روایتی که دارای چندین نقل است، گاهی از نقلهای ضعیف چنین روایاتی نیز میتوان استفاده نمود. توضیح آنکه آیت الله والد در رابطه با حدیث «لاضرر» نکتهای بیان کردهاند که مبنای بسیار مهمّی است. ایشان بیان کردند اگر یک روایت دارای دو نقل است که یکی از آن دو صحیح و دیگری ضعیف است، در این صورت معلوم میگردد که راوی ضعیف نیز در این مورد دروغ نگفته است؛ بلکه خبر صحیحی را نقل کرده است. در این فرض، وقتی تفاوت موجود در نقل ضعیف، مربوط به سهو و خطای راوی باشد (نه آنکه مستند به تعمّٔد بر کذب شود) در این صورت نقل مربوط به راوی ضعیف نیز حجّت است.
یعنی اگر تعمّد بر کذب منتفی باشد، اصالة عدم خطا در این موارد جاری است. اصل عدم خطا اختصاص به روات موثّق ندارد. وقتی در خصوص یک خبر، یک راوی دروغ نگفته است تفاوتی که بین این نقل و سایر نقلها وجود دارد، ناشی از خطا است و اصل عدم خطا، نافی آن خطا خواهد بود. در این موارد باید روایات ضعیف نیز مورد نظر قرار گیرد، و چه بسا در برخی موارد، از آن تفاوتهای موجود در نقل ضعیف نیز بتوان استفاده کرد.
جهت روشن شدن بحث، یک مثال بیان میگردد. آیت الله والد بیان میکردند تفسیر عیاشی، بسیار کتاب خوبی است. ضعف این کتاب آن است که اسناد در آن ذکر نشده است. گاهی با ملاحظه اختلافات بین این کتاب و کتاب کافی در نقل برخی روایات، روشن میشود که نقل این کتاب صحیحتر است. البته از آن رو که این کتاب فاقد سند است ذاتا نمیتوان به آن اعتماد نمود، ولی اگر روایتی در کافی به یک صورت و در تفسیر عیاشی به صورت دیگری نقل شده باشد، ممکن است بتوان نقل عیاشی را ترجیح داد. و گاهی ممکن است نقلهای مختلف یک روایت تعارض پیدا کنند. این امر باعث توجه به روایاتی میشود که دارای سند ضعیفی است.
در محل بحث نیز روایت علی بن أبی حمزه حتّی اگر ضعیف باشد، تعبیر «حتّی جاءه الموت» را راوی بسیار بعید است که از نزد خود اضافه کرده باشد. بلکه ممکن است از باب اشتباه و خطا و سهو باشد؛ چرا که چنین قیدی از روی عمد اضافه نمیشود. نتیجه آنکه این نقل نیز معتبر شمرده میشود.
درس خارج فقه استاد معظّم سید محمد جواد شبیری مورخ ۸ مرداد ۱۴۰۳