این بیانات از استاد شمس در نجف اشرف در تاریخ 18 مرداد 1396 بیان گردیده است.
باسمه تعالی
حدیث ضرار
ضرار به پیش معاویه رفت. از روایت استفاده می شود که او از محبان امیرالمومنین بودند.
معاویه از او خواست که امیرالمومنین علیه السلام را توصیف کند. ضرار بعد از اصرار، عبارات کوتاه و پر مضمون بیان کرد.
خبر ضرار بن ضمرة عند دخوله على معاوية
أَخْبَرَنَا أَبُو الْمَرْجَى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ قَالَ أَخْبَرَنِي أَبُو الْمُفَضَّلِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُطَّلِبِ الشَّيْبَانِيُّ الْكُوفِيُّ «1» قَالَ حَدَّثَنِي مَنْصُورُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَبِي جُلَّةَ بِأَنْطَاكِيَّةَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زَكَرِيَّا بْنِ دِينَارٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْعَبَّاسُ بْنُ بَكَّارٍ عَنْ عَبْدِ الْوَاحِدِ بْنِ أَبِي عَمْرٍو الْأَسَدِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ السَّائِبِ عَنْ أَبِي صَالِحٍ مَوْلَى أُمِّ هَانِي «2» قَالَ: دَخَلَ ضِرَارُ بْنُ ضَمْرَةَ الْكِنَانِيُّ عَلَى مُعَاوِيَةَ بْنِ أَبِي سُفْيَانَ يَوْماً فَقَالَ لَهُ يَا ضِرَارُ صِفْ لِي عَلِيّاً قَالَ أَ وَ تُعْفِينِي مِنْ ذَلِكَ قَالَ لَا أُعْفِيكَ قَالَ أَمَّا إِذْ لَا بُدَّ فَإِنَّهُ كَانَ وَ اللَّهِ بَعِيدَ الْمَدَى شَدِيدَ الْقُوَى يَقُولُ فَصْلًا وَ يَحْكُمُ عَدْلًا يَتَفَجَّرُ الْعِلْمُ مِنْ جَوَانِبِهِ وَ تَنْطِقُ الْحِكْمَةُ عَنْ لِسَانِهِ يَسْتَوْحِشُ مِنَ الدُّنْيَا وَ زَهْرَتِهَا وَ يَأْنَسُ بِاللَّيْلِ وَ ظُلْمَتِه …
ایشان در توصیف امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «بعید المدی»
این نکته هم در زندگی فردی مهم است و هم در تعاملات اجتماعی.
در زندگی فردی اگر بخواهیم در بعد علمی بررسی کنیم، هم می شود که هدف گذاری کوتاه بینانه انجام شود و هم بلند نظرانه.
در بعد معنوی نیز همین دو نگاه متصور است. برخی نگاهشان تنها نجات از عذاب است و برخی نگاهشان قرار گرفتن در کنار اولیاست.
از آیت الله کمشیری نقل شده است که آیا حضور به محضر
چه عرض کنم درباره کسی که 24 ساعته در محضر حضرات معصومین علیهم السلام است.
آیت الله شب زنده دار فرمودند: شب عرفه وقتی محضر امام رضا علیه السلام بودم. بعدا آیت الله قاروبی فرمودند: شب عرفه صداهایی شنیدم از جمله دعاهای شما و پاسخ های امام رضا علیه السلام.
وقتی انسان به این مرحله می تواند برسد، چرا به کمتر از این راضی بشود.
در عرصه اجتماعی هم همین گونه است. حتی کسانی که نسبت به جامعه دغدغه دارند هم دو گونه فکر می کنند. برخی تنها به اصلاح محیط محدودی هستند اما برخی به دنبال اصلاح جامعه و امت هستند.
شخصی مثل مرحوم سید جمال الدین اسدبادی از حیثیت توجه به بعد اجتماعی یا نمونه بالاتر حضرت امام خمینی ره که به فکر اصلاح جامعه بودند. در عملکرد انسان هم تفاوت ایجاد می کند.
