الله
در تحریف یک عنوان به عنوان دیگر همواره باید دلیلی وجود داشته باشد که این تحریف و اشتباه رخ بدهد. شناسایی این عوامل باعث می¬شود که ما بتوانیم راحت¬تر عناوین محرَّف را بیابیم. برای مثال حماد بن عثمان و حماد بن عیسی در موارد زیادی اشتباهی جای یکدیگر می¬آیند. وجوه شباهتی بین این دو وجود دارد که باعث می¬شود این دو عنوان بایکدیگر اشتباه گردند. در مانحن فیه این سوال مطرح می¬گردد که دلیل اشتباه شدن اسحاق بن عمار و عمار ساباطی چه چیزی می¬تواند باشد؟ میان این دو عنوان شباهتی به جزء آنچه در نام عمّار است وجود ندارد ولی به نظر می¬رسد که این مقدار نمی¬تواند برای تحریف و اشتباه این دو عنوان با یکدیگر کافی باشد زیرا افراد زیادی نام عمار را دارند مانند معاویه بن عمّار و… . دلیلی که باعث شده است این اشتباه بین این دو رخ بدهد این است که کأنّ شیخ طوسی در ذهنشان اینچنین بوده است که اسحاق بن عمار فرزند عمار ساباطی بوده است و گمان می¬کرده است که عمار ساباطی فرزندی به نام اسحاق داشته است وقتی که شیخ طوسی عمار ساباطی را دیده است، ذهنش به فرزند او اسحاق بن عمار رفته است و اینچنین تخیل کرده است که این اسحاق باید فرزند او باشد و به جای پدر نام فرزند را گذاشته است. خلاصه اینکه در ذهن شیخ طوسی تداعی معنایی بین عمار ساباطی و اسحاق بن عمار شکل گرفته بوده است و با دیدن یکی به صورت ناخودآگاه به دیگری منتقل می شده است و به همین دلیل این اشتباه رخ می¬داده است.
و بیان شد که در سه یا چهار موضع در تهذیب و استبصار هنگامی که درباره عمار ساباطی می¬خواهند صحبت کنند تعبیر می¬آورند: «کما فی روایة اسحاق بن عمار» این نشان دهنده این است که این تداعی معانی بین اسحاق بن عمار و عمار ساباطی در ذهن شیخ بوده است