اینکه مقام معظم رهبری تاکید بر آرمان گرایی به عنوان مشخصه انقلابی گری بیان کردند به همین معناست. بلکه این از اصول شیعه است. شیعه همواره منتظر ظهور بوده است «و اعمر اللهم به بلادک و احی به عبادک»
البته باید این نکته را در نظر داشت که در انتخاب مسیر به اهداف بلند، باید نکاتی را رعایت کرد. مثل اینکه حرکت باید از پیش پا باشد. نه اینکه از جایی که در آن نیستند بخواهند برسند.
برخی طلاب در حرکت علمی خود به پیش پای خود توجه ندارند و به سرعت می خواهند این درس های پیش رو را کنار بگذارند.
در زمان جنگ هم برخی از سپاهیان می خواستند که به اسرائیل حمله کنند که امام فرمودند: راه قدس از کربلا می گذرد.
«شدید القوی»
در قرآن بنابر تفسیر مشهور به حضرت جبرییل علیه السلام برمی گردد. البته این وصف در مورد خداوند هم به کار رفته است مثل دعای ندبه. انتخاب ضرار به خاطر استعمال در قرآن است.
مراد دقیقی شاید جز نیرومند در فارسی نداشته باشیم. جبرییل علیه السلام هم در نفس قوت داشت و هم در جسم! امیرالمومنین علیه السلام هم در نفس و جسم قوت داشت.
جبرییل وقتی برای عذاب قوم هود آمد نقل شده که طبقات زمین را بلند کرد و واژگونه کرد.
امیرالمومنین هم از لحاظ روح و جسم بسیار قوی بودند. ایشان در سنین بالا این همه مجاهدت ها علاوه بر دوران جوانی داشتند.
انسان باید در دو بعد توجه داشته باشد.
در بعد جسمانی باید به نکاتی از جمله سلامتی توجه کرد. باید به فکر سلامتی خویش باشیم. در فعالیت بدنی و خوردنی ها باید از افراط و تفریط جلوگیری کرد. تمرین در فعالیت بدنی بسیار مهم است و موجب تقویت جسم می شود مثل ورزشکاران. اگر جسم رها شد بی حال می شود.
بخش دیگر مربوط به قوت روح و اراده است. امام صادق علیه السلام هم در تعبیری اراده قوی را در بدن ضعیف قابل گنجایش ندانستند.
تمرین و توجه نکردن به مشکلات باعث تقویت می شود. یکی از این نمونه های بشری مرتاضان هستند.
یکی از بزرگان میزبان آیت الله بهاءدینی بودند. مقداری ایشان خواستند استراحت کنند. ساعاتی را خوابیدند، و بلند شدند. البته این مربوط به ما نیست. ولی این به خاطر روح بلند آنها بوده است که جسم را هم به دنبال خود می کشد. وقتی روح به قوت بالایی رسید، برخی می گویند از نظر طبیعی هم ثابت شده است که خواب یک ساعت او هم کار چندین ساعت را انجام می دهد. شاید هم امری خارق العاده است.
این بیانات توسط استاد شمس در نجف اشرف در تاریخ 21 مرداد 1396 بیان گردیده است.
باسمه تعالی
إِذْ لَا بُدَّ فَإِنَّهُ كَانَ وَ اللَّهِ بَعِيدَ الْمَدَى شَدِيدَ الْقُوَى يَقُولُ فَصْلًا وَ يَحْكُمُ عَدْلًا يَتَفَجَّرُ الْعِلْمُ مِنْ جَوَانِبِهِ وَ تَنْطِقُ الْحِكْمَةُ عَنْ لِسَانِهِ يَسْتَوْحِشُ مِنَ الدُّنْيَا وَ زَهْرَتِهَا وَ يَأْنَسُ بِاللَّيْلِ وَ ظُلْمَتِه …
یقول فصلا و یحکم عدلا
حضرت به منازعات خاتمه می داد و به حق حکم می کرد.
این ویژگی به صورت کامل از ویژگی های معصوم است. اما در مراتب پایین تر می تواند برای علما هم صورت پذیرد. یعنی عالم می تواند حجتی برای تمییز بین حق و باطل گردد. یعنی با استدلال خود کاری می کند که علم حاصل می شود به حق یا در مسائل فرعی و فقهی وقتی فتوا می دهد حجت تعبدی و فصل الخطاب تعبدی حساب می شود.
برخی این ویژگی را از خود دور می بینند که روزی فقیه ای شوند که سخنانشان حجت برای تمییز حق و باطل گردد. از علمای برزگ کسانی که به این مرتبه رسیدند همگی جزء افراد خاص و نابغه نبودند. (اگرچه برخی اینگونه بودند.) با زحمت و فعالیت و عدم پراکندگی وقت به این درجه رسیدند.
حضرت آیت الله تبریزی (رحمه الله) به حسب ظاهر استعداد خوبی داشت ولی عمده در رسیدن به این مرحله به جهت پشتکار ایشان بود.
من (استاد شمس) سالی در روز عید نوروز قم بودم. خواستم خدمت استاد (آیت الله تبریزی) رسیدم. خدمت ایشان رسیدم کسی خدمتشان نبود. دیدم ایشان مشغول نوشتن کتاب الحج بودند. ایشان می فرمودند من 40 سال طعم تعطیلی را نشنیدم.
علامه طباطبایی رحمه الله می فرمودند: 12 سال در نجف روزی (غیر از عاشورا) نبود که من مطالعه نکرده باشم.
امثال شهید مطهری از میان طلاب معمولی بودند.
يَتَفَجَّرُ الْعِلْمُ مِنْ جَوَانِبِهِ وَ تَنْطِقُ الْحِكْمَةُ عَنْ لِسَانِهِ
مانند کوهساری که از جوانبشان مانند آب، علم فواران می کرد.
روحانی باید به طوری باشد که از سخنش علم و حکمت را بیاموزند. مجالس بسیاری از بزرگان بسیار آموزنده بوده است.
يَسْتَوْحِشُ مِنَ الدُّنْيَا وَ زَهْرَتِهَا
حضرت نسبت به زرق و برق دنیا استیحاش داشت.
استیحاش و وحشت در عربی در مقابل انس است نه اینکه به معنای ترس باشد. ایشان نسبت به زرق و برق دنیا بیگانه بود.
وَ يَأْنَسُ بِاللَّيْلِ وَ ظُلْمَتِه
در مقابل با تاریکی شب انس داشت.
برای امثال ما که لباس و طریق آنها را اختیار کردیم بسیار مهم است که نه تنها عملا از دنیا دوری کنیم بلکه حالت استیحاش داشته باشیم. برخی به خاطر تقوا در مقام عمل، از برخی از امکانات و رفاهیات را استفاده نکنند ولی در دلشان دوست دارند. این مرتبه برای کمال انسان مطلوب نیست. برای رسیدن به مرتبه استیحاش نیاز به تمرین دارد. باید به طوری باشیم که اگر ضرورت هم اقتضا کرد آن را هم با اکراه انجام دهیم.
در روایت آمده که حضرت امیر علیه السلام لباس خشن را دوست داشت.
در روایت جالبی است که امام صادق علیه السلام فرمودند که زمان حضرت علیه السلام فرق می کرد. بعد فرمودند که وقتی حضرت مهدی علیه السلام ظهور کند، لباسش لباس علی علیه السلام است. این طور دوری از زحارف دنیا مطلوب است.
در کنار امیرالمومنین علیه السلام قرار داریم و همه معارف با عنایت خودشان به دست می آید. گاه ممکن است با دیدن طلاب نجف انسان حسرت بخورد. این ارزش دارد ولی تنها این نیست. نباید تصور این باشد که اگر حضرت بخواهد چیزی به انسان بدهد باید در کنار ایشان حضور ظاهری داشته باشد.